کتاب خاکسپاری اسپوزیتو اثر رونالد ریبمن، ترجمه علی روحانی، انتشارات نیلا

کتاب خاکسپاری اسپوزیتو اثر رونالد ریبمن، ترجمه علی روحانی، انتشارات نیلا
ناشر : نیلا

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
نمایشنامه «خاکسپاری اسپوزیتو» اثر رونالد ریبمن، نمایشی تکپردهای و فشرده است که نخستینبار در سال ۱۹۷۰ بهعنوان بخشی از مجموعه «عبور از مکانهای عجیب و غریب» منتشر شد. این اثر کوتاه، با ضربهای مستقیم و احساسی، مخاطب را میان تجربه عمیق سوگ، بیعدالتی و بیگانگی اجتماعی غوطهور میسازد و همچون آینهای تلخ، پرسشهای اخلاقی و انسانی را بیپرده پیش روی او قرار میدهد.
داستان در مراسم تشییع جنازه پسر خانواده اسپوزیتو روی میدهد؛ جوانی مهاجر و کارگر که در جنگ ویتنام جان باخته است. پدر، آقای اسپوزیتو، آرایشگری فروتن و نجیب، مقابل تابوت پسر ایستاده و مونولوگی طولانی و سوزناک را بیان میکند؛ گفتوگویی درونی و بیوقفه با جهانی که به نظر میرسد به درد و اندوه او بیاعتناست. او در سخنان خود از شکاف میان روایتهای رسمی و شعارهای میهنپرستی و واقعیت تلخ فقدان سخن میگوید؛ از تفاوت میان آنچه جامعه از «شرافت جنگ» میسازد و تجربه شخصیاش که چیزی جز ویرانی و غم نیست. جنگی که برای جامعه شاید تنها یک خبر کوتاه باشد، برای او فاجعهای است واقعی که خانه و هستیاش را از هم گسسته است.
ریبمن با مهارت از سکوتهای کوتاه بستگان و واکنشهای نیمهپیدای آنان بهره میگیرد تا بر جمعی بودن رنج، تنهایی و اضطراب مهاجران تأکید کند. خانواده اسپوزیتو در فرهنگی تازه و بیتفاوت گرفتار بحرانی میشود که نهفقط فقدان، بلکه ترس از فراموش شدن را در دل خود دارد. در پسِ صدای پدر، سایه سنگین تجربه مهاجرت، تبعیض طبقاتی و بیعدالتی تاریخی اقلیتها حضور پررنگی دارد.
اسپوزیتو در ظاهر مردی تنهاست، اما آوای او پژواک خاموشِ هزاران انسانی است که فقدانشان هرگز دیده یا شنیده نمیشود. در لایههای پنهان متن، ریبمن نقدی تند اما دقیق بر گسست میان ارزشهای ادعایی جامعه و واقعیت خشونتبار جنگ ارائه میدهد. او نشان میدهد که چگونه طبقات فرودست و خانوادههای مهاجر بیشترین بار جنگ را به دوش میکشند، بیآنکه سهمی از قدرت یا حتی حق اعتراض داشته باشند.
نمایش «خاکسپاری اسپوزیتو» چهرهای اندوهبار از هویت مهاجر ترسیم میکند: تعلقی ناتمام، صدایی که به گوش نمیرسد و اندوهی که برای جامعه میزبان بیاهمیت است. با اینحال، همین بیصدایی در لحظه مونولوگ پدر، به نیرویی اخلاقی و مقاوم بدل میشود؛ نوعی شهادت در برابر فراموشی و تأکید بر اینکه مرگ هر انسان—even اگر در آمار جنگ گم شود—حق دارد شنیده و به رسمیت شناخته شود.
قدرت اصلی نمایش در شدت احساس و تمرکز کامل آن بر صدای پدر نهفته است. این انتخاب، فشردگی و تراکم عاطفی اثر را افزایش میدهد؛ هرچند ممکن است از منظر درامپردازی برای برخی محدود به نظر برسد. شخصیتهای فرعی اغلب در سایه میمانند و ساختار تکپردهای فرصتی برای تنوع روایی فراهم نمیکند، اما همین اقتصاد زبانی، وضوح اخلاقی و تأثیرگذاری عمیق نمایش را تقویت میسازد.
در پایان، «خاکسپاری اسپوزیتو» تنها مرثیهای برای پسری از دسترفته نیست، بلکه یادآوریای تلخ از هزینه انسانی جنگ و مسئولیت اخلاقی جامعه در برابر رنج پنهان کسانی است که کمتر دیده میشوند. نمایشی کوتاه با پژواکی بلند، ماندگار و تکاندهنده.
