کتاب پسر شایسته اثر فریدا مک فادن، ترجمه مریم علیزاده میلانلو، انتشارات کتاب کوله پشتی

کتاب پسر شایسته اثر فریدا مک فادن، ترجمه مریم علیزاده میلانلو، انتشارات کتاب کوله پشتی
ناشر : کتاب کوله پشتی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
«همه دروغ میگویند. لیام قاتل نیست. او فقط پسرکی منزوی است که نمیداند چگونه مهربان باشد.» اینها تصورات «اریکا» است؛ مادری که باور ندارد پسرش جنایتکار باشد. اما واقعاً حق با کیست؟ با «همه» یا با «اریکا»؟ رمان «پسر شایسته» ما را وارد دنیایی جنایی و هولناک میکند؛ دنیایی که در آن پرسشی بزرگ ذهن خواننده را تسخیر میکند: قاتل دختران گمشده کیست؟
فریدا مک فادن، نویسندهای زبردست و شناختهشده در حوزهی رمانهای روانشناختی و معمایی، با چیرهدستی ما را با حوادثی روبهرو میسازد که دیگر نتوانیم بهسادگی اعتماد کنیم. داستان «پسر شایسته» به ما یادآوری میکند که حتی خودمان را نیز آنگونه که میپنداریم نمیشناسیم. به لحظاتی فکر کنید که از روی خشم یا ناراحتی کاری انجام دادهاید و بعد برایتان باورکردنی نبوده که چنین رفتاری از شما سر زده است. با وجود شناخت نسبی از خود، باز هم گاهی کنترل از دست میرود. بااینحال، بیشتر آدمها تصور میکنند خانواده و دوستانشان را کاملاً میشناسند و محال است آنها مرتکب جنایت شوند. این اعتمادِ بیپایه و منطق، گاه فرو میریزد و حقیقتی شوکهکننده برملا میشود؛ همانند اتفاقی که برای اریکا رخ داد.
اریکا مادر لیام است. او باور دارد که پسرش بیگناه است؛ حتی اگر شواهد خلاف آن را نشان دهند. او مطمئن است لیام، باوجود رفتارهای عجیب و غریبش، قاتل نیست. اما مدارک موجود چنین حقی به او نمیدهد. آیا در پایان، اریکا ناچار میشود پسرش را یک قاتل بداند؟ یا شاید واقعیت چیز دیگری است و فرد دیگری پشت ناپدید شدن دختر بوده؟ رمان «پسر شایسته» (The Perfect Son) خواننده را به عمق تاریکیهای ذهن انسان میبرد و با این حقیقت تلخ روبهرو میکند که: کسی که سالها کنارت زندگی کرده، میتواند قاتل تو باشد.
«اولیویا»، یکی از دختران جوان، مدتی است ناپدید شده و آخرین کسی که او را دیده، لیام بوده است. با توجه به گذشتهی پرابهام لیام ـ از جمله ربودن همکلاسیاش و پنهان کردن او در کمد مدرسه ـ طبیعی است که نخستین مظنون پرونده باشد. از سوی دیگر، او زمانی گربهی خواهرش را کشته و در چشم دیگران پسری دروغگو و غیرقابل اعتماد است. لیام میگوید بیگناه است و از مکان اولیویا خبر ندارد، اما چه کسی حرفش را باور میکند؟
مک فادن در «پسر شایسته» فقط یک داستان جنایی نمینویسد؛ او لایههای پیچیدهی روان انسان را میکاود و نشان میدهد چگونه اختلالات پنهان و رفتارهای غیرقابل پیشبینی میتوانند به فاجعهای دردناک بینجامند. این رمان ما را نسبت به افرادی که در اطرافمان زندگی میکنند، آگاهتر و محتاطتر میسازد.
