کتاب تحلیل پدیدارشناختی هنر اثر مریم بختیاریان، انتشارات نگاه معاصر
شرحی بر نظریۀ آگاهی زیباشناختی ادموند هوسرل

کتاب تحلیل پدیدارشناختی هنر اثر مریم بختیاریان، انتشارات نگاه معاصر
شرحی بر نظریۀ آگاهی زیباشناختی ادموند هوسرل
ناشر : نگاه معاصر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
182تعداد صفحه
توانایی آثار هنری در دیدهشدن از منظرهای گوناگون، یکی از دلایل اصلی فزونی اشتیاق پژوهشگران برای بهرهگیری از تحلیل و نقد پدیدارشناختی هنر است. در مقیاسی گستردهتر، نهتنها «هنر» بلکه هر پدیدهای که بتواند آگاهی انسان را به خود مشغول سازد، از نظر پدیدارشناسی شایستۀ تحلیل است. بررسی چگونگی شکلگیری انواع آگاهی از دیدگاه ادموند هوسرل ـ از جمله آگاهی ما نسبت به امور واقعی، تصاویر، تخیلات و آثار هنری ـ گواه روشنی بر این مشروعیت بهشمار میآید.
در این میان، هنر عرصهای مناسب برای بهکارگیری نظریۀ آگاهی تصویری و حرکت از آن به سوی تحقق آگاهی زیباشناختی است؛ بهویژه آنکه با اتکا به هنر میتوان نظریۀ هوسرل را از اتهام سولیپسیسم تبرئه کرد. هنر بهمثابۀ رسانهای ارتباطی جایگاهی میانذهنی فراهم میکند که از یکسو پیوند میان سوژهها را در تجربهای مشترک تقویت میسازد و از سوی دیگر به عینیت اثر هنری اعتبار میبخشد. درک این روابط و تشخیص جایگاه عینی یا ذهنی اثر هنری تنها در پرتو خوانش دقیق آرای هوسرل ممکن میشود.
با توجه به پروژۀ خاص هوسرل در تبیین همبستگی میان آگاهی و جهان، در تحلیل و نقد پدیدارشناسانۀ هنر، تمرکز بر ساختار و عناصر صوری اثر بر هر نوع نگرش دیگر برتری دارد؛ زیرا باید روشن شود که این عناصر چگونه در مجموع به تولد یک تجربۀ زیباشناختی خاص منتهی میشوند. اگر گاه در اندیشۀ هوسرل مواضعی هستیشناختی یا توجهی به آفرینش و خلاقیت هنرمند دیده میشود، این موارد همگی در حاشیۀ بررسی تجربهای خاص یعنی «تجربۀ زیباشناختی» مطرحاند. بنابراین، هدف از بررسی اندیشۀ هوسرل دستیابی به تعریف هنر یا زیبایی نیست، بلکه مقصود اصلی روشنساختن نحوۀ پدیدارشدن هنر و شناسایی عوامل مؤثر بر آن است.
از همین رو، در این نوشتار بازتعریف مؤلفههای شناختهشدۀ پدیدارشناسی هوسرل که در منابع گوناگون آمدهاند، مد نظر نبوده و تنها در بخش کاربرد آنها در نقد هنر، به مهمترین مفاهیم اشارهای گذرا شده است. هوسرل وارث سنتی است که تحلیل تجربۀ زیباشناختی را در پیوند با تواناییهای ذهنی ادراک میبیند. او آگاهی تصویری را نوعی پیچیده از شناسایی میداند که در پرتو آن میتوان گونههای سادهتر یا خیالپردازانۀ آگاهی، همچون آگاهی برخاسته از تخیل، را بازشناخت؛ زیرا از نظر هوسرل، بررسی هنر باید در قلمرو تخیل صورت گیرد.
در فصل نخست این کتاب، مسائلی بنیادین در پدیدارشناسی هوسرل چون اهمیت شهود، اندیشه، نظریۀ آگاهی تصویری و گونههای قصدمندی ادراک مورد بررسی و بسط قرار گرفته است. فصل دوم اختصاص دارد به هنر و زیباشناسی و در آن، با تحلیل و نقد چند اثر هنری از منظر پدیدارشناسی هوسرل، شرایط تحقق تجربۀ زیباشناختی و ویژگیهای آن و نیز ذات هنر تحلیل شده است.
این پژوهش بر پایۀ نقل و تفسیر گزارههای مشخص هوسرل و شماری از شارحان وفادار به پدیدارشناسی او، همراه با تحلیل موردی چند اثر هنری تنظیم شده است. با توجه به تأکید هوسرل بر اینکه نگرش زیباشناختی میتواند انسان را برای ورود به عرصۀ نگرش فلسفی آماده سازد، امید میرود این اثر بتواند ضمن جلب توجه علاقهمندان فلسفۀ هنر و پژوهشهای هنری، مخاطبان حوزۀ فلسفه را نیز خرسند سازد.
