کتاب رئیسجمهور ما اثر فیلیپ راث، ترجمه افشین رضاپور، انتشارات ققنوس

کتاب رئیسجمهور ما اثر فیلیپ راث، ترجمه افشین رضاپور، انتشارات ققنوس
ناشر : ققنوس

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
182تعداد صفحه
شومیزنوع جلد
رمان «رئیسجمهور ما» نوشتهی فیلیپ راث، نخستینبار در سال ۱۹۷۱ منتشر شد و یکی از تجربههای منحصربهفرد این نویسنده در حوزهی طنز سیاسی و فرمهای روایی غیرمتعارف به شمار میآید. راث در این اثر قالبی متفاوت از رمانهای کلاسیک برمیگزیند؛ اثری که بیش از آنکه ساختاری روایی داشته باشد، به نمایشنامه شباهت دارد و از ترکیب کامل دیالوگها و دستور صحنهها شکل گرفته است. نتیجه، فضایی شبهنمایشی است که مرز میان هجو و درام پوچگرایانه را محو میکند و طنزی سیاه و گزنده میآفریند.
در «رئیسجمهور ما»، راث شخصیت «تریک ای. دیکسون» یا «تریکی» را خلق میکند؛ چهرهای که بهوضوح تصویری کاریکاتوری از ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، است. با این حال، نویسنده او را فراتر از یک شخصیت تاریخی میبرد و به نمادی از سیاستمداری بدل میسازد که در ظاهر، مدافع اخلاق، قداست زندگی و باورهای مذهبی است، اما در باطن، خشونت، جنگ و فساد را توجیه میکند.
طرح رمان در شش فصل پیریزی شده و از همان آغاز، با صحنهای تکاندهنده ـ دلداریِ یک شهروند پریشان از جنایات جنگ ویتنام ـ لحنی دوپهلو و طنزی تند را پیمیریزد. شهروندی از تریکی میپرسد آیا ستوان کالی، عامل کشتار مای لای، ممکن است زنی باردار را کشته و این عمل را سقط جنین دانسته باشد. تریکی، در نقش سیاستمداری «اخلاقمدار»، با لحنی ظاهراً اصولی اما در واقع متناقض، میکوشد پاسخی مبهم ارائه دهد. از همین نقطه، راث گامبهگام پوچی و اغراق را افزایش میدهد: تریکی با پیشاهنگان پسر درگیر میشود، بهدلیل سیاستهای لیبرال دانمارک در زمینهی پورنوگرافی، علیه این کشور اعلان جنگ میکند، زیر تیغ جراحی مضحکی میرود و سرانجام به شکلی گروتسک ترور میشود. حتی مرگ نیز پایان کار او نیست؛ تریکی در جهنم نیز با همان جدیت ابلهانه به کار خود ادامه میدهد.
این ساختار هجوآمیز، مضامین اصلی اندیشهی راث را برجسته میکند. نخست، ریاکاری در سیاست است: تریکی در مقام یک کوئیکر و مدافع «قداست حیات»، در ظاهر از اخلاق سخن میگوید، اما در عمل خشونت را مشروع میسازد. این تضادِ آشکار میان ژستهای اخلاقی و تصمیمهای سیاسی، محور اصلی رمان است. دوم، زبان و بلاغت سیاسی است: راث نشان میدهد سیاستمداران چگونه با دوپهلوگویی، کلیگویی و بازی با واژهها، رفتار غیراخلاقی را میآرایند. سوم، بیتفاوتی عمومی است: مردم در دنیای راث گاه سادهانگار یا خسته از سیاستاند؛ همین انفعال، به رهبران اجازه میدهد مرزهای اخلاق را یکییکی درنوردند. در نهایت، عنصر پوچی و تشدید سورئال رمان است که با هر فصل بیشتر میشود؛ گویی نویسنده میخواهد بگوید سیاست بیاخلاق، سرانجام به پوچی مطلق میانجامد.
