کتاب چهارگانه اسکندریه اثر لارنس دارل، ترجمه خاطره کرد کریمی، انتشارات برج
ژوستین، بالتازار، مونت آلیو، کلیا (باقاب)

کتاب چهارگانه اسکندریه اثر لارنس دارل، ترجمه خاطره کرد کریمی، انتشارات برج
ژوستین، بالتازار، مونت آلیو، کلیا (باقاب)
ناشر : برج

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
در چشمانداز گستردهی ادبیات قرن بیستم، آثار اندکی را میتوان همسنگ با «چهارگانهی اسکندریه» اثر لارنس دارل دانست؛ اثری که با زیبایی رازآلود و پیچیدگی حیرتانگیز خود، ماهیت حقیقت، هویت و روابط انسانی را با دقتی شاعرانه به تصویر میکشد. این چهارگانه، سمفونی چهار بخشی از درهمتنیدگی زندگیها، دیدگاهها و زمانهاست که در پسزمینهای مستکننده و غرق در آفتاب اسکندریهی پیش از جنگ جهانی دوم روایت میشود. جاهطلبی ادبی دارل در این اثر از آغاز تا پایان مشهود است و «چهارگانهی اسکندریه» را به فراتر از مجموعهای از رمانها، به تجربهای روایی و فلسفی بدل میسازد.
دارل در این مجموعه، که شامل «ژوستین» (۱۳۳۶/۱۹۵۷)، «بالتازار» (۱۳۳۷/۱۹۵۸)، «مونتآلیو» (۱۳۳۷/۱۹۵۸) و «کلیا» (۱۳۳۹/۱۹۶۰) است، یک رخداد واحد را از زاویهدیدهای گوناگون بازمینماید. «چهارگانهی اسکندریه» تجلی شیفتگی نویسنده به نظریهی نسبیت انیشتین است؛ این باور که حقیقت مفرد نیست، بلکه چون منشوری از واقعیتها در پرتو بینش و موقعیت هر ناظر شکل میگیرد.
شهر اسکندریه در این رمانها فراتر از پسزمینهی رویدادهاست؛ خود شخصیتی زنده و پررمز است. اسکندریهی دارل چهارراهی میان شرق و غرب، گذشته و اکنون، سنت و مدرنیت است؛ شهری که از سنگینی تاریخ، سایهی سیاست و التهاب میل آکنده است. این مکان انعکاسگر مناظر درونی ساکنان خود است: عاشقان، هنرمندان، دیپلماتها و رویاپردازانی که هر یک در برابر سراب حقیقت و معنا سرگرداناند.
در مرکز این کهکشان روایی، شخصیت ژوستین قرار دارد؛ زنی اسرارآمیز و فریبا که همچون خودِ اسکندریه پرتناقض و فریبنده است. او با جذابیت و ابهامش ذهن دارلی، راوی و قهرمان نخست اثر، را در تسخیر خود درمیآورد. دارل با بازخوانی مداوم خاطرات وسواسگونهی دارلی و تغییر منظر روایت در جلدهای بعدی، تصویری چندبعدی از عشق، خیانت و حافظه بنا میکند. هر جلد لایهای تازه میافزاید و بخشهای ناشناختهای از همان واقعیت را آشکار میسازد تا در نهایت، خواننده نه تنها رویدادها بلکه خودِ مفهوم داستانگویی را زیر سؤال ببرد.
نثر دارل در «چهارگانهی اسکندریه» درخشان، شاعرانه و ژرفاً احساسی است. او با توصیفهای شهودی و شکوهمند، خواننده را به دل دنیایی میبرد که در آن شخصیتها فراتر از پیکرههای داستانیاند؛ آنها جویندگان معنا و جوهر هستیاند. زبان دارل آمیزهای از تصویرگری شاعرانه و تأملات فلسفی است که برداشت ما از عشق، زمان و ذهن انسان را به چالش میکشد.
با این حال، «چهارگانهی اسکندریه» صرفاً تمرینی ذهنی نیست، بلکه تجربهای همهجانبه و زیسته است. نگاه دارل در عین صمیمیت، وسعتی کیهانی دارد؛ مراقبهای عمیق بر ساخت و فروپاشی واقعیتهایی که بر اساس ادراک خود بنا میکنیم. او از خلال زندگی شخصیتهایش – گسسته، شکسته و سربرآورده از خاکستر خود – ما را فرا میخواند تا دربارهی شناخت از خویشتن و دیگران بیندیشیم و بپرسیم: آیا حقیقت، چیزی متعین است یا بازتاب نگاه ما؟
خواندن «چهارگانهی اسکندریه» سفری است به هزارتوی روح انسان؛ سفری در کوچههای آفتابخوردهی اسکندریه که در آن گذشته و حال و آینده در هم میآمیزند و عشق، هوس و راز در زیر پوست هر لحظه جاری است. شاهکار لارنس دارل، یکی از برجستهترین دستاوردهای ادبی قرن بیستم بهشمار میرود؛ اثری که هنوز میان خوانندگان و پژوهشگران طنین دارد و در هر بازخوانیاش افق تازهای از معنا را میگشاید.
