کتاب امپراتوری زیرزمینی اثر هنری فرل، ترجمه حامد قدیری، انتشارات ترجمان
آمریکا چطور اقتصاد جهانی را به سلاح بدل میسازد؟

کتاب امپراتوری زیرزمینی اثر هنری فرل، ترجمه حامد قدیری، انتشارات ترجمان
آمریکا چطور اقتصاد جهانی را به سلاح بدل میسازد؟
ناشر : ترجمان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
264تعداد صفحه
شومیزنوع جلد
کتاب «امپراتوری زیرزمینی: چگونه آمریکا اقتصاد جهانی را به سلاح بدل میسازد؟» نوشته هنری فارل و آبراهام نیومن، اثری مهم در حوزه اقتصاد سیاسی بینالملل، ژئوپلیتیک و روابط بینالملل است که در سال ۲۰۲۳ منتشر شده است. این اثر میکوشد سازوکارهای پنهان قدرت در اقتصاد جهانی معاصر را آشکار کند و نشان دهد چگونه زیرساختهای شبکهای اقتصاد جهانی ـ از سیستمهای مالی و ارتباطات دیجیتال گرفته تا زنجیرههای تأمین فناوری ـ به ابزارهایی برای نفوذ سیاسی و استراتژیک تبدیل شدهاند.
فارل و نیومن با تمرکز بر ساختار شبکهای اقتصاد جهانی استدلال میکنند که قدرت در قرن بیستویکم بیش از پیش به کنترل گرههای حیاتی شبکههای اقتصادی و اطلاعاتی وابسته است. مبنای اصلی تحلیل کتاب به تحولاتی بازمیگردد که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رخ داد؛ زمانی که سیاستگذاران ایالات متحده دریافتند بسیاری از شریانهای اصلی اقتصاد جهانی ـ از جمله سیستم پیامرسان مالی سوئیفت (SWIFT)، شبکههای تسویه مالی مبتنی بر دلار، زیرساختهای اینترنت و بخشهایی از زنجیرههای تأمین فناوری ـ یا تحت نظارت نهادهای آمریکایی قرار دارند یا از مسیرهایی عبور میکنند که به این کشور وابستهاند.
نویسندگان توضیح میدهند این موقعیت ساختاری به ایالات متحده اجازه داده است تا از شبکههایی که در ظاهر بیطرف به نظر میرسند، برای نظارت مالی، اعمال تحریمها و محدودسازی دسترسی بازیگران خاص به بازارهای جهانی بهره گیرد. نتیجه این فرایند شکلگیری نوعی ساختار قدرت است که آن را «امپراتوری زیرزمینی» مینامند؛ امپراتوریای که بر قلمرو جغرافیایی یا قدرت نظامی متکی نیست، بلکه کنترل زیرساختهای حیاتی اقتصاد جهانی را در دست دارد.
مفهوم مرکزی کتاب «وابستگی متقابل تسلیحاتیشده» است. برخلاف نظریههای کلاسیک جهانیشدن که وابستگی اقتصادی میان کشورها را عاملی برای صلح و همکاری میدانستند، فارل و نیومن نشان میدهند همین وابستگی میتواند نقطهای از آسیبپذیری ساختاری ایجاد کند. در شبکههای اقتصادی جهانی، برخی کشورها توان کنترل گرههای کلیدی را دارند و میتوانند جریان اطلاعات، سرمایه یا کالا را تسهیل یا متوقف کنند. در چنین وضعیتی، کشوری که بر این گرهها تسلط دارد قادر است از آنها بهعنوان اهرم فشار استفاده کند.
در این چارچوب، نویسندگان بر نقش «گلوگاههای شبکهای» تأکید ویژهای دارند؛ نقاطی در شبکه جهانی که بخش بزرگی از جریان اقتصادی از آنها عبور میکند. برای نمونه، در نظام مالی جهانی بسیاری از تراکنشهای بینالمللی سرانجام از طریق سیستمهای تسویه دلاری یا شبکههای پیامرسان مالی انجام میشود. کنترل این نقاط به معنای توانایی ردیابی یا محدود کردن فعالیتهای مالی بازیگران مختلف است. فارل و نیومن نشان میدهند چنین ساختاری به دولتها، بهویژه آنهایی که در مرکز شبکه قرار دارند، این امکان را میدهد که بدون استفاده از قدرت نظامی، فشار مؤثری بر سایر کشورها وارد کنند.
