کتاب پدیدارشناسی ادراک اثر موریس مرلو پونتی، ترجمه مسعود علیا، انتشارات نشر نی

کتاب پدیدارشناسی ادراک اثر موریس مرلو پونتی، ترجمه مسعود علیا، انتشارات نشر نی
ناشر : نشر نی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
جلد سختنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
کتاب «پدیدارشناسی ادراک» اثر موریس مرلوپونتی، یکی از برجستهترین متفکران مکتب پدیدارشناسی، نخستینبار در سال ۱۹۴۵ منتشر شد. این اثر نهتنها مهمترین کتاب مرلوپونتی به شمار میآید، بلکه نقطهعطفی در فلسفۀ قرن بیستم نیز محسوب میشود. مرلوپونتی در این کتاب با نقد رویکردهای سنتی پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، افق تازهای از فهم انسان و جهان را مطرح میکند؛ تا جایی که او را «فیلسوف ادراک» نامیدهاند.
### رویکرد مرلوپونتی به پدیدارشناسی
مرلوپونتی کتاب را با مقدمهای آغاز میکند که در آن رویکرد خود به پدیدارشناسی را ترسیم میسازد. به باور او، پدیدارشناسی علمی است که به «مطالعۀ جوهرها» و تحلیل ساختار آگاهی میپردازد. او ریشۀ دیدگاه خود را در آثار ادموند هوسرل، بنیانگذار پدیدارشناسی، جستوجو میکند. هوسرل با رد رئالیسم و اعتقاد به اینکه جهان «پیشاپیش حاضر» است، تمایزی مهم میان جهان بهمثابۀ دادهای مستقل و جهان تجربهشدۀ انسانی برقرار میکرد. مرلوپونتی بر این بنیان، پدیدارشناسی را ابزاری برای کشف رابطۀ انسان و جهان درکشده میداند.
### بدن بهمثابۀ مرکز ادراک
محور اصلی اندیشۀ مرلوپونتی در «پدیدارشناسی ادراک»، طرح این ایده است که بدن محل نخستین و بنیادی شناخت جهان است. او تأکید میکند که بدن صرفاً یک موجودیت زیستی یا فیزیکی نیست، بلکه درهمتنیده با ادراک عمل میکند و نقش اساسی در جایگاهیابی فرد در جهان ایفا دارد.
### نقد مفهوم حس و تقدم ادراک
مرلوپونتی در ادامه، برداشت سنتی از «حس» را که اغلب بدیهی، آنی و شفاف تلقی میشود، نقد میکند. از نظر او، این مفهوم ساده و روشن نیست، بلکه ابهام و پیچیدگی در آن وجود دارد. به باور وی، تز اصلی کتاب بر اصل «تقدم ادراک» استوار است؛ ادراک شالودۀ تمامی معرفت انسانی است و نمیتوان آن را به مجموعهای از احساسات جزئی یا «اتمهای حسّی» فروکاست.
### نقد دکارت و طرح بینالاذهانی آگاهی
مرلوپونتی در نقد دیدگاه دکارتی «میاندیشم، پس هستم»، بر نقش بدن و ادراک در شکلگیری آگاهی تأکید میکند و آگاهی را نه پدیدهای فردی و انتزاعی، بلکه میانسوژهای و دیالکتیکی میداند. او معتقد است که فهم انسان از جهان تنها در بستر ارتباطات بدنی و ادراکی با دیگری معنا مییابد.
### رابطه علم و پدیدارشناسی
بخش مهمی از کتاب به تحلیل رابطۀ علم و پدیدارشناسی اختصاص دارد. مرلوپونتی استدلال میکند که علم پدیدهای «درجه دوم» است؛ علمی که اگرچه بر جهان تأثیر میگذارد، اما هرگز قادر نیست آنچه را در ادراک زنده و تجربۀ مستقیم حس میشود، بهطور کامل بیان کند. علم جهان را توضیح میدهد، حال آنکه پدیدارشناسی میکوشد آن را توصیف کند؛ و از همین رو جایگاهی بنیادینتر دارد.
### پیوند پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم
از دیدگاه مرلوپونتی، پدیدارشناسی نه دشمن علم، بلکه مسیر بیدار کردن تجربۀ نخستشخص از جهان است. افزون بر این، پیوند آن با اگزیستانسیالیسم امکان فهم ژرفتر وجود انسانی را فراهم میآورد؛ فهمی که فراتر از نگرش عینی و سومشخص علم قرار دارد.
### ارزش و اهمیت کتاب
کتاب «پدیدارشناسی ادراک» متنی اصیل و تأثیرگذار در فلسفۀ معاصر است که برای پژوهشگران و علاقهمندان به فلسفه، بهویژه پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، مطالعهای ضروری به شمار میرود. این اثر ارزشمند با ترجمۀ روان و دقیق دکتر مسعود علیا در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته و دریچهای تازه به یکی از ژرفترین مباحث فلسفی قرن بیستم میگشاید.