در میان شخصیتها، «جیسون» ـ پدر لیام ـ بیش از همه به بیگناهی پسرش ایمان دارد. او و اریکا برای اثبات پاکی لیام دست به هر کاری میزنند؛ از استخدام وکیل گرفته تا تغییر مدرسهی او. اما ماجرا پیچیدهتر از اینهاست. دختران دیگری نیز در نیویورک گمشدهاند و پلیس، لیام را مظنون تمام پروندهها میداند. در همین زمان، فاجعهای تازه رخ میدهد: «هانا»، دختر چهاردهسالهی اریکا و جیسون و خواهر لیام، ناپدید میشود.
تا پیش از گم شدن هانا، اریکا حاضر بود برای نجات پسرش هر بهایی بپردازد، اما حالا که دخترش ممکن است کشته شده باشد، دیگر نمیتواند بهراحتی از گناهان احتمالی لیام چشم بپوشد. او باید حقیقت را بیابد، حتی اگر به قیمت محکوم شدن پسرش تمام شود.
اگر تصور میکنید به سادگی میتوان قاتل را حدس زد و با خیال آسوده منتظر پایانی روشن بود، سخت در اشتباهید. فریدا مک فادن، راز این داستان را به آسانی برملا نمیکند. پلیس و همکلاسیها لیام را گناهکار میدانند و اریکا و جیسون هرکس جز او را مظنون میبینند. پایان رمان «پسر شایسته» نهفقط خواننده، بلکه تمام شخصیتهای داستان را غافلگیر میکند. آنچه در انتها انتظار مخاطب را میکشد، چیزی فراتر از حد تصور است و حتی پس از پایان کتاب نیز ذهن را در تعلیقی سنگین نگه میدارد.
رمان «پسر شایسته» با ترجمهی مریم علیزاده میلانلو توسط انتشارات کولهپشتی منتشر شده است. آیا فکر میکنید زندگیتان آرام و بیدغدغه است؟ اطرافیانتان را مهربان و بیخطر میدانید؟ شاید واقعیتی در پس ذهن آنها نهفته باشد که از آن بیخبرید. فریدا مک فادن در این رمان روانشناختی و معمایی هشدار میدهد: هیچکس واقعاً قابل اعتماد نیست. «پسر شایسته» شما را وارد پروندهای هولناک میکند که تا آخرین صفحه فضای رعبآور و هیجانانگیزش را حفظ کرده و ذهن خواننده را رها نمیکند.
«همه دروغ میگویند. لیام قاتل نیست. او فقط پسرکی منزوی است که نمیداند چگونه مهربان باشد.» اینها تصورات «اریکا» است؛ مادری که باور ندارد پسرش جنایتکار باشد. اما واقعاً حق با کیست؟ با «همه» یا با «اریکا»؟ رمان «پسر شایسته» ما را وارد دنیایی جنایی و هولناک میکند؛ دنیایی که در آن پرسشی بزرگ ذهن خواننده را تسخیر میکند: قاتل دختران گمشده کیست؟
فریدا مک فادن، نویسندهای زبردست و شناختهشده در حوزهی رمانهای روانشناختی و معمایی، با چیرهدستی ما را با حوادثی روبهرو میسازد که دیگر نتوانیم بهسادگی اعتماد کنیم. داستان «پسر شایسته» به ما یادآوری میکند که حتی خودمان را نیز آنگونه که میپنداریم نمیشناسیم. به لحظاتی فکر کنید که از روی خشم یا ناراحتی کاری انجام دادهاید و بعد برایتان باورکردنی نبوده که چنین رفتاری از شما سر زده است. با وجود شناخت نسبی از خود، باز هم گاهی کنترل از دست میرود. بااینحال، بیشتر آدمها تصور میکنند خانواده و دوستانشان را کاملاً میشناسند و محال است آنها مرتکب جنایت شوند. این اعتمادِ بیپایه و منطق، گاه فرو میریزد و حقیقتی شوکهکننده برملا میشود؛ همانند اتفاقی که برای اریکا رخ داد.