با وجود این، نویسندگان به پیامدهای ناخواسته این نوع قدرت شبکهای نیز توجه دارند. یکی از نتایج مهم گسترش استفاده از ابزارهای اقتصادی برای اعمال فشار، افزایش تلاش سایر کشورها برای کاهش آسیبپذیری در برابر این ساختار است. در سالهای اخیر، بسیاری از دولتها سیاستهایی مانند «ریسکزدایی»، توسعه سیستمهای پرداخت جایگزین، بومیسازی صنایع حساس و افزایش استقلال در زنجیرههای تأمین فناوری را دنبال کردهاند. بهعبارت دیگر، همان ابزارهایی که قدرت ایالات متحده را افزایش دادهاند، ممکن است در بلندمدت سبب چندقطبی شدن زیرساختهای اقتصادی جهانی شوند.
از دید علمی، یکی از برجستهترین نقاط قوت کتاب، ارائه چارچوب نظری نوآورانهای برای تحلیل قدرت در عصر شبکههاست. فارل و نیومن با تلفیق مفاهیم اقتصاد سیاسی، نظریه شبکهها و روابط بینالملل، تصویری تازه از ساختار قدرت جهانی ترسیم میکنند. آنان نشان میدهند که در دنیای امروز، تسلط بر زیرساختهای فنی و مالی ـ مانند شبکههای داده، سامانههای پرداخت و زنجیرههای تولید فناوری ـ میتواند به اندازه یا حتی بیش از قدرت نظامی سنتی اهمیت داشته باشد. علاوه بر این، نویسندگان با بهرهگیری از مطالعات موردی و تحلیل دقیق سیاستهای اقتصادی و مالی، پیچیدگی مکانیزمهای این سیستم را برای خواننده ملموستر میسازند.
با وجود این مزایا، کتاب محدودیتهایی نیز دارد. تمرکز اصلی آن بر نقش ساختاری ایالات متحده در شکلدهی به شبکههای قدرت اقتصادی است و در نتیجه، استراتژیهای مشابه دیگر قدرتهای بزرگ برای ایجاد زیرساختهای نفوذ یا شبکههای جایگزین با جزئیات کمتری بررسی شدهاند.
کتاب «امپراتوری زیرزمینی: چگونه آمریکا اقتصاد جهانی را به سلاح بدل میسازد؟» نوشته هنری فارل و آبراهام نیومن، اثری مهم در حوزه اقتصاد سیاسی بینالملل، ژئوپلیتیک و روابط بینالملل است که در سال ۲۰۲۳ منتشر شده است. این اثر میکوشد سازوکارهای پنهان قدرت در اقتصاد جهانی معاصر را آشکار کند و نشان دهد چگونه زیرساختهای شبکهای اقتصاد جهانی ـ از سیستمهای مالی و ارتباطات دیجیتال گرفته تا زنجیرههای تأمین فناوری ـ به ابزارهایی برای نفوذ سیاسی و استراتژیک تبدیل شدهاند.
فارل و نیومن با تمرکز بر ساختار شبکهای اقتصاد جهانی استدلال میکنند که قدرت در قرن بیستویکم بیش از پیش به کنترل گرههای حیاتی شبکههای اقتصادی و اطلاعاتی وابسته است. مبنای اصلی تحلیل کتاب به تحولاتی بازمیگردد که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رخ داد؛ زمانی که سیاستگذاران ایالات متحده دریافتند بسیاری از شریانهای اصلی اقتصاد جهانی ـ از جمله سیستم پیامرسان مالی سوئیفت (SWIFT)، شبکههای تسویه مالی مبتنی بر دلار، زیرساختهای اینترنت و بخشهایی از زنجیرههای تأمین فناوری ـ یا تحت نظارت نهادهای آمریکایی قرار دارند یا از مسیرهایی عبور میکنند که به این کشور وابستهاند.
نویسندگان توضیح میدهند این موقعیت ساختاری به ایالات متحده اجازه داده است تا از شبکههایی که در ظاهر بیطرف به نظر میرسند، برای نظارت مالی، اعمال تحریمها و محدودسازی دسترسی بازیگران خاص به بازارهای جهانی بهره گیرد. نتیجه این فرایند شکلگیری نوعی ساختار قدرت است که آن را «امپراتوری زیرزمینی» مینامند؛ امپراتوریای که بر قلمرو جغرافیایی یا قدرت نظامی متکی نیست، بلکه کنترل زیرساختهای حیاتی اقتصاد جهانی را در دست دارد.
