کتاب پنج روایت از یک مرد اثر علی رستمی، انتشارات شهید کاظمی
زندگینامه داستانی کشتیگیر شهید علیرضا خزائی

کتاب پنج روایت از یک مرد اثر علی رستمی، انتشارات شهید کاظمی
زندگینامه داستانی کشتیگیر شهید علیرضا خزائی
ناشر : شهید کاظمی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
«پنج روایت از یک مرد» زندگینامهای داستانی از شهیدی کشتیگیر به نام علیرضا خزایی است. مردی که از کودکی زبر و زرنگ، باهوش و درسخوان بود. او چنان در تحصیل پیشرفت داشت که یک سال زودتر از همسنوسالانش به مدرسه رفت و سپس با جهش تحصیلی، زودتر از معمول وارد دانشگاه شد.
علیرضا خزایی در دوران دانشجویی به عنوان قهرمان کشتی دانشجویان کشور شناخته شد؛ اما این موفقیتهای پیاپی برایش بیدردسر نبود. قهرمانیهای متوالی او سبب شد تا ساواک نسبت به او حساس شود و فعالیتهایش را زیر نظر بگیرد. در نتیجه، با وجود آنکه در رشته نیمهمتمرکز پزشکی ارتش پذیرفته شده بود، به دلیل همان حساسیتها، از ورودش به دانشگاه جلوگیری کردند. بخشی از متن کتاب: پهلوانی دلشکسته در لباس سبز پاسداری مقابل زنان و مردان یک شهر ایستاده بود و با جمله جملهاش آنها را امیدوار به یافتن فرزندانشان و ما را نگران از دست دادن فرزندانمان میکرد. با طنین تکتک کلماتش انگار صدای شکستهشدن کمرم را میشنیدم و با تماشای قد و بالای رشیدش ویرانی تمام آرزوهای پدرانم را میدیدم. چه نقشهها که من و مادرش برای آینده او در سر نپرورانده بودیم و چه خیالها که برای خوشبختی عروس و نوههای ما نداشتیم. عروس و نوههایی که تصویر مبهم اما دلنشینشان با حرفهای آخر علیرضا داشت محو میشد!صدایش دوباره در گوشم پیچید داشت آیهای از قرآن تفسیر میکرد تا بعد از آن از همه حلالیت بطلبد._ امیدوارم در این لحظات آخر، اگر کسانی از ما بد دیدهاند یا گلایهای دارند، حلالمان کنند. ما هم اگر از کسانی بدی دیدهایم حلالشان خواهیم کرد. مات و مبهوت مانده بودم. علیرضای من چه زود بزرگ شده بود و با چه شتابی به سوی آینده روشنی که سرخیاش چشم دلم را خون کرده بود، پر میکشید.
«پنج روایت از یک مرد» زندگینامهای داستانی از شهیدی کشتیگیر به نام علیرضا خزایی است. مردی که از کودکی زبر و زرنگ، باهوش و درسخوان بود. او چنان در تحصیل پیشرفت داشت که یک سال زودتر از همسنوسالانش به مدرسه رفت و سپس با جهش تحصیلی، زودتر از معمول وارد دانشگاه شد.
علیرضا خزایی در دوران دانشجویی به عنوان قهرمان کشتی دانشجویان کشور شناخته شد؛ اما این موفقیتهای پیاپی برایش بیدردسر نبود. قهرمانیهای متوالی او سبب شد تا ساواک نسبت به او حساس شود و فعالیتهایش را زیر نظر بگیرد. در نتیجه، با وجود آنکه در رشته نیمهمتمرکز پزشکی ارتش پذیرفته شده بود، به دلیل همان حساسیتها، از ورودش به دانشگاه جلوگیری کردند. بخشی از متن کتاب: پهلوانی دلشکسته در لباس سبز پاسداری مقابل زنان و مردان یک شهر ایستاده بود و با جمله جملهاش آنها را امیدوار به یافتن فرزندانشان و ما را نگران از دست دادن فرزندانمان میکرد. با طنین تکتک کلماتش انگار صدای شکستهشدن کمرم را میشنیدم و با تماشای قد و بالای رشیدش ویرانی تمام آرزوهای پدرانم را میدیدم. چه نقشهها که من و مادرش برای آینده او در سر نپرورانده بودیم و چه خیالها که برای خوشبختی عروس و نوههای ما نداشتیم. عروس و نوههایی که تصویر مبهم اما دلنشینشان با حرفهای آخر علیرضا داشت محو میشد!صدایش دوباره در گوشم پیچید داشت آیهای از قرآن تفسیر میکرد تا بعد از آن از همه حلالیت بطلبد._ امیدوارم در این لحظات آخر، اگر کسانی از ما بد دیدهاند یا گلایهای دارند، حلالمان کنند. ما هم اگر از کسانی بدی دیدهایم حلالشان خواهیم کرد. مات و مبهوت مانده بودم. علیرضای من چه زود بزرگ شده بود و با چه شتابی به سوی آینده روشنی که سرخیاش چشم دلم را خون کرده بود، پر میکشید.
دستههای مرتبط
کتابانقلاب و مقاومتدفاع مقدسشهدا و ایثارگرانهنر و ادبیات مقاومتزندگینامه و خاطراتزندگینامهکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانانقلاب و مقاومتدفاع مقدسشهدا و ایثارگرانهنر و ادبیات مقاومتزندگینامه و خاطراتزندگینامهکودک و نوجوانداستان کودک و نوجواناندفاع مقدسشهدا و ایثارگرانهنر و ادبیات مقاومتزندگینامهداستان کودک و نوجوانان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب پنج روایت از یک مرد اثر علی رستمی، انتشارات شهید کاظمی
زندگینامه داستانی کشتیگیر شهید علیرضا خزائی