کتاب الی ... اثر فائضه غفارحدادی، انتشارات شهید کاظمی
سفرنامه شامات و حدود سرزمینهای اشغالی

کتاب الی ... اثر فائضه غفارحدادی، انتشارات شهید کاظمی
سفرنامه شامات و حدود سرزمینهای اشغالی
ناشر : شهید کاظمی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «اِلی...» نوشته فائضه غفّار حدّادی، سفرنامهای خواندنی از سفر نویسنده به کشورهای لبنان و سوریه است. او در مقدمه کتاب مینویسد که هدفش از این سفرها، صرفاً دیدن کشورها نبوده، بلکه خواسته است خانوادهای را ملاقات کند که بیوطناند و هر سال تابستان در نقطهای از جهان گرد هم میآیند. نویسنده توضیح میدهد اگر آن خانواده در کشور بلژیک جمع میشدند، این اثر نیز سفرنامهای از بلژیک میبود.
این خانواده خانهای داشتند که به دست دزدانی تهی از انسانیت غصب شده است؛ سرزمینی به نام فلسطین که امروز در بند جماعتی پلید به نام صهیونیسم گرفتار است. اعضای این خانواده در گذشته در غزّه زندگی میکردند، اما با گذشت زمان ناچار شدند هر یک برای ادامه زندگی به گوشهای از جهان پناه ببرند.
در طول این سفر، نویسنده علاوه بر گفتوگو با اعضای خانواده و گردآوری اطلاعاتی جذاب و خواندنی درباره آوارگان فلسطینی، نگاهی دقیق و موشکافانه به اوضاع اجتماعی، فرهنگی و آداب و رسوم مردم لبنان و سوریه دارد. کتاب، تصویری ملموس از زندگی روزمره، پیوندهای انسانی و روح مقاوم مردم این دو کشور ارائه میدهد و خواننده را با فضای واقعی منطقه آشنا میسازد.
او سفر خود را تا مرزهای لبنان و سوریه با فلسطین اشغالی ادامه میدهد و در نقطه صفر مرزی، از آرزوهای مشترک مردم خاورمیانه برای آزادی فلسطین سخن میگوید. «اِلی...» روایتی صمیمی و دلانگیز از خط مقدم جبهه مقاومت است؛ جایی که گرچه دیوارها از سیمخاردار و آتش پوشیدهاند، اما مردم همچنان سبزند و زنده، و امید در دلشان جاری است. بخشی از متن کتاب: یک دسته پرنده با تاریک شدن نسبی هوا از روی درختها بلند میشوند و دورمان میچرخند و دوباره برمیگردند سمت جنگل فادیا میگوید اسم اینها را نمیدانم اما پرندهای که نماد ملیتا است یک پرنده خاص است که از آدمها فراری است و هرگز در مناطقی که آدمها باشند لانه نمیسازد. اما آن ایام که حزب الله آمدند و اینجا ساکن شدند، به طور معجزه آسایی با این پرندهها همزیستی داشتند و آنها از اینجا نرفتند. این ماجرای آدم گریز بودن آن پرندهها به حدی مشهور بود که بعدها سربازان اسرائیلی میگفتند هر جا که آنها را میدیدیم خیالمان راحت بود که آنجا امن و امان است و کسی نیست. چه خرده روایت قشنگی. به خرده روایتهای بکر و قشنگ دیگری فکر میکنم که لابه لای این درختها و سنگرها و ادوات مانده و هیچ کس آنها را نشنیده جز آسمان.
کتاب «اِلی...» نوشته فائضه غفّار حدّادی، سفرنامهای خواندنی از سفر نویسنده به کشورهای لبنان و سوریه است. او در مقدمه کتاب مینویسد که هدفش از این سفرها، صرفاً دیدن کشورها نبوده، بلکه خواسته است خانوادهای را ملاقات کند که بیوطناند و هر سال تابستان در نقطهای از جهان گرد هم میآیند. نویسنده توضیح میدهد اگر آن خانواده در کشور بلژیک جمع میشدند، این اثر نیز سفرنامهای از بلژیک میبود.
این خانواده خانهای داشتند که به دست دزدانی تهی از انسانیت غصب شده است؛ سرزمینی به نام فلسطین که امروز در بند جماعتی پلید به نام صهیونیسم گرفتار است. اعضای این خانواده در گذشته در غزّه زندگی میکردند، اما با گذشت زمان ناچار شدند هر یک برای ادامه زندگی به گوشهای از جهان پناه ببرند.
در طول این سفر، نویسنده علاوه بر گفتوگو با اعضای خانواده و گردآوری اطلاعاتی جذاب و خواندنی درباره آوارگان فلسطینی، نگاهی دقیق و موشکافانه به اوضاع اجتماعی، فرهنگی و آداب و رسوم مردم لبنان و سوریه دارد. کتاب، تصویری ملموس از زندگی روزمره، پیوندهای انسانی و روح مقاوم مردم این دو کشور ارائه میدهد و خواننده را با فضای واقعی منطقه آشنا میسازد.
او سفر خود را تا مرزهای لبنان و سوریه با فلسطین اشغالی ادامه میدهد و در نقطه صفر مرزی، از آرزوهای مشترک مردم خاورمیانه برای آزادی فلسطین سخن میگوید. «اِلی...» روایتی صمیمی و دلانگیز از خط مقدم جبهه مقاومت است؛ جایی که گرچه دیوارها از سیمخاردار و آتش پوشیدهاند، اما مردم همچنان سبزند و زنده، و امید در دلشان جاری است. بخشی از متن کتاب: یک دسته پرنده با تاریک شدن نسبی هوا از روی درختها بلند میشوند و دورمان میچرخند و دوباره برمیگردند سمت جنگل فادیا میگوید اسم اینها را نمیدانم اما پرندهای که نماد ملیتا است یک پرنده خاص است که از آدمها فراری است و هرگز در مناطقی که آدمها باشند لانه نمیسازد. اما آن ایام که حزب الله آمدند و اینجا ساکن شدند، به طور معجزه آسایی با این پرندهها همزیستی داشتند و آنها از اینجا نرفتند. این ماجرای آدم گریز بودن آن پرندهها به حدی مشهور بود که بعدها سربازان اسرائیلی میگفتند هر جا که آنها را میدیدیم خیالمان راحت بود که آنجا امن و امان است و کسی نیست. چه خرده روایت قشنگی. به خرده روایتهای بکر و قشنگ دیگری فکر میکنم که لابه لای این درختها و سنگرها و ادوات مانده و هیچ کس آنها را نشنیده جز آسمان.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب الی ... اثر فائضه غفارحدادی، انتشارات شهید کاظمی
سفرنامه شامات و حدود سرزمینهای اشغالی