مفهوم مرکزی کتاب «وابستگی متقابل تسلیحاتیشده» است. برخلاف نظریههای کلاسیک جهانیشدن که وابستگی اقتصادی میان کشورها را عاملی برای صلح و همکاری میدانستند، فارل و نیومن نشان میدهند همین وابستگی میتواند نقطهای از آسیبپذیری ساختاری ایجاد کند. در شبکههای اقتصادی جهانی، برخی کشورها توان کنترل گرههای کلیدی را دارند و میتوانند جریان اطلاعات، سرمایه یا کالا را تسهیل یا متوقف کنند. در چنین وضعیتی، کشوری که بر این گرهها تسلط دارد قادر است از آنها بهعنوان اهرم فشار استفاده کند.
در این چارچوب، نویسندگان بر نقش «گلوگاههای شبکهای» تأکید ویژهای دارند؛ نقاطی در شبکه جهانی که بخش بزرگی از جریان اقتصادی از آنها عبور میکند. برای نمونه، در نظام مالی جهانی بسیاری از تراکنشهای بینالمللی سرانجام از طریق سیستمهای تسویه دلاری یا شبکههای پیامرسان مالی انجام میشود. کنترل این نقاط به معنای توانایی ردیابی یا محدود کردن فعالیتهای مالی بازیگران مختلف است. فارل و نیومن نشان میدهند چنین ساختاری به دولتها، بهویژه آنهایی که در مرکز شبکه قرار دارند، این امکان را میدهد که بدون استفاده از قدرت نظامی، فشار مؤثری بر سایر کشورها وارد کنند.
با وجود این، نویسندگان به پیامدهای ناخواسته این نوع قدرت شبکهای نیز توجه دارند. یکی از نتایج مهم گسترش استفاده از ابزارهای اقتصادی برای اعمال فشار، افزایش تلاش سایر کشورها برای کاهش آسیبپذیری در برابر این ساختار است. در سالهای اخیر، بسیاری از دولتها سیاستهایی مانند «ریسکزدایی»، توسعه سیستمهای پرداخت جایگزین، بومیسازی صنایع حساس و افزایش استقلال در زنجیرههای تأمین فناوری را دنبال کردهاند. بهعبارت دیگر، همان ابزارهایی که قدرت ایالات متحده را افزایش دادهاند، ممکن است در بلندمدت سبب چندقطبی شدن زیرساختهای اقتصادی جهانی شوند.
از دید علمی، یکی از برجستهترین نقاط قوت کتاب، ارائه چارچوب نظری نوآورانهای برای تحلیل قدرت در عصر شبکههاست. فارل و نیومن با تلفیق مفاهیم اقتصاد سیاسی، نظریه شبکهها و روابط بینالملل، تصویری تازه از ساختار قدرت جهانی ترسیم میکنند. آنان نشان میدهند که در دنیای امروز، تسلط بر زیرساختهای فنی و مالی ـ مانند شبکههای داده، سامانههای پرداخت و زنجیرههای تولید فناوری ـ میتواند به اندازه یا حتی بیش از قدرت نظامی سنتی اهمیت داشته باشد. علاوه بر این، نویسندگان با بهرهگیری از مطالعات موردی و تحلیل دقیق سیاستهای اقتصادی و مالی، پیچیدگی مکانیزمهای این سیستم را برای خواننده ملموستر میسازند.
با وجود این مزایا، کتاب محدودیتهایی نیز دارد. تمرکز اصلی آن بر نقش ساختاری ایالات متحده در شکلدهی به شبکههای قدرت اقتصادی است و در نتیجه، استراتژیهای مشابه دیگر قدرتهای بزرگ برای ایجاد زیرساختهای نفوذ یا شبکههای جایگزین با جزئیات کمتری بررسی شدهاند.
دستههای مرتبط
کتابعلوم انسانیاقتصادعلوم سیاسی و روابط بینالمللعلوم انسانیاقتصادعلوم سیاسی و روابط بینالمللاقتصادعلوم سیاسی و روابط بینالملل
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب امپراتوری زیرزمینی اثر هنری فرل، ترجمه حامد قدیری، انتشارات ترجمان
آمریکا چطور اقتصاد جهانی را به سلاح بدل میسازد؟
