کتاب درآمدی بر متافلسفه اثر مجموعهٔ نویسندگان و سورن اورگارد، ترجمه مهدی رعنائی، انتشارات ترجمان

کتاب درآمدی بر متافلسفه اثر مجموعهٔ نویسندگان و سورن اورگارد، ترجمه مهدی رعنائی، انتشارات ترجمان
ناشر : ترجمان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1398سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «درآمدی بر متافلسفه» نوشتهٔ سورن اورگارد، پل گیلبرت و استِفان بروود، اثری جامع و بنیادین برای آشنایی با حوزهٔ متافلسفه است. این کتاب با رویکردی نظاممند، به بررسی چیستی، اهداف و روشهای خودِ فلسفه میپردازد و خواننده را با یکی از اساسیترین پرسشهای فلسفی روبهرو میکند: متافلسفه چیست؟
متافلسفه که گاه از آن با عنوان «فلسفهٔ فلسفه» یاد میشود، به تأمل دربارهٔ ماهیت و شیوهٔ تحقیق فلسفی اختصاص دارد. به باور نویسندگان، درک متافلسفه برای هر کسی که در عرصهٔ فلسفه فعالیت میکند ضروری است، زیرا به تبیین هدف، دامنه و روشهای پژوهش فلسفی کمک شایانی میکند.
فصل نخست کتاب با عنوان «فلسفه چیست؟» به بررسی تعاریف و برداشتهای گوناگون از فلسفه اختصاص دارد. نویسندگان در این بخش، دیدگاههای سنتی فلسفه را همچون جستوجوی حکمت و حقیقت، در کنار رویکردهای معاصر که فلسفه را تحلیلی زبانی یا مفهومی میدانند، به نقد و تحلیل میگذارند.
در فصل دوم با عنوان «فلسفه و علوم انسانی»، نویسندگان به رابطه و تعامل میان فلسفه و رشتههای علوم انسانی میپردازند. به باور آنان، فلسفه به دلیل داشتن چشمانداز اولشخص و تأمل در تجربهٔ انسانی، در زمرهٔ علوم انسانی قرار میگیرد و نسبت به علوم طبیعی، به فضای درونی و معنایی زندگی انسان نزدیکتر است.
فصل سوم کتاب به ماهیت استدلال فلسفی و نوع دادههایی که استدلالها بر آنها تکیه دارند اختصاص دارد. نویسندگان در این بخش به نقش شهود، آزمایشهای فکری و تحلیل مفهومی در شکلگیری و ارزیابی استدلالهای فلسفی میپردازند و اهمیت هر یک را در فرایند تفکر فلسفی نشان میدهند.
در فصل چهارم، موضوع اختلاف و تمایز میان دو سنت اصلی فلسفه، یعنی فلسفهٔ تحلیلی و فلسفهٔ قارهای، بررسی میشود. نویسندگان ضمن مقایسهٔ تاریخی و روششناختی این دو جریان، به معرفی چهرههای برجسته و مسیر تکامل هر یک از آنها میپردازند.
فصل پنجم کتاب به پرسشی محوری میپردازد: آیا فلسفه میتواند به حقیقت دست یابد؟ و اگر آری، چگونه؟ در این فصل، نظریههای گوناگون صدق، از جمله تطابق با واقع، انسجامگرایی و دیدگاههای عملگرایانه (پراگماتیستی) بهدقت بررسی و مقایسه میشوند.
در فصل ششم، نویسندگان به این مسئله میپردازند که «فلسفهٔ خوب» چه ویژگیهایی دارد. از دید آنان، فلسفهٔ خوب باید شفاف، دقیق، نظاممند و در عین حال مرتبط با واقعیتهای زندگی انسان باشد.
سرانجام، فصل هفتم و پایانی کتاب به ارزش عملی فلسفه اختصاص دارد. در این بخش، نویسندگان تأکید میکنند که فلسفه افزون بر ارزش ذاتی آن بهعنوان تلاشی برای دستیابی به معرفت، از ارزش ابزاری فراوانی نیز برخوردار است؛ زیرا مهارتهای تفکر انتقادی را پرورش میدهد، ذهن را برای پذیرش دیدگاههای متفاوت میگشاید و انسان را به پرسش دربارهٔ بنیادهای هستی، جامعه و معنای زندگی فرامیخواند.
