کتاب مردان هنگام پیری میگریند اثر ژان لوک سیگل، ترجمه بهمن یغمائی، انتشارات نگاه

کتاب مردان هنگام پیری میگریند اثر ژان لوک سیگل، ترجمه بهمن یغمائی، انتشارات نگاه
ناشر : نگاه

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
ژان لوک سیگل در شاهکار داستانی خود، رمان «مردان هنگام پیری میگریند» ــ اثر تحسینشده و برندهی جایزهی معتبر اکتاو میربو ــ بیپروا ذات واقعی و چهرهی عریان جنگ را آشکار میسازد. در این اثر، او به شکلی عمیق و تأملبرانگیز، زخمهای پنهان انسان معاصر را در پس سکوت زندگی روزمره به تصویر میکشد.
قهرمان داستان، «آلبرت»، مردی است در دههی پنجم زندگی خود که در روستایی آرام روزگار میگذراند. بااینحال، خاطرات تلخ جنگ جهانی دوم همچنان او را رها نکردهاند و سایهای از اندوه و رخوت بر ذهن و جانش گستردهاند. این گذشتهی سنگین شکافی عمیق میان آلبرت و دنیای پیرامونش پدید آورده؛ شکافی که بیش از همه در رابطهی او با پسر جوانش نمود پیدا میکند، پسرش «هانری» که اینک در میدانهای نبرد الجزایر خدمت میکند.
زندگی آلبرت با جنگ گره خورده است. او هر صبح که از خواب برمیخیزد، برای ادامهی زندگی میجنگد، و شبها نیز در کارخانه کار میکند تا معاش خانوادهاش را فراهم آورد. شخصیت محوری «مردان هنگام پیری میگریند» گرچه از جنگ بیزار است، اما در هر گوشه از زندگیاش ناگزیر با چهرهی تیره و هولناک آن روبهرو میشود. ژان لوک سیگل در این رمان، جنگ را نه در میدان نبرد بلکه در ژرفای روح انسان بازمینمایاند و چهرهی تلخ و ویرانگر آن را به زیباترین و درعینحال تلخترین شکل ممکن ترسیم میکند.
برای آلبرت، پرسش بزرگ این است: چرا مردم به جنگ روی میآورند؟ او هرگز پاسخی برای این پرسش نیافت. جوانیاش را در اردوگاههای آلمان، به عنوان سربازی اسیر و درمانده، گذرانده بود. اکنون در پنجاهوسهسالگی، از هر گفتوگویی دربارهی جنگ گریزان است و تمام امیدش این بود که دیگر هرگز رنگ آتش و خون را نبیند. بااینحال، سایهی جنگ هنوز بر دیوار خانهی روستاییاش سنگینی میکند.
در ادامهی داستان، سیگل تضاد نسلها را آشکار میسازد. همزمان که آلبرت در سکوت و انزوا با خاطراتش میجنگد، در سرزمینی دیگر، جوانانی بیتجربه در میدانهای نبرد الجزایر روبهروی هم اسلحه میکشند؛ از جمله هانری، پسر بزرگ آلبرت. شاید همین جنگ پنهان میان گذشته و حال باشد که فاصلهای عاطفی میان پدر و پسر ایجاد کرده است. آلبرت حتی با همسرش، سوزان، رابطهای گرم و صمیمی ندارد. او روحیهی همسرش را درک نمیکند، بهویژه میل سیریناپذیر او به خرید وسایل نو و لوکس و رها کردن اثاثیهی قدیمی را.
در میان شخصیتهای رمان، «ژیل» ــ پسر کوچک خانواده و کودکی یازدهساله ــ چهرهای متفاوت دارد. اگرچه در درس و مدرسه چندان موفق نیست، اما دلباختهی ادبیات است و با شوقی کودکانه کتاب میخواند. خانهی روستایی آلبرت از میدانهای جنگ الجزایر بسیار دور است، اما اندیشهی آن جنگِ دور، هر لحظه قلب او را میلرزاند. تنها نور امید زندگیاش ژیل و عشق او به کتابهاست.
