کتاب زنی که از حال رفت اثر حنیف قریشی، ترجمه پژمان طهرانیان، انتشارات افق
و سه داستان دیگر

کتاب زنی که از حال رفت اثر حنیف قریشی، ترجمه پژمان طهرانیان، انتشارات افق
و سه داستان دیگر
ناشر : افق

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «زنی که از حال رفت و سه داستان دیگر» نوشتهی حنیف قریشی، شامل چهار داستان کوتاه است که هر یک گوشهای از جهان داستانی و دغدغههای انسانی این نویسندهی پرکار و پرخوانندهی معاصر را نمایان میکند. قریشی، نویسندهای ساکن لندن با ریشهی هندی است و همین پیشینه باعث شده در آثارش همواره به زندگی مهاجران در انگلستان و جوامع غربی نیمنگاهی داشته باشد. او در کنار پرداخت به مسائل مهاجرت، روابط زن و مرد، طنز سیاه و دلبستگی به فرهنگ و هنر پاپ را نیز درونمایهی آثار خود قرار داده است. این عناصر سبب شده تا نوشتههای او برای خوانندگان مختلف جذاب و تأملبرانگیز باشند.
داستانهای این مجموعه عمدتاً در بستری اجتماعی روایت میشوند و به مسائلی میپردازند که مهاجران در مراحل گوناگون زندگی با آنها روبهرو هستند؛ مسائلی چون بحران هویت، احساس غربت و کشمکش میان فرهنگ بومی و فرهنگ میزبان. این داستانها برآمده از تجربهی زیستهی نویسندهاند و بر اساس خاطرات نوجوانی و جوانی او شکل گرفتهاند. قریشی در هر داستان تلاش میکند تجربههای انسانی مشترک را، فارغ از سن، جنس و نژاد، بازنمایی کند و نشان دهد که دغدغههای انسانها در هر نقطه از جهان، اشتراکهای فراوانی دارد.
در نخستین داستان کتاب، «زنی که از حال رفت»، برخورد اتفاقی لوکا فراسکاتی با فریدا اسکولاری، زمینهای میشود برای مرور خاطرات گذشته و بازگشت به نحوهی آشنایی لوکا با والدین فریدا. نویسنده در این داستان بهزیبایی روابط انسانی، دگرگونی احساسات و تأثیر زمان بر پیوندها و خاطرات را به تصویر میکشد.
داستان دوم، «آقای میلیونر به مهمانی شام میآید»، یکی از جدیترین تعارضات دنیای امروز را پیش میکشد: انتخاب میان عشق و پول. قریشی از خلال زندگی یک زوج هنرمند به نامهای لونا و شیو، که هر دو مدرس موسیقیاند، این موضوع را میکاود. آنها بهطور تصادفی درمییابند یکی از شاگردانشان میلیونر است و این آگاهی، دریچهای به سوی اختلاف نظرها، احساسات متناقض، عقدههای پنهان و نگرانیهایشان از آینده میگشاید.
در سومین داستان، «ناکجا»، نویسنده به یکی از پدیدههای مهم عصر حاضر، یعنی مهاجرت، میپردازد. او در این داستان پیامدهای اجتماعی و فردی مهاجرت، بهویژه در میان مردمان جهان سوم را روایت میکند. آشا که از کشور خود گریخته، اکنون همراه هاجی در خانهی ثروتمندان کار میکند. او از گذشتهی ساده و آرام خود سخن میگوید و از تجربهی تلخ و دشوار زیستن در کشوری بیگانه به عنوان یک مهاجر روایت میسازد.
چهارمین داستان، «پرواز شمارهی ۴۲۳»، در فضای یک هواپیما رخ میدهد. هواپیمایی که بهدلیل نقص فنی، ساعتها در آسمان سرگردان مانده است. نویسنده با خلق فضایی پرتعلیق، اضطراب، خستگی و آشفتگی ذهنی مسافران را بهخوبی نشان میدهد و از دل لحظهای بحرانی، تصویری روشن از ترس، ناتوانی و امید انسان به زندگی ارائه میدهد.
حنیف قریشی نویسندهای است که بهظاهر از روزمرگیها مینویسد، اما در عمق آثارش، زخمهایی ماندگار و برشی صادقانه از زندگی انسان معاصر را به تصویر میکشد. برخی منتقدان، او را بهسبب نثر موجز و نگاه دقیقش به جزئیات، با ریموند کارور مقایسه کردهاند.
کتاب «زنی که از حال رفت و سه داستان دیگر» با زبانی روان و بیانی ساده، تجربههای انسانی را در دل زندگی روزمره بازمیتاباند. این مجموعه، انتخابی مناسب برای دوستداران داستان کوتاه و علاقهمندان به ادبیات اجتماعی و روانشناختی است.
