کتاب انقلاب آرام ایران اثر علی میرسپاسی، ترجمه محمدرضا بیگدلی (1365)، انتشارات نشر کتاب پارسه
سقوط حکومت پهلوی

کتاب انقلاب آرام ایران اثر علی میرسپاسی، ترجمه محمدرضا بیگدلی (1365)، انتشارات نشر کتاب پارسه
سقوط حکومت پهلوی
ناشر : نشر کتاب پارسه

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
جلد سختنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «انقلاب آرام ایران: سقوط حکومت پهلوی» نوشتهی علی میرسپاسی، اثری دانشگاهی و میانرشتهای است که در سال ۲۰۱۹ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد. این کتاب تلاشی جدی برای بازاندیشی در علل فروپاشی نظام پهلوی بهشمار میآید و در سنت تاریخ فکری و جامعهشناسی سیاسی جای میگیرد. میرسپاسی در این پژوهش، بهجای تمرکز بر لحظهی انفجاری و پرتنش انقلاب ۱۳۵۷، توجه خود را معطوف به روندهای تدریجی، آرام و گاه نامرئی فرهنگی و گفتمانی میکند که طی چند دهه پیش از انقلاب شکل گرفتند و بهگونهای پنهان زمینهساز دگرگونی سیاسی شدند.
به باور نویسنده، ریشهی اصلی سقوط دولت پهلوی صرفاً در بحرانهای اقتصادی، سرکوب سیاسی یا بسیج تودهای خلاصه نمیشود، بلکه باید آن را در نوعی «انقلاب آرام» در سطح ایدهها، زبان و هویت فرهنگی جستوجو کرد. از نگاه میرسپاسی، در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی گفتمانی ضد غربی و اصالتگرا در فضای فکری ایران تثبیت شد که بهتدریج مشروعیت مدرنیزاسیون دولتی را از درون سست کرد. این گفتمان، با مفاهیمی چون غربزدگی، بازگشت به خویشتن و معنویت شرقی شناخته میشد و نهفقط در میان نیروهای اپوزیسیون، بلکه بهشکل متناقضی در درون نهادهای فرهنگی رسمی نیز بازتولید میگردید.
میرسپاسی نشان میدهد که دولت پهلوی در جریان تلاش برای مشروعیتبخشی به پروژهی مدرنسازی خود، از همان مفاهیم انتقادی چون نقد غرب، اصالت فرهنگی و هویت ملی بهره میگرفت. ترکیب این دو سویهی ظاهراً متضاد ـ یعنی مدرنیزاسیون دولتی و لفاظیهای ضد مدرن ـ فضایی فکری پدید آورد که در آن مرز میان گفتمان رسمی و گفتمان انتقادی بهتدریج از میان رفت. در چنین بستری، اندیشمندانی مانند احمد فردید، جلال آل احمد و علی شریعتی نقشی کلیدی در صورتبندی دوگانهای از جهان ایفا کردند: «شرق معنوی و اصیل» در مقابل «غرب مادی، تکنیکی و تهی». این دوگانهی فرهنگی نهتنها در میان مخالفان حکومت، بلکه در رسانهها، سینما، مجلات فرهنگی و حتی در سیاستهای نمادین دولت انعکاس یافت.
درونمایهی اصلی کتاب، نقش تعیینکنندهی گفتمان و ایدئولوژی در شکلگیری تحولات سیاسی است. میرسپاسی استدلال میکند که ایدهها توان آن را دارند که پیش از بروز هر بحران آشکار، بذر فروپاشی یک نظم سیاسی را در ذهن و زبان جامعه بکارند. «انقلاب آرام» از نگاه او، انقلابی بیصداست؛ نه بر خیابان، بلکه در حوزهی تخیل جمعی، زبان و نظام ارزشها روی میدهد، و هنگامی که لحظهی سیاسی فرا میرسد، مسیر فروپاشی پیشاپیش هموار شده است.
از مهمترین نقاط قوت این اثر، نوآوری نظری و پیوند دقیق میان تاریخ فکری و تحلیل سیاسی است. بااینحال، تمرکز شدید بر تحلیل گفتمان میتواند برای خوانندگانی که انتظار روایتی خطی، تاریخی و رویدادمحور دارند، چالشی ایجاد کند. در مجموع، «انقلاب آرام ایران» کتابی تأثیرگذار و عمیق است که فهم ما از سقوط دولت پهلوی را از سطح وقایع آشکار به بطن ایدهها و تحولات فرهنگی میبرد و نشان میدهد چگونه دگرگونیهای فکری میتوانند زمینهساز تغییرات سیاسی بنیادین شوند.