کتاب «درآمدی بر متافلسفه» نوشتهٔ سورن اورگارد، پل گیلبرت و استِفان بروود، اثری جامع و بنیادین برای آشنایی با حوزهٔ متافلسفه است. این کتاب با رویکردی نظاممند، به بررسی چیستی، اهداف و روشهای خودِ فلسفه میپردازد و خواننده را با یکی از اساسیترین پرسشهای فلسفی روبهرو میکند: متافلسفه چیست؟
متافلسفه که گاه از آن با عنوان «فلسفهٔ فلسفه» یاد میشود، به تأمل دربارهٔ ماهیت و شیوهٔ تحقیق فلسفی اختصاص دارد. به باور نویسندگان، درک متافلسفه برای هر کسی که در عرصهٔ فلسفه فعالیت میکند ضروری است، زیرا به تبیین هدف، دامنه و روشهای پژوهش فلسفی کمک شایانی میکند.
فصل نخست کتاب با عنوان «فلسفه چیست؟» به بررسی تعاریف و برداشتهای گوناگون از فلسفه اختصاص دارد. نویسندگان در این بخش، دیدگاههای سنتی فلسفه را همچون جستوجوی حکمت و حقیقت، در کنار رویکردهای معاصر که فلسفه را تحلیلی زبانی یا مفهومی میدانند، به نقد و تحلیل میگذارند.
در فصل دوم با عنوان «فلسفه و علوم انسانی»، نویسندگان به رابطه و تعامل میان فلسفه و رشتههای علوم انسانی میپردازند. به باور آنان، فلسفه به دلیل داشتن چشمانداز اولشخص و تأمل در تجربهٔ انسانی، در زمرهٔ علوم انسانی قرار میگیرد و نسبت به علوم طبیعی، به فضای درونی و معنایی زندگی انسان نزدیکتر است.
فصل سوم کتاب به ماهیت استدلال فلسفی و نوع دادههایی که استدلالها بر آنها تکیه دارند اختصاص دارد. نویسندگان در این بخش به نقش شهود، آزمایشهای فکری و تحلیل مفهومی در شکلگیری و ارزیابی استدلالهای فلسفی میپردازند و اهمیت هر یک را در فرایند تفکر فلسفی نشان میدهند.
در فصل چهارم، موضوع اختلاف و تمایز میان دو سنت اصلی فلسفه، یعنی فلسفهٔ تحلیلی و فلسفهٔ قارهای، بررسی میشود. نویسندگان ضمن مقایسهٔ تاریخی و روششناختی این دو جریان، به معرفی چهرههای برجسته و مسیر تکامل هر یک از آنها میپردازند.
فصل پنجم کتاب به پرسشی محوری میپردازد: آیا فلسفه میتواند به حقیقت دست یابد؟ و اگر آری، چگونه؟ در این فصل، نظریههای گوناگون صدق، از جمله تطابق با واقع، انسجامگرایی و دیدگاههای عملگرایانه (پراگماتیستی) بهدقت بررسی و مقایسه میشوند.
در فصل ششم، نویسندگان به این مسئله میپردازند که «فلسفهٔ خوب» چه ویژگیهایی دارد. از دید آنان، فلسفهٔ خوب باید شفاف، دقیق، نظاممند و در عین حال مرتبط با واقعیتهای زندگی انسان باشد.
سرانجام، فصل هفتم و پایانی کتاب به ارزش عملی فلسفه اختصاص دارد. در این بخش، نویسندگان تأکید میکنند که فلسفه افزون بر ارزش ذاتی آن بهعنوان تلاشی برای دستیابی به معرفت، از ارزش ابزاری فراوانی نیز برخوردار است؛ زیرا مهارتهای تفکر انتقادی را پرورش میدهد، ذهن را برای پذیرش دیدگاههای متفاوت میگشاید و انسان را به پرسش دربارهٔ بنیادهای هستی، جامعه و معنای زندگی فرامیخواند.
دستههای مرتبط
کتابفلسفه و منطقفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفیفلسفه و منطقفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفیفلسفه مدرننظریات و مکاتب فلسفی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
برچسبهای مرتبط
کتاب درآمدی بر متافلسفه اثر مجموعهٔ نویسندگان و سورن اورگارد، ترجمه مهدی رعنائی، انتشارات ترجمان