توانایی آثار هنری در دیدهشدن از منظرهای گوناگون، یکی از دلایل اصلی فزونی اشتیاق پژوهشگران برای بهرهگیری از تحلیل و نقد پدیدارشناختی هنر است. در مقیاسی گستردهتر، نهتنها «هنر» بلکه هر پدیدهای که بتواند آگاهی انسان را به خود مشغول سازد، از نظر پدیدارشناسی شایستۀ تحلیل است. بررسی چگونگی شکلگیری انواع آگاهی از دیدگاه ادموند هوسرل ـ از جمله آگاهی ما نسبت به امور واقعی، تصاویر، تخیلات و آثار هنری ـ گواه روشنی بر این مشروعیت بهشمار میآید.
در این میان، هنر عرصهای مناسب برای بهکارگیری نظریۀ آگاهی تصویری و حرکت از آن به سوی تحقق آگاهی زیباشناختی است؛ بهویژه آنکه با اتکا به هنر میتوان نظریۀ هوسرل را از اتهام سولیپسیسم تبرئه کرد. هنر بهمثابۀ رسانهای ارتباطی جایگاهی میانذهنی فراهم میکند که از یکسو پیوند میان سوژهها را در تجربهای مشترک تقویت میسازد و از سوی دیگر به عینیت اثر هنری اعتبار میبخشد. درک این روابط و تشخیص جایگاه عینی یا ذهنی اثر هنری تنها در پرتو خوانش دقیق آرای هوسرل ممکن میشود.
با توجه به پروژۀ خاص هوسرل در تبیین همبستگی میان آگاهی و جهان، در تحلیل و نقد پدیدارشناسانۀ هنر، تمرکز بر ساختار و عناصر صوری اثر بر هر نوع نگرش دیگر برتری دارد؛ زیرا باید روشن شود که این عناصر چگونه در مجموع به تولد یک تجربۀ زیباشناختی خاص منتهی میشوند. اگر گاه در اندیشۀ هوسرل مواضعی هستیشناختی یا توجهی به آفرینش و خلاقیت هنرمند دیده میشود، این موارد همگی در حاشیۀ بررسی تجربهای خاص یعنی «تجربۀ زیباشناختی» مطرحاند. بنابراین، هدف از بررسی اندیشۀ هوسرل دستیابی به تعریف هنر یا زیبایی نیست، بلکه مقصود اصلی روشنساختن نحوۀ پدیدارشدن هنر و شناسایی عوامل مؤثر بر آن است.
از همین رو، در این نوشتار بازتعریف مؤلفههای شناختهشدۀ پدیدارشناسی هوسرل که در منابع گوناگون آمدهاند، مد نظر نبوده و تنها در بخش کاربرد آنها در نقد هنر، به مهمترین مفاهیم اشارهای گذرا شده است. هوسرل وارث سنتی است که تحلیل تجربۀ زیباشناختی را در پیوند با تواناییهای ذهنی ادراک میبیند. او آگاهی تصویری را نوعی پیچیده از شناسایی میداند که در پرتو آن میتوان گونههای سادهتر یا خیالپردازانۀ آگاهی، همچون آگاهی برخاسته از تخیل، را بازشناخت؛ زیرا از نظر هوسرل، بررسی هنر باید در قلمرو تخیل صورت گیرد.
در فصل نخست این کتاب، مسائلی بنیادین در پدیدارشناسی هوسرل چون اهمیت شهود، اندیشه، نظریۀ آگاهی تصویری و گونههای قصدمندی ادراک مورد بررسی و بسط قرار گرفته است. فصل دوم اختصاص دارد به هنر و زیباشناسی و در آن، با تحلیل و نقد چند اثر هنری از منظر پدیدارشناسی هوسرل، شرایط تحقق تجربۀ زیباشناختی و ویژگیهای آن و نیز ذات هنر تحلیل شده است.
این پژوهش بر پایۀ نقل و تفسیر گزارههای مشخص هوسرل و شماری از شارحان وفادار به پدیدارشناسی او، همراه با تحلیل موردی چند اثر هنری تنظیم شده است. با توجه به تأکید هوسرل بر اینکه نگرش زیباشناختی میتواند انسان را برای ورود به عرصۀ نگرش فلسفی آماده سازد، امید میرود این اثر بتواند ضمن جلب توجه علاقهمندان فلسفۀ هنر و پژوهشهای هنری، مخاطبان حوزۀ فلسفه را نیز خرسند سازد.
دستههای مرتبط
کتابفلسفه و منطقفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفیهستیشناسیفلسفه و منطقفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفیهستیشناسیفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفیهستیشناسی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب تحلیل پدیدارشناختی هنر اثر مریم بختیاریان، انتشارات نگاه معاصر
شرحی بر نظریۀ آگاهی زیباشناختی ادموند هوسرل