کتاب معسومیت اثر مصطفی مستور، انتشارات مرکز

کتاب معسومیت اثر مصطفی مستور، انتشارات مرکز
ناشر : مرکز

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
مصطفی مستور از نویسندگانی است که آثارش معمولاً با استقبال گسترده خوانندگان روبهرو میشود. رمان «روی ماه خداوند را ببوس» مشهورترین و محبوبترین کتاب او بهشمار میرود. مستور در اثر تازهاش، «معسومیت»، نیز کوشیده است رضایت مخاطبان خود را حفظ کند و تا حد زیادی در این زمینه موفق بوده است؛ چنانکه تیراژ چهارهزار نسخهای چاپ نخست کتاب در مدت کوتاهی به پایان رسید.
رمان «معسومیت» مانند بیشتر آثار مستور، اثری کمحجم است که در بیستوسه بخش روایت میشود. سبک روایت کوتاه و تند او به داستان ضرباهنگی خاص میدهد و موجب میشود خواننده به آسانی با روایت همراه شود و دچار کسالت نگردد. شخصیتهای این رمان جوانانی هستند در جستوجوی معنا و مفهوم زندگی، و در میان روایت، ماجرایی عاشقانه نیز بهعنوان چاشنی اثر دیده میشود.
«معسومیت» بیش از هر چیز، رمانی گفتوگومحور است و گویی پرسشها و دغدغههای نویسنده در قالب دیالوگهای شخصیتها نقل میشود. جملات و پندهای عارفانه از زبان آنان شنیده میشود؛ برای نمونه، در بخشی از رمان یکی از شخصیتها از زندگی پیامبر سخن میگوید و در بخشی دیگر، دختری خیابانی با نگاهی عمیق و کنایهآمیز درباره معنای زندگی حرف میزند. مستور کوشیده است تا این شخصیتها و گفتوگوهایشان باورپذیر و زنده جلوه کنند؛ هرچند بهنظر میرسد همین ویژگی از دلایل اصلی علاقهی خوانندگان به آثار اوست.
داستان رمان در زمستان سال ۱۳۹۵ و در تهران میگذرد و روایتش از زبان مازیار، یکی از شخصیتها، بیان میشود. قصه، زندگی دو دوست به نامهای اردلان و مازیار را دنبال میکند. مازیار که مدرسه را نیمهکاره رها کرده اما به نوشتن علاقهمند است، به درخواست اردلان نوشتن رمان را آغاز میکند. تحصیلات ناتمامش سبب شده املای خوبی نداشته باشد و نام کتاب «معسومیت» نیز برگرفته از یکی از همین غلطهای املایی اوست. در متن رمان نیز اشتباهات املایی عمدی وجود دارد، امری که هم مورد توجه خوانندگان قرار گرفته و هم انتقادهایی را برانگیخته است.
در خط اصلی داستان، مازیار جوانی خسته و دلزده است که به سینما عشق میورزد. آشنایی دوبارهاش با دوست قدیمیاش، اردلان، او را به دنیای نویسندگی در رادیو میکشاند. سپس دختری به نام نادیا، با صدایی مناسب برای نمایشهای رادیویی، وارد ماجرا میشود و از این نقطه به بعد، روند روایت جذابتر و پرکششتر میشود.
شادی و غم، پیچیدگی روابط عاطفی و انسانی، و نسبت انسان و خدا از مهمترین مضامین ثابت در آثار مصطفی مستور بهشمار میروند. او این مفاهیم را با نگاهی فلسفی و رنگی از عرفان در هم میآمیزد؛ شیوهای که بهنظر میرسد مخاطبانش آن را دوست دارند. در رمان «معسومیت» نیز راوی داستان، مازیار، مشغول نگارش نمایشنامهای درباره یکی از عرفای قرن هفتم است و گفتههایی از او را در خلال روایت بازگو میکند.
با وجود آنکه «معسومیت» عناصر تعلیق چندانی ندارد، اما دیالوگهای روان، توصیفهای موجز و شخصیتپردازی قابلقبول، در کنار نثر روان و آهنگین اثر، سبب میشود این رمان بتواند رضایت خوانندگان خود را جلب کند و جایگاه شایستهای در میان آثار معاصر مصطفی مستور به دست آورد.
