کتاب انقلاب در حل مسئله اثر پال مک میلان، ترجمه علیرضا شفیعی نسب، انتشارات ترجمان
اتحاد کسبوکارها با دولت برای حل مشکلات جامعه

کتاب انقلاب در حل مسئله اثر پال مک میلان، ترجمه علیرضا شفیعی نسب، انتشارات ترجمان
اتحاد کسبوکارها با دولت برای حل مشکلات جامعه
ناشر : ترجمان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
312تعداد صفحه
شومیزنوع جلد
در کتاب «انقلاب در حل مسئله» (۲۰۱۳)، ویلیام دی. اگرز و پل مکمیلان تصویری نو و پویا از شیوه مواجهه جوامع با بحرانهای پیچیده و جهانی ترسیم میکنند؛ تصویری که در آن دولت، بخش خصوصی و نهادهای اجتماعی دیگر سه جزیره جدا از هم نیستند، بلکه همچون شبکهای درهمتنیده و فعال عمل میکنند. این اثر با اتکا بر مطالعات موردی گسترده و تحلیلهای دقیق سیاستگذاری، ظهور «اقتصاد راهحل» را شرح میدهد؛ اقتصادی که در آن نوآوری، دادهمحوری، سرمایهگذاری اجتماعی و همکاری میانبخشی به سازوکار اصلی حل چالشهایی نظیر فقر، بهداشت، آلودگی و نابرابری بدل شده است.
نویسندگان از این فرض آغاز میکنند که ظرفیت دولتها برای حل مسائل پیچیده دیگر کافی نیست. نه منابع مالی پاسخگوست و نه ساختارهای سنتی بوروکراسی توان پاسخ به حجم و تنوع مشکلات امروز را دارند. در نتیجه، موجی از بازیگران تازهنفس پدید آمده است: کارآفرینان اجتماعی که مدلهای کسبوکار را در خدمت منافع عمومی بازآفرینی میکنند، سرمایهگذاران تأثیرگذار که بازده اجتماعی را معیار موفقیت میدانند، توسعهدهندگانی که از دادههای باز برای حل مشکلات شهری بهره میگیرند و شرکتهایی که الگوهای «سودآوری همراه با هدف» را به کار میگیرند. مجموع این بازیگران، اکوسیستمی چندصدا و پویا را شکل دادهاند که اگرز و مکمیلان آن را «اقتصاد راهحل» مینامند؛ اقتصادی چندتریلیون دلاری که با شتابی فزاینده در حال گسترش است.
یکی از محورهای تحلیلی کتاب، محو شدن مرزهای سنتی میان بخش خصوصی، دولتی و غیرانتفاعی است. نویسندگان نشان میدهند سازمانهای غیرانتفاعی بدون مدل درآمدی پایدار دوام نمیآورند و شرکتها بدون مسئولیتپذیری اجتماعی و توجه به اثرات زیستمحیطی دیگر نزد مشتریان و جامعه پذیرفته نمیشوند. شکلگیری «بنگاههای هیبریدی» – نهادهایی میانرده با هویت همزمان اقتصادی و اجتماعی – نماد روشنی از همین تحول است. در چنین ساختاری، ارزش تنها بر پایه سود مالی تعریف نمیشود؛ بلکه دادههای باز، سرمایه انسانی، توجه عمومی و اعتبار اجتماعی نیز بهمثابه نوعی ارز در اقتصاد راهحل جای میگیرند.
کتاب همچنین نقش تازهای برای دولت ترسیم میکند؛ دولتی که از ارائهدهنده انحصاری خدمات عمومی به «تسهیلگر» تعامل و نوآوری بدل میشود. این نقش جدید شامل آزادسازی دادهها، تدوین مقررات حامی خلاقیت، طراحی چارچوبهای استاندارد و حمایت از همکاریهای بینبخشی است. اگرز و مکمیلان با نمونههایی گوناگون ـ از طرحهای دوچرخه اشتراکی تا الگوهای پرداخت بر اساس نتیجه ـ نشان میدهند دولت زمانی بیشترین اثر را دارد که زمینه رقابت سالم و همکاری مؤثر میان بازیگران مختلف را فراهم کند.