با گذر زمان، اختلافات خانوادگی شدت میگیرد. سوزان روزبهروز بیشتر درگیر حرصِ نوسازی و تجمل میشود و رویای خرید نخستین تلویزیون دهکده را در سر دارد تا بتواند اخبار و مصاحبههای مربوط به جنگ الجزایر را ببیند، شاید در میان آن تصاویر چهرهی هانری را نیز بیابد. در مقابل، آلبرت هرچه بیشتر در گذشتهی تلخ خود فرو میرود؛ گذشتهای که اکنون در وجود پسرش تکرار میشود.
او در دل آرزو میکند بتواند هانری را از ادامهی شرکت در جنگ بازدارد، زیرا باور دارد کشتن دیگران بیهودهترین هدف ممکن برای انسان است. اما هانری، جهانی کاملاً متفاوت را میبیند. حتی اشکها و التماسهای مادر نیز نمیتواند او را از تصمیمش بازگرداند. در این میان، ژیل همچنان در تلاش است تا نمرات مدرسهاش را بهبود بخشد و با شور و اشتیاق، کتاب «اوژنی گرانده» را تا پایان بخواند.
رمان «مردان هنگام پیری میگریند» اثری منحصربهفرد در ادبیات جنگ است. در این کتاب، جنگ نه با هیاهو و قهرمانسازی، بلکه با چهرهی سرد، ساکن و بیرحم خود نمایش داده میشود؛ همچون بیماریای روحی که در جان آدمی رخنه میکند و تا سالها رهایش نمیسازد. آلبرت، پس از اسارت و تلخیِ سالهای جنگ، دیگر معنای زندگی را بهدرستی درنمییابد و تمایل خود را به تغییر و زندگی از دست داده است. در حالی که جهان بیرون با شتابی سرسامآور پیش میرود، او تنها یک آرزو دارد: نجات پسرش از آتش جنگ. ازاینرو، بیآنکه کسی بداند، صبحی زود تصمیمی بزرگ میگیرد و مأموریتی دشوار را آغاز میکند.
اگر آمادهی تجربهی پایانی طوفانی و عاطفی هستید، پیشنهاد میکنیم ادامهی داستان را از زبان و قلم درخشان ژان لوک سیگل بخوانید.
ژان لوک سیگل در شاهکار داستانی خود، رمان «مردان هنگام پیری میگریند» ــ اثر تحسینشده و برندهی جایزهی معتبر اکتاو میربو ــ بیپروا ذات واقعی و چهرهی عریان جنگ را آشکار میسازد. در این اثر، او به شکلی عمیق و تأملبرانگیز، زخمهای پنهان انسان معاصر را در پس سکوت زندگی روزمره به تصویر میکشد.
قهرمان داستان، «آلبرت»، مردی است در دههی پنجم زندگی خود که در روستایی آرام روزگار میگذراند. بااینحال، خاطرات تلخ جنگ جهانی دوم همچنان او را رها نکردهاند و سایهای از اندوه و رخوت بر ذهن و جانش گستردهاند. این گذشتهی سنگین شکافی عمیق میان آلبرت و دنیای پیرامونش پدید آورده؛ شکافی که بیش از همه در رابطهی او با پسر جوانش نمود پیدا میکند، پسرش «هانری» که اینک در میدانهای نبرد الجزایر خدمت میکند.
زندگی آلبرت با جنگ گره خورده است. او هر صبح که از خواب برمیخیزد، برای ادامهی زندگی میجنگد، و شبها نیز در کارخانه کار میکند تا معاش خانوادهاش را فراهم آورد. شخصیت محوری «مردان هنگام پیری میگریند» گرچه از جنگ بیزار است، اما در هر گوشه از زندگیاش ناگزیر با چهرهی تیره و هولناک آن روبهرو میشود. ژان لوک سیگل در این رمان، جنگ را نه در میدان نبرد بلکه در ژرفای روح انسان بازمینمایاند و چهرهی تلخ و ویرانگر آن را به زیباترین و درعینحال تلخترین شکل ممکن ترسیم میکند.