مصطفی مستور از نویسندگانی است که آثارش معمولاً با استقبال گسترده خوانندگان روبهرو میشود. رمان «روی ماه خداوند را ببوس» مشهورترین و محبوبترین کتاب او بهشمار میرود. مستور در اثر تازهاش، «معسومیت»، نیز کوشیده است رضایت مخاطبان خود را حفظ کند و تا حد زیادی در این زمینه موفق بوده است؛ چنانکه تیراژ چهارهزار نسخهای چاپ نخست کتاب در مدت کوتاهی به پایان رسید.
رمان «معسومیت» مانند بیشتر آثار مستور، اثری کمحجم است که در بیستوسه بخش روایت میشود. سبک روایت کوتاه و تند او به داستان ضرباهنگی خاص میدهد و موجب میشود خواننده به آسانی با روایت همراه شود و دچار کسالت نگردد. شخصیتهای این رمان جوانانی هستند در جستوجوی معنا و مفهوم زندگی، و در میان روایت، ماجرایی عاشقانه نیز بهعنوان چاشنی اثر دیده میشود.
«معسومیت» بیش از هر چیز، رمانی گفتوگومحور است و گویی پرسشها و دغدغههای نویسنده در قالب دیالوگهای شخصیتها نقل میشود. جملات و پندهای عارفانه از زبان آنان شنیده میشود؛ برای نمونه، در بخشی از رمان یکی از شخصیتها از زندگی پیامبر سخن میگوید و در بخشی دیگر، دختری خیابانی با نگاهی عمیق و کنایهآمیز درباره معنای زندگی حرف میزند. مستور کوشیده است تا این شخصیتها و گفتوگوهایشان باورپذیر و زنده جلوه کنند؛ هرچند بهنظر میرسد همین ویژگی از دلایل اصلی علاقهی خوانندگان به آثار اوست.
داستان رمان در زمستان سال ۱۳۹۵ و در تهران میگذرد و روایتش از زبان مازیار، یکی از شخصیتها، بیان میشود. قصه، زندگی دو دوست به نامهای اردلان و مازیار را دنبال میکند. مازیار که مدرسه را نیمهکاره رها کرده اما به نوشتن علاقهمند است، به درخواست اردلان نوشتن رمان را آغاز میکند. تحصیلات ناتمامش سبب شده املای خوبی نداشته باشد و نام کتاب «معسومیت» نیز برگرفته از یکی از همین غلطهای املایی اوست. در متن رمان نیز اشتباهات املایی عمدی وجود دارد، امری که هم مورد توجه خوانندگان قرار گرفته و هم انتقادهایی را برانگیخته است.
در خط اصلی داستان، مازیار جوانی خسته و دلزده است که به سینما عشق میورزد. آشنایی دوبارهاش با دوست قدیمیاش، اردلان، او را به دنیای نویسندگی در رادیو میکشاند. سپس دختری به نام نادیا، با صدایی مناسب برای نمایشهای رادیویی، وارد ماجرا میشود و از این نقطه به بعد، روند روایت جذابتر و پرکششتر میشود.
شادی و غم، پیچیدگی روابط عاطفی و انسانی، و نسبت انسان و خدا از مهمترین مضامین ثابت در آثار مصطفی مستور بهشمار میروند. او این مفاهیم را با نگاهی فلسفی و رنگی از عرفان در هم میآمیزد؛ شیوهای که بهنظر میرسد مخاطبانش آن را دوست دارند. در رمان «معسومیت» نیز راوی داستان، مازیار، مشغول نگارش نمایشنامهای درباره یکی از عرفای قرن هفتم است و گفتههایی از او را در خلال روایت بازگو میکند.
با وجود آنکه «معسومیت» عناصر تعلیق چندانی ندارد، اما دیالوگهای روان، توصیفهای موجز و شخصیتپردازی قابلقبول، در کنار نثر روان و آهنگین اثر، سبب میشود این رمان بتواند رضایت خوانندگان خود را جلب کند و جایگاه شایستهای در میان آثار معاصر مصطفی مستور به دست آورد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب معسومیت اثر مصطفی مستور، انتشارات مرکز
