کتاب سقوط اصفهان اثر ژان کریستف روفن، ترجمه محمد مجلسی، انتشارات دنیای نو

کتاب سقوط اصفهان اثر ژان کریستف روفن، ترجمه محمد مجلسی، انتشارات دنیای نو
ناشر : دنیای نو

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1396سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
هیچکس نمیتوانست وقوع رسوایی را پیشبینی کند. کاروانسرای شاهعباسی کاشان در آن زمان زیباترین و باشکوهترین مهمانخانهی شرق بهشمار میرفت. مسافران و بازرگانانی که پس از پیمودن جادههای ناهموار مشرق زمین به آن میرسیدند، میتوانستند در فضایی امن و آرام بیاسایند و از مهماننوازی و خدموحشم منظم آن بهرهمند شوند.
این کاروانسرا حدود صد سال پیش به فرمان شاهعباس بزرگ بنا شده بود. روایت کردهاند که شاهعباس هرگاه به آشپزخانهی کاروانسراهای خود سر میزد و میدید سرپوش دیگها زیر فشار بخار چند بند انگشت بالا آمده است، احساس خشنودی میکرد. او بر این باور بود که نهتنها آدمیان، بلکه اشیای بیجان نیز در برابر او نشانهای از احترام و اطاعت نشان میدهند. از همان زمان، مسافرانی که وارد این کاروانسراها میشدند، مقررات را رعایت میکردند و نظم و آرامش در تمام مهمانخانهها برقرار بود.
اما در آن شب داغ آغاز تابستان سال ۱۷۲۱، هیچکس گمان نمیبرد که حادثهای غیرمنتظره رخ دهد و این آرامش دیرینه را بر هم زند. در آن شب، هنگامیکه مرد فرنگی بینوا با چهرهای خسته و ظاهری عجیب وارد کاروانسرا شد، هر کس نگاهش به او میافتاد بیاختیار لبخند بر لب میآورد. این مسافر ناشناس، آغازی بود بر ماجرایی که هیچکس در کاروانسرای باشکوه شاهعباسی کاشان انتظارش را نداشت.
هیچکس نمیتوانست وقوع رسوایی را پیشبینی کند. کاروانسرای شاهعباسی کاشان در آن زمان زیباترین و باشکوهترین مهمانخانهی شرق بهشمار میرفت. مسافران و بازرگانانی که پس از پیمودن جادههای ناهموار مشرق زمین به آن میرسیدند، میتوانستند در فضایی امن و آرام بیاسایند و از مهماننوازی و خدموحشم منظم آن بهرهمند شوند.
این کاروانسرا حدود صد سال پیش به فرمان شاهعباس بزرگ بنا شده بود. روایت کردهاند که شاهعباس هرگاه به آشپزخانهی کاروانسراهای خود سر میزد و میدید سرپوش دیگها زیر فشار بخار چند بند انگشت بالا آمده است، احساس خشنودی میکرد. او بر این باور بود که نهتنها آدمیان، بلکه اشیای بیجان نیز در برابر او نشانهای از احترام و اطاعت نشان میدهند. از همان زمان، مسافرانی که وارد این کاروانسراها میشدند، مقررات را رعایت میکردند و نظم و آرامش در تمام مهمانخانهها برقرار بود.
اما در آن شب داغ آغاز تابستان سال ۱۷۲۱، هیچکس گمان نمیبرد که حادثهای غیرمنتظره رخ دهد و این آرامش دیرینه را بر هم زند. در آن شب، هنگامیکه مرد فرنگی بینوا با چهرهای خسته و ظاهری عجیب وارد کاروانسرا شد، هر کس نگاهش به او میافتاد بیاختیار لبخند بر لب میآورد. این مسافر ناشناس، آغازی بود بر ماجرایی که هیچکس در کاروانسرای باشکوه شاهعباسی کاشان انتظارش را نداشت.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب سقوط اصفهان اثر ژان کریستف روفن، ترجمه محمد مجلسی، انتشارات دنیای نو

