کتاب ضرورت تئاتر اثر پال وودراف، ترجمه بهزاد قادری، انتشارات بیدگل
هنر تماشا کردن و تماشایی شدن - تئاتر:نظریه و اجرا

کتاب ضرورت تئاتر اثر پال وودراف، ترجمه بهزاد قادری، انتشارات بیدگل
هنر تماشا کردن و تماشایی شدن - تئاتر:نظریه و اجرا
ناشر : بیدگل

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
زرکوبنوع جلد
تئاتر، این هنر تفاوت و تکرار، در هر اجرا زندگی را دوباره به صحنه میآورد؛ اما هر بار با شکلی تازه، متفاوت از شب و روز پیشین. در عینحال، تئاتر تکرار نوعی زیستن است که در نگاه نخست، همان اجرا یا تجربهای به نظر میرسد که پیشتر دیدهایم یا انجام دادهایم. همین ویژگی است که تئاتر را به هنری زنده و پویا بدل میکند؛ جایی که ما در آن هم تماشا میکنیم و هم تماشا میشویم.
اگر تئاتر را از بطن اجتماع انسانی حذف کنیم، آن جامعه هرگز توان گفتوگو و فهم متقابل را به دست نخواهد آورد. افلاطون در «ضیافت» و دیگر مکالمات سقراطی، تئاتر را بستری برای تحقق گفتوگوی فلسفی میداند؛ گفتوگویی که از دل آن، حقیقت به ظهور میرسد. از همینرو، تئاتر ضرورتی انکارناپذیر برای هر جامعهی انسانی است؛ ضرورتی برای درک متقابل آدمها و رسیدن به وضعیت دموکراتیک.
پال وُدراف در کتاب «ضرورت تئاتر؛ هنر تماشا کردن و تماشا شدن» دقیقاً بر همین نکته تأکید میکند و تئاتر را نه صرفاً یک هنر نمایشی، بلکه ضرورتی برای زیستن انسان میداند؛ هنری که اخلاقی است و بر رخداد، حضور و مواجهه استوار است.
سقراط، که تا پای مرگ در آتن ماند و حاضر نشد به بهای زنده ماندن، گفتوگو را رها کند، بنیان تفکری رادیکال را نمایان ساخت؛ تفکری که بر گفتوگو، تماشایی شدن و تماشا کردن استوار است.
ضرورت تئاتر با همین انگاره، پا را فراتر میگذارد و گسترهی وسیع حضور تئاتر در لحظهلحظهی زیست اجتماعی انسان را آشکار میکند و بهگونهای تحلیلی، نقش بنیادین آن را در شکلگیری رابطه، اخلاق و گفتوگو در جامعه نشان میدهد.
تئاتر، این هنر تفاوت و تکرار، در هر اجرا زندگی را دوباره به صحنه میآورد؛ اما هر بار با شکلی تازه، متفاوت از شب و روز پیشین. در عینحال، تئاتر تکرار نوعی زیستن است که در نگاه نخست، همان اجرا یا تجربهای به نظر میرسد که پیشتر دیدهایم یا انجام دادهایم. همین ویژگی است که تئاتر را به هنری زنده و پویا بدل میکند؛ جایی که ما در آن هم تماشا میکنیم و هم تماشا میشویم.
اگر تئاتر را از بطن اجتماع انسانی حذف کنیم، آن جامعه هرگز توان گفتوگو و فهم متقابل را به دست نخواهد آورد. افلاطون در «ضیافت» و دیگر مکالمات سقراطی، تئاتر را بستری برای تحقق گفتوگوی فلسفی میداند؛ گفتوگویی که از دل آن، حقیقت به ظهور میرسد. از همینرو، تئاتر ضرورتی انکارناپذیر برای هر جامعهی انسانی است؛ ضرورتی برای درک متقابل آدمها و رسیدن به وضعیت دموکراتیک.
پال وُدراف در کتاب «ضرورت تئاتر؛ هنر تماشا کردن و تماشا شدن» دقیقاً بر همین نکته تأکید میکند و تئاتر را نه صرفاً یک هنر نمایشی، بلکه ضرورتی برای زیستن انسان میداند؛ هنری که اخلاقی است و بر رخداد، حضور و مواجهه استوار است.
سقراط، که تا پای مرگ در آتن ماند و حاضر نشد به بهای زنده ماندن، گفتوگو را رها کند، بنیان تفکری رادیکال را نمایان ساخت؛ تفکری که بر گفتوگو، تماشایی شدن و تماشا کردن استوار است.
ضرورت تئاتر با همین انگاره، پا را فراتر میگذارد و گسترهی وسیع حضور تئاتر در لحظهلحظهی زیست اجتماعی انسان را آشکار میکند و بهگونهای تحلیلی، نقش بنیادین آن را در شکلگیری رابطه، اخلاق و گفتوگو در جامعه نشان میدهد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب ضرورت تئاتر اثر پال وودراف، ترجمه بهزاد قادری، انتشارات بیدگل
هنر تماشا کردن و تماشایی شدن - تئاتر:نظریه و اجرا

