کتاب قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی اثر غلامحسین ابراهیمی دینانی، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 جلدی

کتاب قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی اثر غلامحسین ابراهیمی دینانی، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 جلدی
ناشر : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
وزیریقطع
1399سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
اولین قاعده کتاب با عنوان «انتقال الأعراض محال است» شناخته میشود. نویسنده در آغاز، برای توضیح محالبودن انتقال عرض از موضوعی به موضوع دیگر، ابتدا به تعریف ماهیت «جوهر» و «عرض» میپردازد و سپس ادامه میدهد که بر اساس مطالعات موجود در آثار فلسفی و کلامی، هیچکس قائل به جواز انتقال عرض از یک موضوع به موضوع دیگر نیست؛ بلکه همگان آن را از دیدگاه عقل، امری محال دانستهاند.
در ادامه، نویسنده دیدگاههای فیلسوفان برجستهای چون فارابی، سهروردی، فخر رازی و در نهایت ملاصدرا را در این زمینه بررسی میکند. ملاصدرا برای اثبات تجرد «نفس ناطقه» به مجموعهای از آیات قرآن کریم استناد کرده است؛ آیاتی که مضمون آنها بر «رجوع و بقای نفس ناطقه در معاد و رستاخیز» دلالت دارد.
وی این استدلال را بر دو اصل اساسی، یعنی قاعده «امتناع اعاده معدوم» و قاعده «استحاله انتقال عرض» که از نظر او قطعی و مسلماند، استوار میسازد. مبنای استدلال ملاصدرا بر این دو قاعده چنین است: اگر نفس ناطقه انسان مجرد و جاودانه نباشد، ناگزیر یکی از دو حالت را خواهد داشت؛ یا هنگام مرگ و مفارقت از بدن نابود میشود، یا در لحظه جدایی از بدن به بدن برزخی دیگری منتقل میگردد.
در فرض نخست، یعنی اگر گفته شود نفس ناطقه با مرگ نابود میشود، با آیات روشنی از قرآن که بر «حضور و بازگشت نفس در معاد» تصریح دارند، تعارض پیدا میکند و در این صورت، اشکال «اعاده معدوم» لازم میآید. اما در فرض دوم، اگر گفته شود نفس ناطقه پس از جدایی از بدن به بدن برزخی دیگری منتقل میشود، مسئله «انتقال عرض از موضوعی به موضوع دیگر» پیش میآید.
از آنجا که هر دو فرض، یعنی «اعاده معدوم» و «انتقال عرض»، از نظر عقل امری محال و غیرممکناند، نتیجه آن است که باید ناگزیر به فرض سوم، یعنی «تجرد و بقاء نفس ناطقه»، اذعان کرد.
اولین قاعده کتاب با عنوان «انتقال الأعراض محال است» شناخته میشود. نویسنده در آغاز، برای توضیح محالبودن انتقال عرض از موضوعی به موضوع دیگر، ابتدا به تعریف ماهیت «جوهر» و «عرض» میپردازد و سپس ادامه میدهد که بر اساس مطالعات موجود در آثار فلسفی و کلامی، هیچکس قائل به جواز انتقال عرض از یک موضوع به موضوع دیگر نیست؛ بلکه همگان آن را از دیدگاه عقل، امری محال دانستهاند.
در ادامه، نویسنده دیدگاههای فیلسوفان برجستهای چون فارابی، سهروردی، فخر رازی و در نهایت ملاصدرا را در این زمینه بررسی میکند. ملاصدرا برای اثبات تجرد «نفس ناطقه» به مجموعهای از آیات قرآن کریم استناد کرده است؛ آیاتی که مضمون آنها بر «رجوع و بقای نفس ناطقه در معاد و رستاخیز» دلالت دارد.
وی این استدلال را بر دو اصل اساسی، یعنی قاعده «امتناع اعاده معدوم» و قاعده «استحاله انتقال عرض» که از نظر او قطعی و مسلماند، استوار میسازد. مبنای استدلال ملاصدرا بر این دو قاعده چنین است: اگر نفس ناطقه انسان مجرد و جاودانه نباشد، ناگزیر یکی از دو حالت را خواهد داشت؛ یا هنگام مرگ و مفارقت از بدن نابود میشود، یا در لحظه جدایی از بدن به بدن برزخی دیگری منتقل میگردد.
در فرض نخست، یعنی اگر گفته شود نفس ناطقه با مرگ نابود میشود، با آیات روشنی از قرآن که بر «حضور و بازگشت نفس در معاد» تصریح دارند، تعارض پیدا میکند و در این صورت، اشکال «اعاده معدوم» لازم میآید. اما در فرض دوم، اگر گفته شود نفس ناطقه پس از جدایی از بدن به بدن برزخی دیگری منتقل میشود، مسئله «انتقال عرض از موضوعی به موضوع دیگر» پیش میآید.
از آنجا که هر دو فرض، یعنی «اعاده معدوم» و «انتقال عرض»، از نظر عقل امری محال و غیرممکناند، نتیجه آن است که باید ناگزیر به فرض سوم، یعنی «تجرد و بقاء نفس ناطقه»، اذعان کرد.
دستههای مرتبط
کتابفلسفه و منطقنظریات و مکاتب فلسفیمذهباسلامتصوف و عرفانفلسفه و منطقنظریات و مکاتب فلسفیمذهباسلامتصوف و عرفاننظریات و مکاتب فلسفیاسلامتصوف و عرفانتصوف و عرفان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی اثر غلامحسین ابراهیمی دینانی، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
2 جلدی