برای آلبرت، پرسش بزرگ این است: چرا مردم به جنگ روی میآورند؟ او هرگز پاسخی برای این پرسش نیافت. جوانیاش را در اردوگاههای آلمان، به عنوان سربازی اسیر و درمانده، گذرانده بود. اکنون در پنجاهوسهسالگی، از هر گفتوگویی دربارهی جنگ گریزان است و تمام امیدش این بود که دیگر هرگز رنگ آتش و خون را نبیند. بااینحال، سایهی جنگ هنوز بر دیوار خانهی روستاییاش سنگینی میکند.
در ادامهی داستان، سیگل تضاد نسلها را آشکار میسازد. همزمان که آلبرت در سکوت و انزوا با خاطراتش میجنگد، در سرزمینی دیگر، جوانانی بیتجربه در میدانهای نبرد الجزایر روبهروی هم اسلحه میکشند؛ از جمله هانری، پسر بزرگ آلبرت. شاید همین جنگ پنهان میان گذشته و حال باشد که فاصلهای عاطفی میان پدر و پسر ایجاد کرده است. آلبرت حتی با همسرش، سوزان، رابطهای گرم و صمیمی ندارد. او روحیهی همسرش را درک نمیکند، بهویژه میل سیریناپذیر او به خرید وسایل نو و لوکس و رها کردن اثاثیهی قدیمی را.
در میان شخصیتهای رمان، «ژیل» ــ پسر کوچک خانواده و کودکی یازدهساله ــ چهرهای متفاوت دارد. اگرچه در درس و مدرسه چندان موفق نیست، اما دلباختهی ادبیات است و با شوقی کودکانه کتاب میخواند. خانهی روستایی آلبرت از میدانهای جنگ الجزایر بسیار دور است، اما اندیشهی آن جنگِ دور، هر لحظه قلب او را میلرزاند. تنها نور امید زندگیاش ژیل و عشق او به کتابهاست.
با گذر زمان، اختلافات خانوادگی شدت میگیرد. سوزان روزبهروز بیشتر درگیر حرصِ نوسازی و تجمل میشود و رویای خرید نخستین تلویزیون دهکده را در سر دارد تا بتواند اخبار و مصاحبههای مربوط به جنگ الجزایر را ببیند، شاید در میان آن تصاویر چهرهی هانری را نیز بیابد. در مقابل، آلبرت هرچه بیشتر در گذشتهی تلخ خود فرو میرود؛ گذشتهای که اکنون در وجود پسرش تکرار میشود.
او در دل آرزو میکند بتواند هانری را از ادامهی شرکت در جنگ بازدارد، زیرا باور دارد کشتن دیگران بیهودهترین هدف ممکن برای انسان است. اما هانری، جهانی کاملاً متفاوت را میبیند. حتی اشکها و التماسهای مادر نیز نمیتواند او را از تصمیمش بازگرداند. در این میان، ژیل همچنان در تلاش است تا نمرات مدرسهاش را بهبود بخشد و با شور و اشتیاق، کتاب «اوژنی گرانده» را تا پایان بخواند.
رمان «مردان هنگام پیری میگریند» اثری منحصربهفرد در ادبیات جنگ است. در این کتاب، جنگ نه با هیاهو و قهرمانسازی، بلکه با چهرهی سرد، ساکن و بیرحم خود نمایش داده میشود؛ همچون بیماریای روحی که در جان آدمی رخنه میکند و تا سالها رهایش نمیسازد. آلبرت، پس از اسارت و تلخیِ سالهای جنگ، دیگر معنای زندگی را بهدرستی درنمییابد و تمایل خود را به تغییر و زندگی از دست داده است. در حالی که جهان بیرون با شتابی سرسامآور پیش میرود، او تنها یک آرزو دارد: نجات پسرش از آتش جنگ. ازاینرو، بیآنکه کسی بداند، صبحی زود تصمیمی بزرگ میگیرد و مأموریتی دشوار را آغاز میکند.
اگر آمادهی تجربهی پایانی طوفانی و عاطفی هستید، پیشنهاد میکنیم ادامهی داستان را از زبان و قلم درخشان ژان لوک سیگل بخوانید.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب مردان هنگام پیری میگریند اثر ژان لوک سیگل، ترجمه بهمن یغمائی، انتشارات نگاه