با وجود نقاط قوت بسیار، «انقلاب راهحلها» بینقص نیست. خوشبینی نویسندگان نسبت به نیت شرکتهای بزرگ گاه موجب نادیدهگرفتن پدیدههایی چون سبزشویی یا مسئولیتپذیری نمایشی میشود؛ عواملی که میتوانند مانع تحقق واقعی اهداف اجتماعی شوند. از سوی دیگر، گذار دولتها از بوروکراسیهای سنتی به نقش چابک و تسهیلگر، به آسانی آنگونه که کتاب ترسیم میکند انجام نمیگیرد. مقاومت نهادی، محدودیتهای قانونی و تضاد منافع، چالشهایی هستند که نویسندگان کمتر به آنها پرداختهاند، در حالی که در دنیای سیاستگذاری عمومی اهمیتی اساسی دارند.
با این همه، اثر اگرز و مکمیلان اثری الهامبخش و کارآمد به شمار میآید. آنچه این کتاب عرضه میکند، نه صرفاً مجموعهای از نظریهها یا نمونههای موفق، بلکه چارچوبی جامع برای درک دنیایی نو است؛ دنیایی که در آن همافزایی میان دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی میتواند راهحلهایی کارآمد، مقیاسپذیر و خلاقانه پدید آورد. برای مدیران، سیاستگذاران، کارآفرینان اجتماعی و پژوهشگران، «انقلاب در حل مسئله» نگاهی واقعگرایانه اما امیدوارکننده ارائه میدهد؛ آیندهای که در آن «منفعت عمومی» و «منفعت اقتصادی» نه در تقابل، بلکه در تعامل و تقویت متقابل یکدیگرند، و جایی که Doing well و Doing good دیگر دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو روی یک سکهاند.
در کتاب «انقلاب در حل مسئله» (۲۰۱۳)، ویلیام دی. اگرز و پل مکمیلان تصویری نو و پویا از شیوه مواجهه جوامع با بحرانهای پیچیده و جهانی ترسیم میکنند؛ تصویری که در آن دولت، بخش خصوصی و نهادهای اجتماعی دیگر سه جزیره جدا از هم نیستند، بلکه همچون شبکهای درهمتنیده و فعال عمل میکنند. این اثر با اتکا بر مطالعات موردی گسترده و تحلیلهای دقیق سیاستگذاری، ظهور «اقتصاد راهحل» را شرح میدهد؛ اقتصادی که در آن نوآوری، دادهمحوری، سرمایهگذاری اجتماعی و همکاری میانبخشی به سازوکار اصلی حل چالشهایی نظیر فقر، بهداشت، آلودگی و نابرابری بدل شده است.
نویسندگان از این فرض آغاز میکنند که ظرفیت دولتها برای حل مسائل پیچیده دیگر کافی نیست. نه منابع مالی پاسخگوست و نه ساختارهای سنتی بوروکراسی توان پاسخ به حجم و تنوع مشکلات امروز را دارند. در نتیجه، موجی از بازیگران تازهنفس پدید آمده است: کارآفرینان اجتماعی که مدلهای کسبوکار را در خدمت منافع عمومی بازآفرینی میکنند، سرمایهگذاران تأثیرگذار که بازده اجتماعی را معیار موفقیت میدانند، توسعهدهندگانی که از دادههای باز برای حل مشکلات شهری بهره میگیرند و شرکتهایی که الگوهای «سودآوری همراه با هدف» را به کار میگیرند. مجموع این بازیگران، اکوسیستمی چندصدا و پویا را شکل دادهاند که اگرز و مکمیلان آن را «اقتصاد راهحل» مینامند؛ اقتصادی چندتریلیون دلاری که با شتابی فزاینده در حال گسترش است.
