کتاب یکیشون خیلی خوبه اثر منصوره رضایی، انتشارات مهرستان
خاطراتی طنز از خواستگاری دختران

کتاب یکیشون خیلی خوبه اثر منصوره رضایی، انتشارات مهرستان
خاطراتی طنز از خواستگاری دختران
ناشر : مهرستان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «یکیشون خیلی خوبه» به قلم منصوره رضایی، مجموعهای از خاطرات طنزآمیز درباره خواستگاری دختران است؛ روایتی شیرین و در عین حال تلخ که خواننده را به اندیشیدن وامیدارد؛ اندیشهای درباره هزار و یک رسم و رسوم بیپایه، خرافات ضد و نقیض، توقعات غیرواقعبینانه و البته حرفهایی برخاسته از دل، از همان جنس سخنانی که بیاختیار بر دل مینشینند.
بگذارید صادقانه از واقعیت بگوییم. زمانی نهچندان دور، همین که پسر نانی بر سر سفره میآورد و دختر مهربانی و صفایی در کنار چای قندپهلو به خانواده هدیه میکرد، برای آغاز یک زندگی کافی بود. اما امروز، ماجرا به این سادگی نیست. از جهاز و مهریه و مراسم عقد و عروسی و هزینههای بیپایانشان که بگذریم، به موضوعاتی چون سازگاری زوجین، جلسات بیپایان خواستگاری، عبور داماد از ذرهبین مادر عروس و گذر عروس از میکروسکوپ مادر و خواهر داماد میرسیم.
با این حال، واقعیت این است که موضوع به این سختیها نیست؛ ما خودمان زندگی را دشوار کردهایم و زیر بار اینهمه تکلف و تجمل تا کمر خم میشویم.
همین مسائل، دستمایه کتاب «یکیشون خیلی خوبه» شده تا با چاشنی طنز و لبخندی تأملبرانگیز، ما را به پرسشی ساده اما عمیق برساند: چرا؟ چرا آغاز یک زندگی مشترک، که باید با عشقِ همراه با عقل و سادگی زینت یابد، به دست پول، چشموهمچشمی، تجملگرایی و سخنان بیاساس برخی بزرگترها آلوده میشود؟ بخشی از متن کتاب: چه تفاهمی داماد هم یک کاغذ عریض و طویل از جیب کتش درآورد و سؤالاتش را شروع کرد. افسوس که همان اول کار، کم آوردم. با اعتماد به نفس زایدالوصفی پرسید تیپ شخصیتی شما چیه؟ این سؤال در جزوه مقدمات ازدواج و سؤالات خواستگاری نبود. جواب را نمیدانستم؛ اما نباید خودم را از تک و تا می انداختم. مثل امتحانهای مدرسه و دانشگاه که اگر جواب سؤالی را بلد نبودم، آسمان و ریسمان را به هم میبافتم و معلم ها به خاطر جوهر خودکارم هم که شده، بیست و پنج صدم میانداختند جلویم، این بار هم از همان ترفند استفاده کردم و گفتم: تیپ شخصیتیم خوبه. تیپم رو که میبینید؛ همین طور مینیمال و سادهست. شخصیتم هم همین طور جدی و سنگینه. داماد زد زیر خنده و گفت: «گویا شما با مباحث روان شناسی و خودشناسی آشنا نیستید. منظورم تست شخصیت شناسیه؛ مثلاً من enfp هستم.» بعد توضیح داد که e یعنی برون گرا و بقیه حروف را هم شکافت که یادم نمانده. همان برون گراییاش برای هفت پشتم بس بود. چقدر هم افتخار میکرد به برون گراییاش. انگار ناف آسمان سوراخ شده و برون گراها از دماغش افتادهاند پایین.
کتاب «یکیشون خیلی خوبه» به قلم منصوره رضایی، مجموعهای از خاطرات طنزآمیز درباره خواستگاری دختران است؛ روایتی شیرین و در عین حال تلخ که خواننده را به اندیشیدن وامیدارد؛ اندیشهای درباره هزار و یک رسم و رسوم بیپایه، خرافات ضد و نقیض، توقعات غیرواقعبینانه و البته حرفهایی برخاسته از دل، از همان جنس سخنانی که بیاختیار بر دل مینشینند.
بگذارید صادقانه از واقعیت بگوییم. زمانی نهچندان دور، همین که پسر نانی بر سر سفره میآورد و دختر مهربانی و صفایی در کنار چای قندپهلو به خانواده هدیه میکرد، برای آغاز یک زندگی کافی بود. اما امروز، ماجرا به این سادگی نیست. از جهاز و مهریه و مراسم عقد و عروسی و هزینههای بیپایانشان که بگذریم، به موضوعاتی چون سازگاری زوجین، جلسات بیپایان خواستگاری، عبور داماد از ذرهبین مادر عروس و گذر عروس از میکروسکوپ مادر و خواهر داماد میرسیم.
با این حال، واقعیت این است که موضوع به این سختیها نیست؛ ما خودمان زندگی را دشوار کردهایم و زیر بار اینهمه تکلف و تجمل تا کمر خم میشویم.
همین مسائل، دستمایه کتاب «یکیشون خیلی خوبه» شده تا با چاشنی طنز و لبخندی تأملبرانگیز، ما را به پرسشی ساده اما عمیق برساند: چرا؟ چرا آغاز یک زندگی مشترک، که باید با عشقِ همراه با عقل و سادگی زینت یابد، به دست پول، چشموهمچشمی، تجملگرایی و سخنان بیاساس برخی بزرگترها آلوده میشود؟ بخشی از متن کتاب: چه تفاهمی داماد هم یک کاغذ عریض و طویل از جیب کتش درآورد و سؤالاتش را شروع کرد. افسوس که همان اول کار، کم آوردم. با اعتماد به نفس زایدالوصفی پرسید تیپ شخصیتی شما چیه؟ این سؤال در جزوه مقدمات ازدواج و سؤالات خواستگاری نبود. جواب را نمیدانستم؛ اما نباید خودم را از تک و تا می انداختم. مثل امتحانهای مدرسه و دانشگاه که اگر جواب سؤالی را بلد نبودم، آسمان و ریسمان را به هم میبافتم و معلم ها به خاطر جوهر خودکارم هم که شده، بیست و پنج صدم میانداختند جلویم، این بار هم از همان ترفند استفاده کردم و گفتم: تیپ شخصیتیم خوبه. تیپم رو که میبینید؛ همین طور مینیمال و سادهست. شخصیتم هم همین طور جدی و سنگینه. داماد زد زیر خنده و گفت: «گویا شما با مباحث روان شناسی و خودشناسی آشنا نیستید. منظورم تست شخصیت شناسیه؛ مثلاً من enfp هستم.» بعد توضیح داد که e یعنی برون گرا و بقیه حروف را هم شکافت که یادم نمانده. همان برون گراییاش برای هفت پشتم بس بود. چقدر هم افتخار میکرد به برون گراییاش. انگار ناف آسمان سوراخ شده و برون گراها از دماغش افتادهاند پایین.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتطنزداستان و رمانداستان ایرانیداستان کوتاهزندگینامه و خاطراتخاطراتادبیاتطنزداستان و رمانداستان ایرانیداستان کوتاهزندگینامه و خاطراتخاطراتطنزداستان ایرانیداستان کوتاهخاطرات
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب یکیشون خیلی خوبه اثر منصوره رضایی، انتشارات مهرستان
خاطراتی طنز از خواستگاری دختران