کتاب درباره زنان اثر آرتور شوپنهاور، ترجمه مهدی نوری مقدم، انتشارات چاو
آموزههایی برای مردان

کتاب درباره زنان اثر آرتور شوپنهاور، ترجمه مهدی نوری مقدم، انتشارات چاو
آموزههایی برای مردان
ناشر : چاو

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «درباره زنان» اثری جذاب و متنوع است که از میان تمام آثار مفصل آرتور شوپنهاور گردآوری شده و به طور ویژه به موضوع زنان میپردازد. هنر رفتار با زنان، مانند سایر آثار این فیلسوف، با زبانی صریح، بیپرده، دقیق و موشکافانه نگاشته شده است؛ لحنی که البته تلخ و تاریک نیز میباشد. شاید بسیاری از خوانندگان با برخی اندیشههای وی همصدایی نداشته باشند و شاید هم کسانی باشند که آنها را بپذیرند، اما هر چه باشد، دیدگاههای شوپنهاور و طرز نگاه وی به زنان، افزون بر اینکه ما را بیشتر با این فیلسوف پرشور آشنا میکند، به کنکاو در نگاه فیلسوفان مغرب زمین به زنان نیز کمک شایانی میکند. این کتاب خواندنی است، هم برای آنهایی که مخالف دیدگاههای این فیلسوف هستند و هم برای آنان که مانند او فکر میکنند. شوپنهاور در این اثر، هم برای برخی فمینیستها خوراک حاضر و آمادهای برای جدل و تند کردن آتش توپخانهشان در چنته دارد و هم برای محافظهکاران و مردسالاران مطالبی قابل تأمل ارائه میدهد. این رساله مانند دیگر نوشتههای شوپنهاور، مطالب تند و صریحی را در بر میگیرد که تلخ و تاریک هستند و از منظر محتوا، مواد آمادهای را در اختیار فمینیستها قرار میدهد تا با آن به نقد بپردازند. شوپنهاور در این کتاب به سنت قدیمی و پر از اما و اگر گذشتگان خود و همچنین سنتهای شرق در قبال زنان توجه داشته و جالب است که در فرازهایی، در موافقت با سنت شرقی در این زمینه نوشته است. اگرچه او از سنت پیشینیان خود، به ویژه فیلسوفان یونان و روم باستان و حتی از هگل در این حوزه تأثیر پذیرفته و پیرو همان نگاه تند به زنان است، اما خودش نیز آبشخوری برای اندیشههای نیچه شده است. این رساله شوپنهاوری شامل ۱۶ بخش است که به ترتیب عبارتاند از: سرشت زن، تمایزات بین زن و مرد، وظایف طبیعی زنان، برتریهای زنان، ضعفهای زنان، انتخاب زن درست، عشق، زندگی جنسی، وضع زناشویی، تکهمسری یا چندهمسری؟، حقوق زنان، زنان فرهنگ و هنر، زنان و جامعه، زنان و سرشت شهسواری، آنچه باید بدانیم، و در ستایش زنان. اگرچه آثار شوپنهاور در طول زندگی خود تا حد زیادی ناشناخته ماند، اما تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی، متفکران و نویسندگان گذاشت. او فیلسوف بدبینی بود که از هنر و دانش به عنوان راهی برای رهایی از درد خواستن دفاع میکرد. از نظر شوپنهاور، «تاریخ هر زندگی، تاریخ رنج است» که ناشی از «اراده کور جهان» میباشد. او استدلال میکرد که «شر» یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه یک شرط اساسی آفرینش است. او در این باره میگوید: «زنان به دلیل اینکه خودشان کودکانه، بیپروا و کوتاهبینا هستند، مستقیماً به عنوان پرستار و معلمان کودک ما عمل میکنند.» وی همچنین تصریح کرده است که زنان دانشکدههای هنری و احساس عدالت ناقص هستند و با تکهمسری مخالفت ورزیده است. در حقیقت، راجرز و تامپسون در بین فیلسوفان، بدرفتاری از شوپنهاور را «زنگریزی بدون رقیب در فلسفه غرب» مینامند. به طور خلاصه میتوان گفت رساله «هنر رفتار با زنان» به درد مردانی میخورد که دلشان از دست زنان خون است و میتوانند با گردهمایی و خواندن این کتاب، خندهای جمعی داشته و عقدههای دل خود را باز کنند. از طرف دیگر، مطمئناً اگر زنان و در سطح افراطیتر فمینیستها این کتاب را بخوانند، مقدار زیادی تف و لعنت نثار روح شوپنهاور خواهند کرد. وولپی معتقد است نظریات شوپنهاور تحت تأثیر ملاحظات مختلف شکل گرفتهاند که مشخصترین آنها بار سنگین مردانه و پیشداوریهای بعضاً گیرا و افسونگر بنیادین و نیاکانی در مورد زنان است. بنابراین اگر زندگی و فراز و فرودهای مهم احساسی و عاطفی زندگی شوپنهاور را مطالعه کنیم، میتوانیم دلیل بسیاری از نسخههایی را که در این کتاب پیچیده شده، متوجه شویم. با بازگشت به بحث فلسفه غرب و میراث آن، باید به این مسئله اشاره کنیم که این طرز تفکر، یعنی همین ناقصالعقل بودن زنان و اینکه نمیتوانند در جمع فلاسفه باشند، از باورهای رایج در این فلسفه بوده است.