از نظر ادبی، «رئیسجمهور ما» جایگاهی متمایز در کارنامهی فیلیپ راث دارد. حذف روایت سنتی و تکیهی کامل بر گفتوگوها، اثری با ریتمی تند و لحنی تئاتری پدید آورده که یادآور «درام محاکمهای» یا «هجو صحنهای» است. این فرم اگرچه قدرت نمایش زبان سیاسی و بلاغت رسمی را افزایش میدهد، اما عمق شخصیتپردازی را کاهش میدهد؛ شخصیتها بیش از آنکه انسانهایی چندبُعدی باشند، به نماد و کاریکاتور فروکاسته میشوند.
از وجوه قوت رمان، طنز تیز و شجاعانهی آن است که فضای سیاسی دههی ۱۹۷۰ آمریکا را با دقتی انتقادی ثبت و همزمان نقدی کلیتر بر ذات قدرت و زبان سیاست ارائه میکند. راث در عبور از قالبهای پذیرفتهشدهی رماننویسی و خلق اثری نیمهنمایشی، جسارتی مثالزدنی نشان داده است. با این حال، ضعفهایی نیز مشهود است: طنز و ارجاعات تاریخی ممکن است برای خوانندهی امروز، که با دوران نیکسون و زمینهی اجتماعی آن آشنایی کمتری دارد، دشوار یا کماثر باشد. همچنین، اغراقهای سورئالیستی اثر گاه از شدت پیام اخلاقی آن میکاهند.
در مجموع، «رئیسجمهور ما» بیش از آنکه یک رمان داستانمحور باشد، بیانیهای طنزآمیز و خشمگین علیه ریاکاری سیاسی است؛ اثری که هزل و جدیت اخلاقی را درهم میآمیزد و تصویری گروتسک از سیاستمداری به دست میدهد که در عین موعظهی قداست حیات، توجیهگر خشونت است. هرچند از نظر بار عاطفی به شاهکارهایی چون «شکایت پورتنوی» یا «تئاتر سَبت» نمیرسد، اما جایگاهی خاص در آثار راث دارد؛ نمونهای کمنظیر از رمان نمایشنامهای که با ترکیب طنز، پوچی و نقد اخلاقی، زمانهی خود را به چالش میکشد و همچنان برای دوستداران طنز سیاسی و تاریخ ادبیات آمریکا اثری ارزشمند و ماندگار محسوب میشود.
رمان «رئیسجمهور ما» نوشتهی فیلیپ راث، نخستینبار در سال ۱۹۷۱ منتشر شد و یکی از تجربههای منحصربهفرد این نویسنده در حوزهی طنز سیاسی و فرمهای روایی غیرمتعارف به شمار میآید. راث در این اثر قالبی متفاوت از رمانهای کلاسیک برمیگزیند؛ اثری که بیش از آنکه ساختاری روایی داشته باشد، به نمایشنامه شباهت دارد و از ترکیب کامل دیالوگها و دستور صحنهها شکل گرفته است. نتیجه، فضایی شبهنمایشی است که مرز میان هجو و درام پوچگرایانه را محو میکند و طنزی سیاه و گزنده میآفریند.
در «رئیسجمهور ما»، راث شخصیت «تریک ای. دیکسون» یا «تریکی» را خلق میکند؛ چهرهای که بهوضوح تصویری کاریکاتوری از ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، است. با این حال، نویسنده او را فراتر از یک شخصیت تاریخی میبرد و به نمادی از سیاستمداری بدل میسازد که در ظاهر، مدافع اخلاق، قداست زندگی و باورهای مذهبی است، اما در باطن، خشونت، جنگ و فساد را توجیه میکند.
طرح رمان در شش فصل پیریزی شده و از همان آغاز، با صحنهای تکاندهنده ـ دلداریِ یک شهروند پریشان از جنایات جنگ ویتنام ـ لحنی دوپهلو و طنزی تند را پیمیریزد. شهروندی از تریکی میپرسد آیا ستوان کالی، عامل کشتار مای لای، ممکن است زنی باردار را کشته و این عمل را سقط جنین دانسته باشد. تریکی، در نقش سیاستمداری «اخلاقمدار»، با لحنی ظاهراً اصولی اما در واقع متناقض، میکوشد پاسخی مبهم ارائه دهد. از همین نقطه، راث گامبهگام پوچی و اغراق را افزایش میدهد: تریکی با پیشاهنگان پسر درگیر میشود، بهدلیل سیاستهای لیبرال دانمارک در زمینهی پورنوگرافی، علیه این کشور اعلان جنگ میکند، زیر تیغ جراحی مضحکی میرود و سرانجام به شکلی گروتسک ترور میشود. حتی مرگ نیز پایان کار او نیست؛ تریکی در جهنم نیز با همان جدیت ابلهانه به کار خود ادامه میدهد.