در چشمانداز گستردهی ادبیات قرن بیستم، آثار اندکی را میتوان همسنگ با «چهارگانهی اسکندریه» اثر لارنس دارل دانست؛ اثری که با زیبایی رازآلود و پیچیدگی حیرتانگیز خود، ماهیت حقیقت، هویت و روابط انسانی را با دقتی شاعرانه به تصویر میکشد. این چهارگانه، سمفونی چهار بخشی از درهمتنیدگی زندگیها، دیدگاهها و زمانهاست که در پسزمینهای مستکننده و غرق در آفتاب اسکندریهی پیش از جنگ جهانی دوم روایت میشود. جاهطلبی ادبی دارل در این اثر از آغاز تا پایان مشهود است و «چهارگانهی اسکندریه» را به فراتر از مجموعهای از رمانها، به تجربهای روایی و فلسفی بدل میسازد.
دارل در این مجموعه، که شامل «ژوستین» (۱۳۳۶/۱۹۵۷)، «بالتازار» (۱۳۳۷/۱۹۵۸)، «مونتآلیو» (۱۳۳۷/۱۹۵۸) و «کلیا» (۱۳۳۹/۱۹۶۰) است، یک رخداد واحد را از زاویهدیدهای گوناگون بازمینماید. «چهارگانهی اسکندریه» تجلی شیفتگی نویسنده به نظریهی نسبیت انیشتین است؛ این باور که حقیقت مفرد نیست، بلکه چون منشوری از واقعیتها در پرتو بینش و موقعیت هر ناظر شکل میگیرد.
شهر اسکندریه در این رمانها فراتر از پسزمینهی رویدادهاست؛ خود شخصیتی زنده و پررمز است. اسکندریهی دارل چهارراهی میان شرق و غرب، گذشته و اکنون، سنت و مدرنیت است؛ شهری که از سنگینی تاریخ، سایهی سیاست و التهاب میل آکنده است. این مکان انعکاسگر مناظر درونی ساکنان خود است: عاشقان، هنرمندان، دیپلماتها و رویاپردازانی که هر یک در برابر سراب حقیقت و معنا سرگرداناند.
در مرکز این کهکشان روایی، شخصیت ژوستین قرار دارد؛ زنی اسرارآمیز و فریبا که همچون خودِ اسکندریه پرتناقض و فریبنده است. او با جذابیت و ابهامش ذهن دارلی، راوی و قهرمان نخست اثر، را در تسخیر خود درمیآورد. دارل با بازخوانی مداوم خاطرات وسواسگونهی دارلی و تغییر منظر روایت در جلدهای بعدی، تصویری چندبعدی از عشق، خیانت و حافظه بنا میکند. هر جلد لایهای تازه میافزاید و بخشهای ناشناختهای از همان واقعیت را آشکار میسازد تا در نهایت، خواننده نه تنها رویدادها بلکه خودِ مفهوم داستانگویی را زیر سؤال ببرد.
نثر دارل در «چهارگانهی اسکندریه» درخشان، شاعرانه و ژرفاً احساسی است. او با توصیفهای شهودی و شکوهمند، خواننده را به دل دنیایی میبرد که در آن شخصیتها فراتر از پیکرههای داستانیاند؛ آنها جویندگان معنا و جوهر هستیاند. زبان دارل آمیزهای از تصویرگری شاعرانه و تأملات فلسفی است که برداشت ما از عشق، زمان و ذهن انسان را به چالش میکشد.
با این حال، «چهارگانهی اسکندریه» صرفاً تمرینی ذهنی نیست، بلکه تجربهای همهجانبه و زیسته است. نگاه دارل در عین صمیمیت، وسعتی کیهانی دارد؛ مراقبهای عمیق بر ساخت و فروپاشی واقعیتهایی که بر اساس ادراک خود بنا میکنیم. او از خلال زندگی شخصیتهایش – گسسته، شکسته و سربرآورده از خاکستر خود – ما را فرا میخواند تا دربارهی شناخت از خویشتن و دیگران بیندیشیم و بپرسیم: آیا حقیقت، چیزی متعین است یا بازتاب نگاه ما؟
خواندن «چهارگانهی اسکندریه» سفری است به هزارتوی روح انسان؛ سفری در کوچههای آفتابخوردهی اسکندریه که در آن گذشته و حال و آینده در هم میآمیزند و عشق، هوس و راز در زیر پوست هر لحظه جاری است. شاهکار لارنس دارل، یکی از برجستهترین دستاوردهای ادبی قرن بیستم بهشمار میرود؛ اثری که هنوز میان خوانندگان و پژوهشگران طنین دارد و در هر بازخوانیاش افق تازهای از معنا را میگشاید.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب چهارگانه اسکندریه اثر لارنس دارل، ترجمه خاطره کرد کریمی، انتشارات برج
ژوستین، بالتازار، مونت آلیو، کلیا (باقاب)