کتاب عکاسی و باور اثر دیوید لیوای استراوس، ترجمه ستاره نوتاج، انتشارات کتاب آبان
اکفراسیس 14

کتاب عکاسی و باور اثر دیوید لیوای استراوس، ترجمه ستاره نوتاج، انتشارات کتاب آبان
اکفراسیس 14
ناشر : کتاب آبان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «عکاسی و باور» نوشتهی دیوید لوی استراوس، اثری کوتاه اما عمیق در حوزهی نظریهی تصویر و فرهنگ معاصر است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. این کتاب در مرز میان فلسفهی تصویر، نقد فرهنگی و نظریهی رسانه حرکت میکند و پرسشی بنیادین را پیش رو میگذارد: در جهانی اشباع از تصاویر دیجیتال، جعل عمیق و دستکاری بصری، باور به یک تصویر امروزه چه معنایی دارد؟
استراوس با رویکردی تاریخی و پدیدارشناسانه، ضربالمثل شناختهشدهی «دیدن، باور کردن است» را وارونه میسازد و استدلال میکند که در حقیقت، این باور است که امکان دیدن را پدید میآورد. او نشان میدهد اعتماد ما به عکسها نه صرفاً از ماهیت فنی و عینی آنها ناشی میشود، بلکه در ساختارهای فرهنگی، دینی و اجتماعی آموختهایم که به تصویر باور داشته باشیم. به گفتهی او، ریشههای این اعتماد به سنتهای کهن شمایلپرستی در مسیحیت بازمیگردد؛ سنتی که به تصاویری موسوم به acheiropoieta یا «تصاویر ساختهشده بدون دخالت انسان» باور داشت، آثاری که قداست و الهامشان از منبعی ماورایی تلقی میشد.
در نگاه استراوس، دوربین وارث همان سنت کهن است؛ ابزاری که نهتنها حقیقت را نشان میدهد، بلکه ایمان بصری را نیز فرا میخواند. اما در عصر دیجیتال، این ایمان متزلزل شده است. تصاویر خبری دستکاری میشوند، عکسهای مصنوعی و جعلی عمیق (deepfake) تولید میگردند و مرز میان واقعیت و بازنمایی فرو میریزد. استراوس از این وضعیت با عنوان «بحران تصویر» یاد میکند و هشدار میدهد که از میان رفتن اعتماد جمعی به تصاویر میتواند به تضعیف توان کنش اجتماعی بینجامد؛ چراکه سیاست مدرن بر نمادها، شمایلها و تصاویر عمومی استوار است. به بیان او، «اگر نتوانیم به تصاویر باور کنیم، نخواهیم توانست بهصورت جمعی عمل کنیم».
در فصلهای کوتاه اما پرمایهی کتاب، نویسنده میان فلسفه، فرهنگ و رسانه پلی تازه میزند. او بهجای دعوت به بدبینی مطلق نسبت به تصاویر، پیشنهاد نوعی «سواد بصری نو» را مطرح میکند؛ توانایی تشخیص، تحلیل و باور آگاهانه به تصویر بیآنکه فریب آن را بخوریم. این نگرش در تضاد با رویکردی مطلقگرایانه است که یا تصویر را بهکل انکار میکند یا آن را حقیقتی مقدس میپندارد. استراوس از خواننده میخواهد تا رابطهای پویا، نقادانه و انعطافپذیر با جهان تصویری پیرامون خود برقرار کند و مسئولیت تفسیر را بپذیرد.
از نظر سبک، نثر کتاب فشرده، شاعرانه و تأملبرانگیز است. استراوس مفاهیم پیچیدهی نظری را با زبانی روشن و مثالهایی دقیق توضیح میدهد، هرچند اختصار اثر سبب میشود برخی از مباحث بهصورت ضمنی و ناتمام باقی بمانند. با این همه، کتاب در همان حجم اندک، تصویری روشن و تأثیرگذار از سرشت فرهنگی باور ارائه میدهد و پرسش از اعتبار تصویر را به مسئلهای اخلاقی و اجتماعی پیوند میزند.
در نهایت، «عکاسی و باور» صرفاً کتابی دربارهی رسانه یا فناوری نیست؛ بلکه تفسیر فلسفی ژرفی از زیستن در عصر «دیدن بیپایان» است. عصری که در آن، باور نه از وضوح تصویر، بلکه از مسئولیت ما در تفسیر درست آن سرچشمه میگیرد. برای علاقهمندان به نظریهی عکاسی، فلسفهی رسانه و مباحث حقیقت در فرهنگ دیجیتال، این کتاب اثری کوچک اما ضروری و اثرگذار بهشمار میآید.