اریکا مادر لیام است. او باور دارد که پسرش بیگناه است؛ حتی اگر شواهد خلاف آن را نشان دهند. او مطمئن است لیام، باوجود رفتارهای عجیب و غریبش، قاتل نیست. اما مدارک موجود چنین حقی به او نمیدهد. آیا در پایان، اریکا ناچار میشود پسرش را یک قاتل بداند؟ یا شاید واقعیت چیز دیگری است و فرد دیگری پشت ناپدید شدن دختر بوده؟ رمان «پسر شایسته» (The Perfect Son) خواننده را به عمق تاریکیهای ذهن انسان میبرد و با این حقیقت تلخ روبهرو میکند که: کسی که سالها کنارت زندگی کرده، میتواند قاتل تو باشد.
«اولیویا»، یکی از دختران جوان، مدتی است ناپدید شده و آخرین کسی که او را دیده، لیام بوده است. با توجه به گذشتهی پرابهام لیام ـ از جمله ربودن همکلاسیاش و پنهان کردن او در کمد مدرسه ـ طبیعی است که نخستین مظنون پرونده باشد. از سوی دیگر، او زمانی گربهی خواهرش را کشته و در چشم دیگران پسری دروغگو و غیرقابل اعتماد است. لیام میگوید بیگناه است و از مکان اولیویا خبر ندارد، اما چه کسی حرفش را باور میکند؟
مک فادن در «پسر شایسته» فقط یک داستان جنایی نمینویسد؛ او لایههای پیچیدهی روان انسان را میکاود و نشان میدهد چگونه اختلالات پنهان و رفتارهای غیرقابل پیشبینی میتوانند به فاجعهای دردناک بینجامند. این رمان ما را نسبت به افرادی که در اطرافمان زندگی میکنند، آگاهتر و محتاطتر میسازد.
در میان شخصیتها، «جیسون» ـ پدر لیام ـ بیش از همه به بیگناهی پسرش ایمان دارد. او و اریکا برای اثبات پاکی لیام دست به هر کاری میزنند؛ از استخدام وکیل گرفته تا تغییر مدرسهی او. اما ماجرا پیچیدهتر از اینهاست. دختران دیگری نیز در نیویورک گمشدهاند و پلیس، لیام را مظنون تمام پروندهها میداند. در همین زمان، فاجعهای تازه رخ میدهد: «هانا»، دختر چهاردهسالهی اریکا و جیسون و خواهر لیام، ناپدید میشود.
تا پیش از گم شدن هانا، اریکا حاضر بود برای نجات پسرش هر بهایی بپردازد، اما حالا که دخترش ممکن است کشته شده باشد، دیگر نمیتواند بهراحتی از گناهان احتمالی لیام چشم بپوشد. او باید حقیقت را بیابد، حتی اگر به قیمت محکوم شدن پسرش تمام شود.
اگر تصور میکنید به سادگی میتوان قاتل را حدس زد و با خیال آسوده منتظر پایانی روشن بود، سخت در اشتباهید. فریدا مک فادن، راز این داستان را به آسانی برملا نمیکند. پلیس و همکلاسیها لیام را گناهکار میدانند و اریکا و جیسون هرکس جز او را مظنون میبینند. پایان رمان «پسر شایسته» نهفقط خواننده، بلکه تمام شخصیتهای داستان را غافلگیر میکند. آنچه در انتها انتظار مخاطب را میکشد، چیزی فراتر از حد تصور است و حتی پس از پایان کتاب نیز ذهن را در تعلیقی سنگین نگه میدارد.
رمان «پسر شایسته» با ترجمهی مریم علیزاده میلانلو توسط انتشارات کولهپشتی منتشر شده است. آیا فکر میکنید زندگیتان آرام و بیدغدغه است؟ اطرافیانتان را مهربان و بیخطر میدانید؟ شاید واقعیتی در پس ذهن آنها نهفته باشد که از آن بیخبرید. فریدا مک فادن در این رمان روانشناختی و معمایی هشدار میدهد: هیچکس واقعاً قابل اعتماد نیست. «پسر شایسته» شما را وارد پروندهای هولناک میکند که تا آخرین صفحه فضای رعبآور و هیجانانگیزش را حفظ کرده و ذهن خواننده را رها نمیکند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب پسر شایسته اثر فریدا مک فادن، ترجمه مریم علیزاده میلانلو، انتشارات کتاب کوله پشتی
