کتاب پسر بروکلینی اثر دانالد مارگولیس، ترجمه مهتاب صفدری، انتشارات افراز
نمایشنامه

کتاب پسر بروکلینی اثر دانالد مارگولیس، ترجمه مهتاب صفدری، انتشارات افراز
نمایشنامه
ناشر : افراز

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
نمایشنامه «پسر بروکلینی» گرچه صحنههایی نسبتاً کوتاه دارد، اما مارگولیز با هنرمندی توانسته در هر صحنه تنشی دراماتیک و شگفتانگیز خلق کند. شخصیتهای او کاملاً باورپذیرند و دیالوگهایش قدرت و تاثیرگذاری بالایی دارند. در تمام متن، مارگولیز با بهرهگیری از طنزی هوشمندانه ــ که اغلب تلخ است ــ فضایی منحصربهفرد ایجاد کرده است. هرچند او تنها تکههایی کوچک از زندگی آدمهای نمایشنامه را نشان میدهد، اما تصاویرش آنقدر دقیق و جامع هستند که مخاطب بهآسانی میتواند با شخصیتها همذاتپنداری کند، دلایل تصمیمهایشان را بفهمد، اندوهشان را لمس کند و در نهایت نسبت به آنها علاقهمند شود و با اشتیاق مسیرشان را دنبال کند.
گفتوگوی میان اریک و منی نیز نمونهای روشن از همین ظرافت نویسندگی است:
اریک: صبر کن، میخوام یه چیزی نشونت بدم.
(اریک صفحهی تقدیم را باز میکند و به پدرش نشان میدهد. منی آن را میخواند.)
منی: برای مادر و پدرم... (مکث) یعنی من و مادرت؟
اریک: آره.
(منی سرش را به علامت تأیید تکان میدهد.)
منی: پس اسمامون کجاست؟
اریک: منظورت چیه؟
منی: نباید اسممون رو مینوشتی؟ نمیشد بگی «برای فیلیس و منی وایس»؟ اونوقت دیگه سوءبرداشتی پیش نمیاومد.
اریک: چه سوءبرداشتی؟ سوءبرداشتی پیش نمیاد.
منی: اینجوری ممکنه به نظر برسه منظور هر پدر و مادر دیگهای بوده.
اریک: من نوشتم «مادر و پدرم». خب این کتاب منه.
این دیالوگ ساده اما چندلایه، نشان میدهد که مارگولیز چگونه از یک لحظهی ظاهراً معمولی، موقعیتی دراماتیک و پرمعنا میسازد؛ جایی که حتی جزییات کوچک، به کشف ژرفای رابطههای انسانی کمک میکنند.
نمایشنامه «پسر بروکلینی» گرچه صحنههایی نسبتاً کوتاه دارد، اما مارگولیز با هنرمندی توانسته در هر صحنه تنشی دراماتیک و شگفتانگیز خلق کند. شخصیتهای او کاملاً باورپذیرند و دیالوگهایش قدرت و تاثیرگذاری بالایی دارند. در تمام متن، مارگولیز با بهرهگیری از طنزی هوشمندانه ــ که اغلب تلخ است ــ فضایی منحصربهفرد ایجاد کرده است. هرچند او تنها تکههایی کوچک از زندگی آدمهای نمایشنامه را نشان میدهد، اما تصاویرش آنقدر دقیق و جامع هستند که مخاطب بهآسانی میتواند با شخصیتها همذاتپنداری کند، دلایل تصمیمهایشان را بفهمد، اندوهشان را لمس کند و در نهایت نسبت به آنها علاقهمند شود و با اشتیاق مسیرشان را دنبال کند.
گفتوگوی میان اریک و منی نیز نمونهای روشن از همین ظرافت نویسندگی است:
اریک: صبر کن، میخوام یه چیزی نشونت بدم.
(اریک صفحهی تقدیم را باز میکند و به پدرش نشان میدهد. منی آن را میخواند.)
منی: برای مادر و پدرم... (مکث) یعنی من و مادرت؟
اریک: آره.
(منی سرش را به علامت تأیید تکان میدهد.)
منی: پس اسمامون کجاست؟
اریک: منظورت چیه؟
منی: نباید اسممون رو مینوشتی؟ نمیشد بگی «برای فیلیس و منی وایس»؟ اونوقت دیگه سوءبرداشتی پیش نمیاومد.
اریک: چه سوءبرداشتی؟ سوءبرداشتی پیش نمیاد.
منی: اینجوری ممکنه به نظر برسه منظور هر پدر و مادر دیگهای بوده.
اریک: من نوشتم «مادر و پدرم». خب این کتاب منه.
این دیالوگ ساده اما چندلایه، نشان میدهد که مارگولیز چگونه از یک لحظهی ظاهراً معمولی، موقعیتی دراماتیک و پرمعنا میسازد؛ جایی که حتی جزییات کوچک، به کشف ژرفای رابطههای انسانی کمک میکنند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب پسر بروکلینی اثر دانالد مارگولیس، ترجمه مهتاب صفدری، انتشارات افراز
نمایشنامه