کتاب «درباره زنان» اثری جذاب و متنوع است که از میان تمام آثار مفصل آرتور شوپنهاور گردآوری شده و به طور ویژه به موضوع زنان میپردازد. هنر رفتار با زنان، مانند سایر آثار این فیلسوف، با زبانی صریح، بیپرده، دقیق و موشکافانه نگاشته شده است؛ لحنی که البته تلخ و تاریک نیز میباشد. شاید بسیاری از خوانندگان با برخی اندیشههای وی همصدایی نداشته باشند و شاید هم کسانی باشند که آنها را بپذیرند، اما هر چه باشد، دیدگاههای شوپنهاور و طرز نگاه وی به زنان، افزون بر اینکه ما را بیشتر با این فیلسوف پرشور آشنا میکند، به کنکاو در نگاه فیلسوفان مغرب زمین به زنان نیز کمک شایانی میکند. این کتاب خواندنی است، هم برای آنهایی که مخالف دیدگاههای این فیلسوف هستند و هم برای آنان که مانند او فکر میکنند. شوپنهاور در این اثر، هم برای برخی فمینیستها خوراک حاضر و آمادهای برای جدل و تند کردن آتش توپخانهشان در چنته دارد و هم برای محافظهکاران و مردسالاران مطالبی قابل تأمل ارائه میدهد. این رساله مانند دیگر نوشتههای شوپنهاور، مطالب تند و صریحی را در بر میگیرد که تلخ و تاریک هستند و از منظر محتوا، مواد آمادهای را در اختیار فمینیستها قرار میدهد تا با آن به نقد بپردازند. شوپنهاور در این کتاب به سنت قدیمی و پر از اما و اگر گذشتگان خود و همچنین سنتهای شرق در قبال زنان توجه داشته و جالب است که در فرازهایی، در موافقت با سنت شرقی در این زمینه نوشته است. اگرچه او از سنت پیشینیان خود، به ویژه فیلسوفان یونان و روم باستان و حتی از هگل در این حوزه تأثیر پذیرفته و پیرو همان نگاه تند به زنان است، اما خودش نیز آبشخوری برای اندیشههای نیچه شده است. این رساله شوپنهاوری شامل ۱۶ بخش است که به ترتیب عبارتاند از: سرشت زن، تمایزات بین زن و مرد، وظایف طبیعی زنان، برتریهای زنان، ضعفهای زنان، انتخاب زن درست، عشق، زندگی جنسی، وضع زناشویی، تکهمسری یا چندهمسری؟، حقوق زنان، زنان فرهنگ و هنر، زنان و جامعه، زنان و سرشت شهسواری، آنچه باید بدانیم، و در ستایش زنان. اگرچه آثار شوپنهاور در طول زندگی خود تا حد زیادی ناشناخته ماند، اما تأثیر عمیقی بر نسلهای بعدی، متفکران و نویسندگان گذاشت. او فیلسوف بدبینی بود که از هنر و دانش به عنوان راهی برای رهایی از درد خواستن دفاع میکرد. از نظر شوپنهاور، «تاریخ هر زندگی، تاریخ رنج است» که ناشی از «اراده کور جهان» میباشد. او استدلال میکرد که «شر» یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه یک شرط اساسی آفرینش است. او در این باره میگوید: «زنان به دلیل اینکه خودشان کودکانه، بیپروا و کوتاهبینا هستند، مستقیماً به عنوان پرستار و معلمان کودک ما عمل میکنند.» وی همچنین تصریح کرده است که زنان دانشکدههای هنری و احساس عدالت ناقص هستند و با تکهمسری مخالفت ورزیده است. در حقیقت، راجرز و تامپسون در بین فیلسوفان، بدرفتاری از شوپنهاور را «زنگریزی بدون رقیب در فلسفه غرب» مینامند. به طور خلاصه میتوان گفت رساله «هنر رفتار با زنان» به درد مردانی میخورد که دلشان از دست زنان خون است و میتوانند با گردهمایی و خواندن این کتاب، خندهای جمعی داشته و عقدههای دل خود را باز کنند. از طرف دیگر، مطمئناً اگر زنان و در سطح افراطیتر فمینیستها این کتاب را بخوانند، مقدار زیادی تف و لعنت نثار روح شوپنهاور خواهند کرد. وولپی معتقد است نظریات شوپنهاور تحت تأثیر ملاحظات مختلف شکل گرفتهاند که مشخصترین آنها بار سنگین مردانه و پیشداوریهای بعضاً گیرا و افسونگر بنیادین و نیاکانی در مورد زنان است. بنابراین اگر زندگی و فراز و فرودهای مهم احساسی و عاطفی زندگی شوپنهاور را مطالعه کنیم، میتوانیم دلیل بسیاری از نسخههایی را که در این کتاب پیچیده شده، متوجه شویم. با بازگشت به بحث فلسفه غرب و میراث آن، باید به این مسئله اشاره کنیم که این طرز تفکر، یعنی همین ناقصالعقل بودن زنان و اینکه نمیتوانند در جمع فلاسفه باشند، از باورهای رایج در این فلسفه بوده است.
دستههای مرتبط
کتابعلوم انسانیجامعهشناسیمردم شناسیفلسفه و منطقنظریات و مکاتب فلسفیعلوم انسانیجامعهشناسیمردم شناسیفلسفه و منطقنظریات و مکاتب فلسفیجامعهشناسیمردم شناسینظریات و مکاتب فلسفی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب درباره زنان اثر آرتور شوپنهاور، ترجمه مهدی نوری مقدم، انتشارات چاو
آموزههایی برای مردان