کتاب «زنی که از حال رفت و سه داستان دیگر» نوشتهی حنیف قریشی، شامل چهار داستان کوتاه است که هر یک گوشهای از جهان داستانی و دغدغههای انسانی این نویسندهی پرکار و پرخوانندهی معاصر را نمایان میکند. قریشی، نویسندهای ساکن لندن با ریشهی هندی است و همین پیشینه باعث شده در آثارش همواره به زندگی مهاجران در انگلستان و جوامع غربی نیمنگاهی داشته باشد. او در کنار پرداخت به مسائل مهاجرت، روابط زن و مرد، طنز سیاه و دلبستگی به فرهنگ و هنر پاپ را نیز درونمایهی آثار خود قرار داده است. این عناصر سبب شده تا نوشتههای او برای خوانندگان مختلف جذاب و تأملبرانگیز باشند.
داستانهای این مجموعه عمدتاً در بستری اجتماعی روایت میشوند و به مسائلی میپردازند که مهاجران در مراحل گوناگون زندگی با آنها روبهرو هستند؛ مسائلی چون بحران هویت، احساس غربت و کشمکش میان فرهنگ بومی و فرهنگ میزبان. این داستانها برآمده از تجربهی زیستهی نویسندهاند و بر اساس خاطرات نوجوانی و جوانی او شکل گرفتهاند. قریشی در هر داستان تلاش میکند تجربههای انسانی مشترک را، فارغ از سن، جنس و نژاد، بازنمایی کند و نشان دهد که دغدغههای انسانها در هر نقطه از جهان، اشتراکهای فراوانی دارد.
در نخستین داستان کتاب، «زنی که از حال رفت»، برخورد اتفاقی لوکا فراسکاتی با فریدا اسکولاری، زمینهای میشود برای مرور خاطرات گذشته و بازگشت به نحوهی آشنایی لوکا با والدین فریدا. نویسنده در این داستان بهزیبایی روابط انسانی، دگرگونی احساسات و تأثیر زمان بر پیوندها و خاطرات را به تصویر میکشد.
داستان دوم، «آقای میلیونر به مهمانی شام میآید»، یکی از جدیترین تعارضات دنیای امروز را پیش میکشد: انتخاب میان عشق و پول. قریشی از خلال زندگی یک زوج هنرمند به نامهای لونا و شیو، که هر دو مدرس موسیقیاند، این موضوع را میکاود. آنها بهطور تصادفی درمییابند یکی از شاگردانشان میلیونر است و این آگاهی، دریچهای به سوی اختلاف نظرها، احساسات متناقض، عقدههای پنهان و نگرانیهایشان از آینده میگشاید.
در سومین داستان، «ناکجا»، نویسنده به یکی از پدیدههای مهم عصر حاضر، یعنی مهاجرت، میپردازد. او در این داستان پیامدهای اجتماعی و فردی مهاجرت، بهویژه در میان مردمان جهان سوم را روایت میکند. آشا که از کشور خود گریخته، اکنون همراه هاجی در خانهی ثروتمندان کار میکند. او از گذشتهی ساده و آرام خود سخن میگوید و از تجربهی تلخ و دشوار زیستن در کشوری بیگانه به عنوان یک مهاجر روایت میسازد.
چهارمین داستان، «پرواز شمارهی ۴۲۳»، در فضای یک هواپیما رخ میدهد. هواپیمایی که بهدلیل نقص فنی، ساعتها در آسمان سرگردان مانده است. نویسنده با خلق فضایی پرتعلیق، اضطراب، خستگی و آشفتگی ذهنی مسافران را بهخوبی نشان میدهد و از دل لحظهای بحرانی، تصویری روشن از ترس، ناتوانی و امید انسان به زندگی ارائه میدهد.
حنیف قریشی نویسندهای است که بهظاهر از روزمرگیها مینویسد، اما در عمق آثارش، زخمهایی ماندگار و برشی صادقانه از زندگی انسان معاصر را به تصویر میکشد. برخی منتقدان، او را بهسبب نثر موجز و نگاه دقیقش به جزئیات، با ریموند کارور مقایسه کردهاند.
کتاب «زنی که از حال رفت و سه داستان دیگر» با زبانی روان و بیانی ساده، تجربههای انسانی را در دل زندگی روزمره بازمیتاباند. این مجموعه، انتخابی مناسب برای دوستداران داستان کوتاه و علاقهمندان به ادبیات اجتماعی و روانشناختی است.
دستههای مرتبط
کتابداستان و رمانداستان خارجیداستان کوتاهداستان و رمانداستان خارجیداستان کوتاهداستان خارجیداستان کوتاه
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب زنی که از حال رفت اثر حنیف قریشی، ترجمه پژمان طهرانیان، انتشارات افق
و سه داستان دیگر