کتاب «انقلاب آرام ایران: سقوط حکومت پهلوی» نوشتهی علی میرسپاسی، اثری دانشگاهی و میانرشتهای است که در سال ۲۰۱۹ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج منتشر شد. این کتاب تلاشی جدی برای بازاندیشی در علل فروپاشی نظام پهلوی بهشمار میآید و در سنت تاریخ فکری و جامعهشناسی سیاسی جای میگیرد. میرسپاسی در این پژوهش، بهجای تمرکز بر لحظهی انفجاری و پرتنش انقلاب ۱۳۵۷، توجه خود را معطوف به روندهای تدریجی، آرام و گاه نامرئی فرهنگی و گفتمانی میکند که طی چند دهه پیش از انقلاب شکل گرفتند و بهگونهای پنهان زمینهساز دگرگونی سیاسی شدند.
به باور نویسنده، ریشهی اصلی سقوط دولت پهلوی صرفاً در بحرانهای اقتصادی، سرکوب سیاسی یا بسیج تودهای خلاصه نمیشود، بلکه باید آن را در نوعی «انقلاب آرام» در سطح ایدهها، زبان و هویت فرهنگی جستوجو کرد. از نگاه میرسپاسی، در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی گفتمانی ضد غربی و اصالتگرا در فضای فکری ایران تثبیت شد که بهتدریج مشروعیت مدرنیزاسیون دولتی را از درون سست کرد. این گفتمان، با مفاهیمی چون غربزدگی، بازگشت به خویشتن و معنویت شرقی شناخته میشد و نهفقط در میان نیروهای اپوزیسیون، بلکه بهشکل متناقضی در درون نهادهای فرهنگی رسمی نیز بازتولید میگردید.
میرسپاسی نشان میدهد که دولت پهلوی در جریان تلاش برای مشروعیتبخشی به پروژهی مدرنسازی خود، از همان مفاهیم انتقادی چون نقد غرب، اصالت فرهنگی و هویت ملی بهره میگرفت. ترکیب این دو سویهی ظاهراً متضاد ـ یعنی مدرنیزاسیون دولتی و لفاظیهای ضد مدرن ـ فضایی فکری پدید آورد که در آن مرز میان گفتمان رسمی و گفتمان انتقادی بهتدریج از میان رفت. در چنین بستری، اندیشمندانی مانند احمد فردید، جلال آل احمد و علی شریعتی نقشی کلیدی در صورتبندی دوگانهای از جهان ایفا کردند: «شرق معنوی و اصیل» در مقابل «غرب مادی، تکنیکی و تهی». این دوگانهی فرهنگی نهتنها در میان مخالفان حکومت، بلکه در رسانهها، سینما، مجلات فرهنگی و حتی در سیاستهای نمادین دولت انعکاس یافت.
درونمایهی اصلی کتاب، نقش تعیینکنندهی گفتمان و ایدئولوژی در شکلگیری تحولات سیاسی است. میرسپاسی استدلال میکند که ایدهها توان آن را دارند که پیش از بروز هر بحران آشکار، بذر فروپاشی یک نظم سیاسی را در ذهن و زبان جامعه بکارند. «انقلاب آرام» از نگاه او، انقلابی بیصداست؛ نه بر خیابان، بلکه در حوزهی تخیل جمعی، زبان و نظام ارزشها روی میدهد، و هنگامی که لحظهی سیاسی فرا میرسد، مسیر فروپاشی پیشاپیش هموار شده است.
از مهمترین نقاط قوت این اثر، نوآوری نظری و پیوند دقیق میان تاریخ فکری و تحلیل سیاسی است. بااینحال، تمرکز شدید بر تحلیل گفتمان میتواند برای خوانندگانی که انتظار روایتی خطی، تاریخی و رویدادمحور دارند، چالشی ایجاد کند. در مجموع، «انقلاب آرام ایران» کتابی تأثیرگذار و عمیق است که فهم ما از سقوط دولت پهلوی را از سطح وقایع آشکار به بطن ایدهها و تحولات فرهنگی میبرد و نشان میدهد چگونه دگرگونیهای فکری میتوانند زمینهساز تغییرات سیاسی بنیادین شوند.
دستههای مرتبط
کتابتاریختاریخ ایرانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللتاریختاریخ ایرانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللتاریخ ایرانعلوم سیاسی و روابط بینالملل
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب انقلاب آرام ایران اثر علی میرسپاسی، ترجمه محمدرضا بیگدلی (1365)، انتشارات نشر کتاب پارسه
سقوط حکومت پهلوی