این ساختار هجوآمیز، مضامین اصلی اندیشهی راث را برجسته میکند. نخست، ریاکاری در سیاست است: تریکی در مقام یک کوئیکر و مدافع «قداست حیات»، در ظاهر از اخلاق سخن میگوید، اما در عمل خشونت را مشروع میسازد. این تضادِ آشکار میان ژستهای اخلاقی و تصمیمهای سیاسی، محور اصلی رمان است. دوم، زبان و بلاغت سیاسی است: راث نشان میدهد سیاستمداران چگونه با دوپهلوگویی، کلیگویی و بازی با واژهها، رفتار غیراخلاقی را میآرایند. سوم، بیتفاوتی عمومی است: مردم در دنیای راث گاه سادهانگار یا خسته از سیاستاند؛ همین انفعال، به رهبران اجازه میدهد مرزهای اخلاق را یکییکی درنوردند. در نهایت، عنصر پوچی و تشدید سورئال رمان است که با هر فصل بیشتر میشود؛ گویی نویسنده میخواهد بگوید سیاست بیاخلاق، سرانجام به پوچی مطلق میانجامد.
از نظر ادبی، «رئیسجمهور ما» جایگاهی متمایز در کارنامهی فیلیپ راث دارد. حذف روایت سنتی و تکیهی کامل بر گفتوگوها، اثری با ریتمی تند و لحنی تئاتری پدید آورده که یادآور «درام محاکمهای» یا «هجو صحنهای» است. این فرم اگرچه قدرت نمایش زبان سیاسی و بلاغت رسمی را افزایش میدهد، اما عمق شخصیتپردازی را کاهش میدهد؛ شخصیتها بیش از آنکه انسانهایی چندبُعدی باشند، به نماد و کاریکاتور فروکاسته میشوند.
از وجوه قوت رمان، طنز تیز و شجاعانهی آن است که فضای سیاسی دههی ۱۹۷۰ آمریکا را با دقتی انتقادی ثبت و همزمان نقدی کلیتر بر ذات قدرت و زبان سیاست ارائه میکند. راث در عبور از قالبهای پذیرفتهشدهی رماننویسی و خلق اثری نیمهنمایشی، جسارتی مثالزدنی نشان داده است. با این حال، ضعفهایی نیز مشهود است: طنز و ارجاعات تاریخی ممکن است برای خوانندهی امروز، که با دوران نیکسون و زمینهی اجتماعی آن آشنایی کمتری دارد، دشوار یا کماثر باشد. همچنین، اغراقهای سورئالیستی اثر گاه از شدت پیام اخلاقی آن میکاهند.
در مجموع، «رئیسجمهور ما» بیش از آنکه یک رمان داستانمحور باشد، بیانیهای طنزآمیز و خشمگین علیه ریاکاری سیاسی است؛ اثری که هزل و جدیت اخلاقی را درهم میآمیزد و تصویری گروتسک از سیاستمداری به دست میدهد که در عین موعظهی قداست حیات، توجیهگر خشونت است. هرچند از نظر بار عاطفی به شاهکارهایی چون «شکایت پورتنوی» یا «تئاتر سَبت» نمیرسد، اما جایگاهی خاص در آثار راث دارد؛ نمونهای کمنظیر از رمان نمایشنامهای که با ترکیب طنز، پوچی و نقد اخلاقی، زمانهی خود را به چالش میکشد و همچنان برای دوستداران طنز سیاسی و تاریخ ادبیات آمریکا اثری ارزشمند و ماندگار محسوب میشود.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب رئیسجمهور ما اثر فیلیپ راث، ترجمه افشین رضاپور، انتشارات ققنوس