کتاب «پدیدارشناسی ادراک» اثر موریس مرلوپونتی، یکی از برجستهترین متفکران مکتب پدیدارشناسی، نخستینبار در سال ۱۹۴۵ منتشر شد. این اثر نهتنها مهمترین کتاب مرلوپونتی به شمار میآید، بلکه نقطهعطفی در فلسفۀ قرن بیستم نیز محسوب میشود. مرلوپونتی در این کتاب با نقد رویکردهای سنتی پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، افق تازهای از فهم انسان و جهان را مطرح میکند؛ تا جایی که او را «فیلسوف ادراک» نامیدهاند.
### رویکرد مرلوپونتی به پدیدارشناسی
مرلوپونتی کتاب را با مقدمهای آغاز میکند که در آن رویکرد خود به پدیدارشناسی را ترسیم میسازد. به باور او، پدیدارشناسی علمی است که به «مطالعۀ جوهرها» و تحلیل ساختار آگاهی میپردازد. او ریشۀ دیدگاه خود را در آثار ادموند هوسرل، بنیانگذار پدیدارشناسی، جستوجو میکند. هوسرل با رد رئالیسم و اعتقاد به اینکه جهان «پیشاپیش حاضر» است، تمایزی مهم میان جهان بهمثابۀ دادهای مستقل و جهان تجربهشدۀ انسانی برقرار میکرد. مرلوپونتی بر این بنیان، پدیدارشناسی را ابزاری برای کشف رابطۀ انسان و جهان درکشده میداند.
### بدن بهمثابۀ مرکز ادراک
محور اصلی اندیشۀ مرلوپونتی در «پدیدارشناسی ادراک»، طرح این ایده است که بدن محل نخستین و بنیادی شناخت جهان است. او تأکید میکند که بدن صرفاً یک موجودیت زیستی یا فیزیکی نیست، بلکه درهمتنیده با ادراک عمل میکند و نقش اساسی در جایگاهیابی فرد در جهان ایفا دارد.
### نقد مفهوم حس و تقدم ادراک
مرلوپونتی در ادامه، برداشت سنتی از «حس» را که اغلب بدیهی، آنی و شفاف تلقی میشود، نقد میکند. از نظر او، این مفهوم ساده و روشن نیست، بلکه ابهام و پیچیدگی در آن وجود دارد. به باور وی، تز اصلی کتاب بر اصل «تقدم ادراک» استوار است؛ ادراک شالودۀ تمامی معرفت انسانی است و نمیتوان آن را به مجموعهای از احساسات جزئی یا «اتمهای حسّی» فروکاست.
### نقد دکارت و طرح بینالاذهانی آگاهی
مرلوپونتی در نقد دیدگاه دکارتی «میاندیشم، پس هستم»، بر نقش بدن و ادراک در شکلگیری آگاهی تأکید میکند و آگاهی را نه پدیدهای فردی و انتزاعی، بلکه میانسوژهای و دیالکتیکی میداند. او معتقد است که فهم انسان از جهان تنها در بستر ارتباطات بدنی و ادراکی با دیگری معنا مییابد.
### رابطه علم و پدیدارشناسی
بخش مهمی از کتاب به تحلیل رابطۀ علم و پدیدارشناسی اختصاص دارد. مرلوپونتی استدلال میکند که علم پدیدهای «درجه دوم» است؛ علمی که اگرچه بر جهان تأثیر میگذارد، اما هرگز قادر نیست آنچه را در ادراک زنده و تجربۀ مستقیم حس میشود، بهطور کامل بیان کند. علم جهان را توضیح میدهد، حال آنکه پدیدارشناسی میکوشد آن را توصیف کند؛ و از همین رو جایگاهی بنیادینتر دارد.
### پیوند پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم
از دیدگاه مرلوپونتی، پدیدارشناسی نه دشمن علم، بلکه مسیر بیدار کردن تجربۀ نخستشخص از جهان است. افزون بر این، پیوند آن با اگزیستانسیالیسم امکان فهم ژرفتر وجود انسانی را فراهم میآورد؛ فهمی که فراتر از نگرش عینی و سومشخص علم قرار دارد.
### ارزش و اهمیت کتاب
کتاب «پدیدارشناسی ادراک» متنی اصیل و تأثیرگذار در فلسفۀ معاصر است که برای پژوهشگران و علاقهمندان به فلسفه، بهویژه پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، مطالعهای ضروری به شمار میرود. این اثر ارزشمند با ترجمۀ روان و دقیق دکتر مسعود علیا در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته و دریچهای تازه به یکی از ژرفترین مباحث فلسفی قرن بیستم میگشاید.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب پدیدارشناسی ادراک اثر موریس مرلو پونتی، ترجمه مسعود علیا، انتشارات نشر نی

