کتاب مردی که به شکار مرگ رفت اثر کریم فیضی، انتشارات مروارید
روایتی از زندگی صادق هدایت

کتاب مردی که به شکار مرگ رفت اثر کریم فیضی، انتشارات مروارید
روایتی از زندگی صادق هدایت
ناشر : مروارید

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «مردی که به شکار مرگ رفت» اثری عمیق و متفاوت دربارهی زندگی، اندیشهها و مرگ خودخواستهی صادق هدایت است. کریم فیضی، نویسندهی این کتاب، با بهرهگیری از اسناد تاریخی و روایتهای شفاهی، کوشیده پاسخی روشن به این پرسش اساسی بدهد که صادق هدایت که بود و چه تأثیری بر ادبیات معاصر ایران گذاشت. با مطالعهی این کتاب، خواننده با زندگینامه، آثار و دیدگاههای فلسفی و ادبی این نویسندهی بزرگ ایرانی آشنا میشود.
کتاب «مردی که به شکار مرگ رفت» روایتی داستانگونه از زندگی صادق هدایت، از لحظهی تولد تا انتشار ناگهانی خبر مرگ اوست. کریم فیضی در این اثر با زبانی روان و تحلیلی، خواننده را در سفری از واقعیتهای تاریخی به درون ذهن پیچیده و اندوهگین نویسندهی بوف کور میبرد. این رویکرد موجب میشود تا علاوه بر شناخت چهرهی اجتماعی و ادبی هدایت، با انگیزههای درونی و رنجهای پنهان او که به تصمیم تراژیک پایانیاش انجامید نیز آشنا شوید.
در فصلهای آغازین کتاب، نویسنده به دوران کودکی صادق هدایت میپردازد. دوران کودکی او با انس با کتاب و خلوت با مطالعه شکل گرفت. هدایت از کودکی انباشته از کتاب بود؛ درحالیکه کتابها از آنِ صادق بودند، شادیها از آنِ دیگران بود. در ادامهی این فصل، کریم فیضی به روایت بیماری چشمی هدایت در کودکی میپردازد و از تلاشهای پدرش، هدایتقلیخان، برای درمان فرزند سخن میگوید. بیماری چشمی و حساسیتهای عصبی، بخشی از رنجهای دوران کودکی هدایت بود که بعدها در آثارش بازتابی آشکار یافت.
فیضی سپس روایت زندگی نویسندهی بوف کور را با حوادث دوران مشروطیت پی میگیرد. تنشهای سیاسی آن دوران، سبب میشود تا هدایت دارالفنون را ترک کند و به مدرسهی سنلویی برود. با سفر او به فرانسه، بیماری چشمانش به طرز معجزهآسایی بهبود مییابد. به گفتهی فیضی، اگر زبان عربی برای چشمان حساس صادق مضر بود، زبان فرانسه مرهمی شفابخش بر بینایی و بینش او به شمار میرفت.
در ادامهی کتاب «مردی که به شکار مرگ رفت»، ماجرای مدرسهگریزی صادق هدایت در فرانسه روایت میشود. او دل به درس نمیداد و به جای کلاسهای درس، ساعتها در کتابخانههای پاریس غرق در مطالعه بود. کتابخوانی برای هدایت دریچهای بود به دنیای تازهی اندیشه و سبکهای گوناگون زندگی. همین آشنایی او را به گیاهخواری و تجربههای فکری متفاوت سوق داد.
در فصلهای پایانی کتاب، نویسنده به دگرگونیهای فکری و تحولات نویسندگی هدایت میپردازد و خواننده را با عشقها، شکستها و سرنوشت تلخ این چهرهی ماندگار ادبیات معاصر ایران همراه میکند.
این زندگینامهی مستند و خواندنی از صادق هدایت را انتشارات مروارید منتشر کرده و در دسترس علاقهمندان به ادبیات ایران قرار داده است.
