کتاب آمبر و شهربازی اثر پائولا دانزیگر، ترجمه فرمهر منجزی، انتشارات افق
آ مثل آمبر 3

کتاب آمبر و شهربازی اثر پائولا دانزیگر، ترجمه فرمهر منجزی، انتشارات افق
آ مثل آمبر 3
ناشر : افق

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
کتاب «آمبر و شهربازی» سومین جلد از مجموعه خواندنی «آ مثل آمبر» است. در این داستان، آمبر و جاستین همراه با خانوادههایشان برای گذراندن تعطیلات راهی دماغهی آبگیر میشوند. اما روز گذشته برای آمبر چندان خوب سپری نشده، چون پدر و مادرش از یکدیگر دلخور بودهاند. امروز او با امیدی تازه لباسهای شانسش را میپوشد تا روزی شاد و آرام داشته باشد.
پدر آمبر پیشنهاد میدهد همه به شهربازی بروند. در آنجا، خانوادهی دانیلز از خانوادهی براون جدا میشوند تا بخش دیگری از شهربازی را ببینند. با وجود فضای شاد اطراف، پدر و مادر آمبر هنوز با یکدیگر صحبت نمیکنند. آمبر که از سکوت آنها ناراحت است، تلاش میکند با حرف زدن زیاد این سکوت سنگین را از بین ببرد.
پس از سوار شدن بر هواپیما، آمبر پدر و مادرش را میبیند که با عصبانیت در حال بحثاند. او جلو میرود، اما والدینش متوجه حضورش نمیشوند. دلآزرده از این وضعیت، تصمیم میگیرد به خانوادهی دانیلز بپیوندد، اما در مسیر گم میشود. مأمور پلیس شهربازی او را پیدا کرده و به چادر مخصوص گمشدهها میبرد. کمی بعد، پدر و مادر نگرانش به آنجا میرسند. هر سه از ترس و دلهرهای که کشیدهاند حرف میزنند و قدر بودن در کنار هم را دوباره احساس میکنند.
پس از این ماجرا، پدر و مادر از آمبر عذرخواهی میکنند. پدر که زمانی بسکتبالیست ماهری بوده است، در مسابقه پرتاب توپ شرکت میکند و با زدن چند گل پیاپی، جایزهاش را به مادر هدیه میدهد. به این ترتیب روز معمولیِ آمبر به روزی فوقالعاده و بهیادماندنی تبدیل میشود.
در مجموعهی پنججلدی «آ مثل آمبر»، این دختر هشتسالهی باهوش از تجربههای تلخ و شیرین زندگیاش میگوید؛ تجربههایی که هم بامزهاند و هم برای هر کودکی آشنا. اگر تو هم مثل آمبر تازه خواندن و نوشتن را یاد گرفتهای، با او همراه شو و مطمئن باش از خواندن این داستانهای دوستداشتنی پشیمان نخواهی شد.
پائولا دانزیگر، نویسندهی مجموعهی «آ مثل آمبر» و کتاب «آمبر و شهربازی»، در ادامهی این داستانها، مجموعهی ۹جلدی «آمبر براون» را نوشته است که ماجراهای دوران نوجوانی آمبر را روایت میکند.
کتاب «آمبر و شهربازی» سومین جلد از مجموعه خواندنی «آ مثل آمبر» است. در این داستان، آمبر و جاستین همراه با خانوادههایشان برای گذراندن تعطیلات راهی دماغهی آبگیر میشوند. اما روز گذشته برای آمبر چندان خوب سپری نشده، چون پدر و مادرش از یکدیگر دلخور بودهاند. امروز او با امیدی تازه لباسهای شانسش را میپوشد تا روزی شاد و آرام داشته باشد.
پدر آمبر پیشنهاد میدهد همه به شهربازی بروند. در آنجا، خانوادهی دانیلز از خانوادهی براون جدا میشوند تا بخش دیگری از شهربازی را ببینند. با وجود فضای شاد اطراف، پدر و مادر آمبر هنوز با یکدیگر صحبت نمیکنند. آمبر که از سکوت آنها ناراحت است، تلاش میکند با حرف زدن زیاد این سکوت سنگین را از بین ببرد.
پس از سوار شدن بر هواپیما، آمبر پدر و مادرش را میبیند که با عصبانیت در حال بحثاند. او جلو میرود، اما والدینش متوجه حضورش نمیشوند. دلآزرده از این وضعیت، تصمیم میگیرد به خانوادهی دانیلز بپیوندد، اما در مسیر گم میشود. مأمور پلیس شهربازی او را پیدا کرده و به چادر مخصوص گمشدهها میبرد. کمی بعد، پدر و مادر نگرانش به آنجا میرسند. هر سه از ترس و دلهرهای که کشیدهاند حرف میزنند و قدر بودن در کنار هم را دوباره احساس میکنند.
پس از این ماجرا، پدر و مادر از آمبر عذرخواهی میکنند. پدر که زمانی بسکتبالیست ماهری بوده است، در مسابقه پرتاب توپ شرکت میکند و با زدن چند گل پیاپی، جایزهاش را به مادر هدیه میدهد. به این ترتیب روز معمولیِ آمبر به روزی فوقالعاده و بهیادماندنی تبدیل میشود.
در مجموعهی پنججلدی «آ مثل آمبر»، این دختر هشتسالهی باهوش از تجربههای تلخ و شیرین زندگیاش میگوید؛ تجربههایی که هم بامزهاند و هم برای هر کودکی آشنا. اگر تو هم مثل آمبر تازه خواندن و نوشتن را یاد گرفتهای، با او همراه شو و مطمئن باش از خواندن این داستانهای دوستداشتنی پشیمان نخواهی شد.
پائولا دانزیگر، نویسندهی مجموعهی «آ مثل آمبر» و کتاب «آمبر و شهربازی»، در ادامهی این داستانها، مجموعهی ۹جلدی «آمبر براون» را نوشته است که ماجراهای دوران نوجوانی آمبر را روایت میکند.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب آمبر و شهربازی اثر پائولا دانزیگر، ترجمه فرمهر منجزی، انتشارات افق
آ مثل آمبر 3