کتاب «عکاسی و باور» نوشتهی دیوید لوی استراوس، اثری کوتاه اما عمیق در حوزهی نظریهی تصویر و فرهنگ معاصر است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. این کتاب در مرز میان فلسفهی تصویر، نقد فرهنگی و نظریهی رسانه حرکت میکند و پرسشی بنیادین را پیش رو میگذارد: در جهانی اشباع از تصاویر دیجیتال، جعل عمیق و دستکاری بصری، باور به یک تصویر امروزه چه معنایی دارد؟
استراوس با رویکردی تاریخی و پدیدارشناسانه، ضربالمثل شناختهشدهی «دیدن، باور کردن است» را وارونه میسازد و استدلال میکند که در حقیقت، این باور است که امکان دیدن را پدید میآورد. او نشان میدهد اعتماد ما به عکسها نه صرفاً از ماهیت فنی و عینی آنها ناشی میشود، بلکه در ساختارهای فرهنگی، دینی و اجتماعی آموختهایم که به تصویر باور داشته باشیم. به گفتهی او، ریشههای این اعتماد به سنتهای کهن شمایلپرستی در مسیحیت بازمیگردد؛ سنتی که به تصاویری موسوم به acheiropoieta یا «تصاویر ساختهشده بدون دخالت انسان» باور داشت، آثاری که قداست و الهامشان از منبعی ماورایی تلقی میشد.
در نگاه استراوس، دوربین وارث همان سنت کهن است؛ ابزاری که نهتنها حقیقت را نشان میدهد، بلکه ایمان بصری را نیز فرا میخواند. اما در عصر دیجیتال، این ایمان متزلزل شده است. تصاویر خبری دستکاری میشوند، عکسهای مصنوعی و جعلی عمیق (deepfake) تولید میگردند و مرز میان واقعیت و بازنمایی فرو میریزد. استراوس از این وضعیت با عنوان «بحران تصویر» یاد میکند و هشدار میدهد که از میان رفتن اعتماد جمعی به تصاویر میتواند به تضعیف توان کنش اجتماعی بینجامد؛ چراکه سیاست مدرن بر نمادها، شمایلها و تصاویر عمومی استوار است. به بیان او، «اگر نتوانیم به تصاویر باور کنیم، نخواهیم توانست بهصورت جمعی عمل کنیم».
در فصلهای کوتاه اما پرمایهی کتاب، نویسنده میان فلسفه، فرهنگ و رسانه پلی تازه میزند. او بهجای دعوت به بدبینی مطلق نسبت به تصاویر، پیشنهاد نوعی «سواد بصری نو» را مطرح میکند؛ توانایی تشخیص، تحلیل و باور آگاهانه به تصویر بیآنکه فریب آن را بخوریم. این نگرش در تضاد با رویکردی مطلقگرایانه است که یا تصویر را بهکل انکار میکند یا آن را حقیقتی مقدس میپندارد. استراوس از خواننده میخواهد تا رابطهای پویا، نقادانه و انعطافپذیر با جهان تصویری پیرامون خود برقرار کند و مسئولیت تفسیر را بپذیرد.
از نظر سبک، نثر کتاب فشرده، شاعرانه و تأملبرانگیز است. استراوس مفاهیم پیچیدهی نظری را با زبانی روشن و مثالهایی دقیق توضیح میدهد، هرچند اختصار اثر سبب میشود برخی از مباحث بهصورت ضمنی و ناتمام باقی بمانند. با این همه، کتاب در همان حجم اندک، تصویری روشن و تأثیرگذار از سرشت فرهنگی باور ارائه میدهد و پرسش از اعتبار تصویر را به مسئلهای اخلاقی و اجتماعی پیوند میزند.
در نهایت، «عکاسی و باور» صرفاً کتابی دربارهی رسانه یا فناوری نیست؛ بلکه تفسیر فلسفی ژرفی از زیستن در عصر «دیدن بیپایان» است. عصری که در آن، باور نه از وضوح تصویر، بلکه از مسئولیت ما در تفسیر درست آن سرچشمه میگیرد. برای علاقهمندان به نظریهی عکاسی، فلسفهی رسانه و مباحث حقیقت در فرهنگ دیجیتال، این کتاب اثری کوچک اما ضروری و اثرگذار بهشمار میآید.
پدیدآورندگان
کتاب عکاسی و باور اثر دیوید لیوای استراوس، ترجمه ستاره نوتاج، انتشارات کتاب آبان
اکفراسیس 14