کتاب «مردی که به شکار مرگ رفت» اثری عمیق و متفاوت دربارهی زندگی، اندیشهها و مرگ خودخواستهی صادق هدایت است. کریم فیضی، نویسندهی این کتاب، با بهرهگیری از اسناد تاریخی و روایتهای شفاهی، کوشیده پاسخی روشن به این پرسش اساسی بدهد که صادق هدایت که بود و چه تأثیری بر ادبیات معاصر ایران گذاشت. با مطالعهی این کتاب، خواننده با زندگینامه، آثار و دیدگاههای فلسفی و ادبی این نویسندهی بزرگ ایرانی آشنا میشود.
کتاب «مردی که به شکار مرگ رفت» روایتی داستانگونه از زندگی صادق هدایت، از لحظهی تولد تا انتشار ناگهانی خبر مرگ اوست. کریم فیضی در این اثر با زبانی روان و تحلیلی، خواننده را در سفری از واقعیتهای تاریخی به درون ذهن پیچیده و اندوهگین نویسندهی بوف کور میبرد. این رویکرد موجب میشود تا علاوه بر شناخت چهرهی اجتماعی و ادبی هدایت، با انگیزههای درونی و رنجهای پنهان او که به تصمیم تراژیک پایانیاش انجامید نیز آشنا شوید.
در فصلهای آغازین کتاب، نویسنده به دوران کودکی صادق هدایت میپردازد. دوران کودکی او با انس با کتاب و خلوت با مطالعه شکل گرفت. هدایت از کودکی انباشته از کتاب بود؛ درحالیکه کتابها از آنِ صادق بودند، شادیها از آنِ دیگران بود. در ادامهی این فصل، کریم فیضی به روایت بیماری چشمی هدایت در کودکی میپردازد و از تلاشهای پدرش، هدایتقلیخان، برای درمان فرزند سخن میگوید. بیماری چشمی و حساسیتهای عصبی، بخشی از رنجهای دوران کودکی هدایت بود که بعدها در آثارش بازتابی آشکار یافت.
فیضی سپس روایت زندگی نویسندهی بوف کور را با حوادث دوران مشروطیت پی میگیرد. تنشهای سیاسی آن دوران، سبب میشود تا هدایت دارالفنون را ترک کند و به مدرسهی سنلویی برود. با سفر او به فرانسه، بیماری چشمانش به طرز معجزهآسایی بهبود مییابد. به گفتهی فیضی، اگر زبان عربی برای چشمان حساس صادق مضر بود، زبان فرانسه مرهمی شفابخش بر بینایی و بینش او به شمار میرفت.
در ادامهی کتاب «مردی که به شکار مرگ رفت»، ماجرای مدرسهگریزی صادق هدایت در فرانسه روایت میشود. او دل به درس نمیداد و به جای کلاسهای درس، ساعتها در کتابخانههای پاریس غرق در مطالعه بود. کتابخوانی برای هدایت دریچهای بود به دنیای تازهی اندیشه و سبکهای گوناگون زندگی. همین آشنایی او را به گیاهخواری و تجربههای فکری متفاوت سوق داد.
در فصلهای پایانی کتاب، نویسنده به دگرگونیهای فکری و تحولات نویسندگی هدایت میپردازد و خواننده را با عشقها، شکستها و سرنوشت تلخ این چهرهی ماندگار ادبیات معاصر ایران همراه میکند.
این زندگینامهی مستند و خواندنی از صادق هدایت را انتشارات مروارید منتشر کرده و در دسترس علاقهمندان به ادبیات ایران قرار داده است.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتپژوهش ادبیزندگینامه و خاطراتخاطراتزندگینامهادبیاتپژوهش ادبیزندگینامه و خاطراتخاطراتزندگینامهپژوهش ادبیخاطراتزندگینامه
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب مردی که به شکار مرگ رفت اثر کریم فیضی، انتشارات مروارید
روایتی از زندگی صادق هدایت