یکی از محورهای تحلیلی کتاب، محو شدن مرزهای سنتی میان بخش خصوصی، دولتی و غیرانتفاعی است. نویسندگان نشان میدهند سازمانهای غیرانتفاعی بدون مدل درآمدی پایدار دوام نمیآورند و شرکتها بدون مسئولیتپذیری اجتماعی و توجه به اثرات زیستمحیطی دیگر نزد مشتریان و جامعه پذیرفته نمیشوند. شکلگیری «بنگاههای هیبریدی» – نهادهایی میانرده با هویت همزمان اقتصادی و اجتماعی – نماد روشنی از همین تحول است. در چنین ساختاری، ارزش تنها بر پایه سود مالی تعریف نمیشود؛ بلکه دادههای باز، سرمایه انسانی، توجه عمومی و اعتبار اجتماعی نیز بهمثابه نوعی ارز در اقتصاد راهحل جای میگیرند.
کتاب همچنین نقش تازهای برای دولت ترسیم میکند؛ دولتی که از ارائهدهنده انحصاری خدمات عمومی به «تسهیلگر» تعامل و نوآوری بدل میشود. این نقش جدید شامل آزادسازی دادهها، تدوین مقررات حامی خلاقیت، طراحی چارچوبهای استاندارد و حمایت از همکاریهای بینبخشی است. اگرز و مکمیلان با نمونههایی گوناگون ـ از طرحهای دوچرخه اشتراکی تا الگوهای پرداخت بر اساس نتیجه ـ نشان میدهند دولت زمانی بیشترین اثر را دارد که زمینه رقابت سالم و همکاری مؤثر میان بازیگران مختلف را فراهم کند.
با وجود نقاط قوت بسیار، «انقلاب راهحلها» بینقص نیست. خوشبینی نویسندگان نسبت به نیت شرکتهای بزرگ گاه موجب نادیدهگرفتن پدیدههایی چون سبزشویی یا مسئولیتپذیری نمایشی میشود؛ عواملی که میتوانند مانع تحقق واقعی اهداف اجتماعی شوند. از سوی دیگر، گذار دولتها از بوروکراسیهای سنتی به نقش چابک و تسهیلگر، به آسانی آنگونه که کتاب ترسیم میکند انجام نمیگیرد. مقاومت نهادی، محدودیتهای قانونی و تضاد منافع، چالشهایی هستند که نویسندگان کمتر به آنها پرداختهاند، در حالی که در دنیای سیاستگذاری عمومی اهمیتی اساسی دارند.
با این همه، اثر اگرز و مکمیلان اثری الهامبخش و کارآمد به شمار میآید. آنچه این کتاب عرضه میکند، نه صرفاً مجموعهای از نظریهها یا نمونههای موفق، بلکه چارچوبی جامع برای درک دنیایی نو است؛ دنیایی که در آن همافزایی میان دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی میتواند راهحلهایی کارآمد، مقیاسپذیر و خلاقانه پدید آورد. برای مدیران، سیاستگذاران، کارآفرینان اجتماعی و پژوهشگران، «انقلاب در حل مسئله» نگاهی واقعگرایانه اما امیدوارکننده ارائه میدهد؛ آیندهای که در آن «منفعت عمومی» و «منفعت اقتصادی» نه در تقابل، بلکه در تعامل و تقویت متقابل یکدیگرند، و جایی که Doing well و Doing good دیگر دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو روی یک سکهاند.
دستههای مرتبط
کتابعلوم انسانیاقتصادجامعهشناسیعلوم سیاسی و روابط بینالمللمدیریت و کسب و کارعلوم انسانیاقتصادجامعهشناسیعلوم سیاسی و روابط بینالمللمدیریت و کسب و کاراقتصادجامعهشناسیعلوم سیاسی و روابط بینالملل
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب انقلاب در حل مسئله اثر پال مک میلان، ترجمه علیرضا شفیعی نسب، انتشارات ترجمان
اتحاد کسبوکارها با دولت برای حل مشکلات جامعه