نمایشنامه «خاکسپاری اسپوزیتو» اثر رونالد ریبمن، نمایشی تکپردهای و فشرده است که نخستینبار در سال ۱۹۷۰ بهعنوان بخشی از مجموعه «عبور از مکانهای عجیب و غریب» منتشر شد. این اثر کوتاه، با ضربهای مستقیم و احساسی، مخاطب را میان تجربه عمیق سوگ، بیعدالتی و بیگانگی اجتماعی غوطهور میسازد و همچون آینهای تلخ، پرسشهای اخلاقی و انسانی را بیپرده پیش روی او قرار میدهد.
داستان در مراسم تشییع جنازه پسر خانواده اسپوزیتو روی میدهد؛ جوانی مهاجر و کارگر که در جنگ ویتنام جان باخته است. پدر، آقای اسپوزیتو، آرایشگری فروتن و نجیب، مقابل تابوت پسر ایستاده و مونولوگی طولانی و سوزناک را بیان میکند؛ گفتوگویی درونی و بیوقفه با جهانی که به نظر میرسد به درد و اندوه او بیاعتناست. او در سخنان خود از شکاف میان روایتهای رسمی و شعارهای میهنپرستی و واقعیت تلخ فقدان سخن میگوید؛ از تفاوت میان آنچه جامعه از «شرافت جنگ» میسازد و تجربه شخصیاش که چیزی جز ویرانی و غم نیست. جنگی که برای جامعه شاید تنها یک خبر کوتاه باشد، برای او فاجعهای است واقعی که خانه و هستیاش را از هم گسسته است.
ریبمن با مهارت از سکوتهای کوتاه بستگان و واکنشهای نیمهپیدای آنان بهره میگیرد تا بر جمعی بودن رنج، تنهایی و اضطراب مهاجران تأکید کند. خانواده اسپوزیتو در فرهنگی تازه و بیتفاوت گرفتار بحرانی میشود که نهفقط فقدان، بلکه ترس از فراموش شدن را در دل خود دارد. در پسِ صدای پدر، سایه سنگین تجربه مهاجرت، تبعیض طبقاتی و بیعدالتی تاریخی اقلیتها حضور پررنگی دارد.
اسپوزیتو در ظاهر مردی تنهاست، اما آوای او پژواک خاموشِ هزاران انسانی است که فقدانشان هرگز دیده یا شنیده نمیشود. در لایههای پنهان متن، ریبمن نقدی تند اما دقیق بر گسست میان ارزشهای ادعایی جامعه و واقعیت خشونتبار جنگ ارائه میدهد. او نشان میدهد که چگونه طبقات فرودست و خانوادههای مهاجر بیشترین بار جنگ را به دوش میکشند، بیآنکه سهمی از قدرت یا حتی حق اعتراض داشته باشند.
نمایش «خاکسپاری اسپوزیتو» چهرهای اندوهبار از هویت مهاجر ترسیم میکند: تعلقی ناتمام، صدایی که به گوش نمیرسد و اندوهی که برای جامعه میزبان بیاهمیت است. با اینحال، همین بیصدایی در لحظه مونولوگ پدر، به نیرویی اخلاقی و مقاوم بدل میشود؛ نوعی شهادت در برابر فراموشی و تأکید بر اینکه مرگ هر انسان—even اگر در آمار جنگ گم شود—حق دارد شنیده و به رسمیت شناخته شود.
قدرت اصلی نمایش در شدت احساس و تمرکز کامل آن بر صدای پدر نهفته است. این انتخاب، فشردگی و تراکم عاطفی اثر را افزایش میدهد؛ هرچند ممکن است از منظر درامپردازی برای برخی محدود به نظر برسد. شخصیتهای فرعی اغلب در سایه میمانند و ساختار تکپردهای فرصتی برای تنوع روایی فراهم نمیکند، اما همین اقتصاد زبانی، وضوح اخلاقی و تأثیرگذاری عمیق نمایش را تقویت میسازد.
در پایان، «خاکسپاری اسپوزیتو» تنها مرثیهای برای پسری از دسترفته نیست، بلکه یادآوریای تلخ از هزینه انسانی جنگ و مسئولیت اخلاقی جامعه در برابر رنج پنهان کسانی است که کمتر دیده میشوند. نمایشی کوتاه با پژواکی بلند، ماندگار و تکاندهنده.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب خاکسپاری اسپوزیتو اثر رونالد ریبمن، ترجمه علی روحانی، انتشارات نیلا