کتاب ابر مردی که آسمان و زمین را ازهم جدا میکند اثر دوآن لیکسین، ترجمه سمیه نوروزی، انتشارات آفرینگان
افسانههای چینی

کتاب ابر مردی که آسمان و زمین را ازهم جدا میکند اثر دوآن لیکسین، ترجمه سمیه نوروزی، انتشارات آفرینگان
افسانههای چینی
ناشر : آفرینگان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
1399سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
«ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا میکند» بازآفرینی شگفتانگیزی از یکی از بنیادیترین اسطورههای فرهنگ چین است که به روایت شن هونگ و دوان لیکسین ارائه شده است. این اثر، اسطوره پانگو ـ نخستین موجودی که در جهان پدیدار شد ـ را بازگو میکند؛ اسطورهای که در بطن فرهنگ عامه چین جایگاه ژرفی دارد و مفاهیم آفرینش، دگرگونی و تعادل نیروهای طبیعی را در خود جای داده است. نویسندگان با روایتی گیرا، تصویری روشن از نقش افسانهای پانگو در شکلگیری کیهان به خواننده میسپارند. تصاویر پرقدرت و مفاهیم فلسفی ژرف این اثر، پنجرهای به جهانبینی چینی میگشاید؛ جایی که هماهنگی میان آسمان و زمین پایهای برای درک زندگی و هستی است.
داستان پانگو از زمانی آغاز میشود که جهان تودهای بیشکل، تاریک و آشفته بود؛ آسمان و زمین در هم آمیخته بودند و همهچیز در وضعیتی از بینظمی مطلق به سر میبرد. از دل همین آشفتگی، پانگو زاده شد؛ موجودی عظیمالجثه، قدرتمند و تنها در خلأ آغازین. او سالهای بیپایانی را در انزوا گذراند تا سرانجام با نیروی شگرف خویش، تصمیم به نظم بخشیدن به هرجومرج جهان گرفت. پانگو تبر قدرتمند خود را برداشت و کار سترگ جدا کردن آسمان از زمین را آغاز کرد. هر روز که میگذشت، قدش بلندتر میشد، آسمان را بالاتر میبرد و زمین را در زیر پای خود استوار میساخت. اراده و توان او سبب شد جهان به شکلی تازه درآید؛ آسمان در بالا، زمین در پایین و فضای گستردهای میان آن دو پدید آمد.
با ادامه کار پانگو، عناصر طبیعی نیز از دل این فرایند زاده شدند؛ باد، باران و آتش با هر گام او شکل گرفتند. این تلاش عظیم هجدههزار سال بهطول انجامید تا آنکه سرانجام بدن پانگو دگرگون شد و به اجزای طبیعت بدل گشت. نفسش در باد دمید، صدایش به رعد مبدل شد، استخوانها و اندامش کوه و رودخانه را ساختند. پس از مرگ او، پیکرش به جهان زندگی بخشید؛ چشمانش خورشید و ماه شدند، خونش در رگهای زمین چون رودخانه جاری گشت و گوشتش خاک بارور را آفرید. بدینگونه، جدایی آسمان و زمین نهتنها هستی را شکل داد، بلکه آن را با نیرو و حیات آکنده ساخت.
در ژرفای «ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا میکند»، اسطورهای از آفرینش نهفته است؛ داستانی که پیدایش جهان و نیروهای حاکم بر آن را بازمینماید. این روایت، چرخه ابدی زندگی، مرگ و نوزایی را یادآور میشود و نشان میدهد که بزرگترین آفرینشها، همواره با فداکاری عظیم همراهاند. اسطوره پانگو همچنین بر اصل تعادل اضداد تأکید دارد؛ مفهومی بنیادین در فلسفه چینی که در آن هماهنگی نیروهای متضاد، اساس نظم کیهانی به شمار میآید. جدایی آسمان و زمین نمادی است از همزیستی هماهنگ نیروهای طبیعت، جایی که هر عنصر سهمی در تعادل جهان دارد.
کردار پانگو از آشوب، نظم میآفریند؛ بازتاب تمایل انسان برای شناخت و یافتن هماهنگی در هستی. دگرگونی بدن او به اجزای طبیعت، پیوند عمیق میان امر الهی و زمینی را نشان میدهد؛ باوری که در آن انسان و طبیعت، یک پیکره زنده و مقدساند.
«ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا میکند» افسانهای باشکوه و اندیشمندانه است که جانمایه اسطورههای آفرینش در فرهنگ چینی را بهزیبایی به تصویر میکشد. در بازگویی شن هونگ و دوان لیکسین، خوانندگان با یکی از ژرفترین و نمادینترین روایتهای اساطیری چین روبهرو میشوند؛ روایتی که نهتنها پیدایش جهان را شرح میدهد، بلکه پیوستگی شگفتانگیز میان همه پدیدههای هستی را آشکار میسازد. در این جهان، امر الهی و طبیعی در هم تنیدهاند و تعادلی والا میان آنها برقرار است. این داستان جاودانه، همچنان در ذهن خوانندگان طنین میاندازد و آنان را به ستایش نیروهای طبیعت و اهمیت حفظ تعادل در جهان فرامیخواند.
«ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا میکند» بازآفرینی شگفتانگیزی از یکی از بنیادیترین اسطورههای فرهنگ چین است که به روایت شن هونگ و دوان لیکسین ارائه شده است. این اثر، اسطوره پانگو ـ نخستین موجودی که در جهان پدیدار شد ـ را بازگو میکند؛ اسطورهای که در بطن فرهنگ عامه چین جایگاه ژرفی دارد و مفاهیم آفرینش، دگرگونی و تعادل نیروهای طبیعی را در خود جای داده است. نویسندگان با روایتی گیرا، تصویری روشن از نقش افسانهای پانگو در شکلگیری کیهان به خواننده میسپارند. تصاویر پرقدرت و مفاهیم فلسفی ژرف این اثر، پنجرهای به جهانبینی چینی میگشاید؛ جایی که هماهنگی میان آسمان و زمین پایهای برای درک زندگی و هستی است.
داستان پانگو از زمانی آغاز میشود که جهان تودهای بیشکل، تاریک و آشفته بود؛ آسمان و زمین در هم آمیخته بودند و همهچیز در وضعیتی از بینظمی مطلق به سر میبرد. از دل همین آشفتگی، پانگو زاده شد؛ موجودی عظیمالجثه، قدرتمند و تنها در خلأ آغازین. او سالهای بیپایانی را در انزوا گذراند تا سرانجام با نیروی شگرف خویش، تصمیم به نظم بخشیدن به هرجومرج جهان گرفت. پانگو تبر قدرتمند خود را برداشت و کار سترگ جدا کردن آسمان از زمین را آغاز کرد. هر روز که میگذشت، قدش بلندتر میشد، آسمان را بالاتر میبرد و زمین را در زیر پای خود استوار میساخت. اراده و توان او سبب شد جهان به شکلی تازه درآید؛ آسمان در بالا، زمین در پایین و فضای گستردهای میان آن دو پدید آمد.
با ادامه کار پانگو، عناصر طبیعی نیز از دل این فرایند زاده شدند؛ باد، باران و آتش با هر گام او شکل گرفتند. این تلاش عظیم هجدههزار سال بهطول انجامید تا آنکه سرانجام بدن پانگو دگرگون شد و به اجزای طبیعت بدل گشت. نفسش در باد دمید، صدایش به رعد مبدل شد، استخوانها و اندامش کوه و رودخانه را ساختند. پس از مرگ او، پیکرش به جهان زندگی بخشید؛ چشمانش خورشید و ماه شدند، خونش در رگهای زمین چون رودخانه جاری گشت و گوشتش خاک بارور را آفرید. بدینگونه، جدایی آسمان و زمین نهتنها هستی را شکل داد، بلکه آن را با نیرو و حیات آکنده ساخت.
در ژرفای «ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا میکند»، اسطورهای از آفرینش نهفته است؛ داستانی که پیدایش جهان و نیروهای حاکم بر آن را بازمینماید. این روایت، چرخه ابدی زندگی، مرگ و نوزایی را یادآور میشود و نشان میدهد که بزرگترین آفرینشها، همواره با فداکاری عظیم همراهاند. اسطوره پانگو همچنین بر اصل تعادل اضداد تأکید دارد؛ مفهومی بنیادین در فلسفه چینی که در آن هماهنگی نیروهای متضاد، اساس نظم کیهانی به شمار میآید. جدایی آسمان و زمین نمادی است از همزیستی هماهنگ نیروهای طبیعت، جایی که هر عنصر سهمی در تعادل جهان دارد.
کردار پانگو از آشوب، نظم میآفریند؛ بازتاب تمایل انسان برای شناخت و یافتن هماهنگی در هستی. دگرگونی بدن او به اجزای طبیعت، پیوند عمیق میان امر الهی و زمینی را نشان میدهد؛ باوری که در آن انسان و طبیعت، یک پیکره زنده و مقدساند.
«ابرمردی که آسمان و زمین را از هم جدا میکند» افسانهای باشکوه و اندیشمندانه است که جانمایه اسطورههای آفرینش در فرهنگ چینی را بهزیبایی به تصویر میکشد. در بازگویی شن هونگ و دوان لیکسین، خوانندگان با یکی از ژرفترین و نمادینترین روایتهای اساطیری چین روبهرو میشوند؛ روایتی که نهتنها پیدایش جهان را شرح میدهد، بلکه پیوستگی شگفتانگیز میان همه پدیدههای هستی را آشکار میسازد. در این جهان، امر الهی و طبیعی در هم تنیدهاند و تعادلی والا میان آنها برقرار است. این داستان جاودانه، همچنان در ذهن خوانندگان طنین میاندازد و آنان را به ستایش نیروهای طبیعت و اهمیت حفظ تعادل در جهان فرامیخواند.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانفانتزیداستان کودک و نوجوانان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب ابر مردی که آسمان و زمین را ازهم جدا میکند اثر دوآن لیکسین، ترجمه سمیه نوروزی، انتشارات آفرینگان
افسانههای چینی