کتاب لب پنجره نشسته بود اثر مصطفی شاهرضایی، انتشارات نیستان

کتاب لب پنجره نشسته بود اثر مصطفی شاهرضایی، انتشارات نیستان
ناشر : نیستان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
کتاب «لب پنجره نشسته بود» نه تفسیری کلاسیک از قرآن است و نه مجموعهای از دلنوشتههای صرفاً احساسی؛ بلکه تاملی وجودی دربارهی پیوند انسان و خدا در جهان معاصر به شمار میآید. این اثر از نقطهای ساده آغاز میشود: خواندن آیه. اما این «خواندن» بهتدریج به «نشستن» تبدیل میشود و «نشستن» به «دیدن». استعارهی «لب پنجره» در کتاب، تصویر حضوری است که پیش از انسان بوده و پس از او نیز خواهد بود؛ حضوری که نه در دوردست، بلکه در آستانهی نگاه انسان ایستاده است.
سیر کتاب از تامل در آیاتی پیرامون رزق، انفاق و بندگی آغاز میشود؛ جایی که انسان درمییابد مالک چیزی نیست و هر آنچه در اختیار دارد، امانتی است در دست او. از این مرحله، کتاب بهسوی چهرههای قرآنی حرکت میکند؛ به ایوب در میانهی رنج و سلیمان در اوج اقتدار. این دو تصویر، دو سوی متضاد زیست انسانی را نشان میدهند، اما در نهایت هر دو با تعبیری واحد توصیف میشوند: بازگشتکننده. نویسنده نشان میدهد که بندگی نه در فقر معنا مییابد و نه در توانگری، بلکه در «بازگشت» دائمی دل؛ در پیوندی درونی که انسان را، چه بر ویرانههای تلخی و چه بر تخت قدرت، به سوی مبدأ فرا میخواند.
در مسیر روایت، اثر از «ترس» به «شوق» میرسد؛ از دغدغهی رستگاری به تمنای دیدار. آیات مربوط به آتش و نجات، در کنار دعاهای مأثور، معنایی ژرفتر مییابند: رهایی تنها گریز از عذاب نیست، بلکه نزدیک شدن به حضور الهی است. این چرخش مفهومی، کتاب را از سطح اخلاقی صرف فراتر میبرد و به گونهای الهیات تأملی بدل میکند؛ الهیاتی که در آن ایمان نه گزارهای ذهنی، بلکه تجربهای آگاهانه و زیسته است.
در بخشهایی از کتاب، مفهوم «مرصاد» یعنی کمینگاه الهی، مورد بررسی قرار میگیرد؛ جایی که هم نشانهی عدالت است و هم نوید نجات. در این فرازها، نویسنده به پرسشهای انسان امروز نزدیک میشود: نسبت رنجهای تاریخی، بیعدالتیها و انتظار عدالت با حضور خداوند چیست؟ پاسخ کتاب نه شتابزده است و نه خطابی، بلکه دعوتی است به صبر، شناخت و بازگشت. در این نگاه، مرصاد نه تهدید، بلکه نقطهی تلاقی عدالت و رحمت است.
از جنبهی ادبی، نثر کتاب آمیزهای از ایجاز قرآنی، آهنگ مناجات و تصویرسازی شاعرانه است. متن میان تأمل فلسفی و نجواهای عاشقانه در حرکت است؛ گاه آرام و استدلالی، و گاه سلوکی و شهودی. این ترکیب، اثر را در سنت ادبیات سلوکی فارسی جای میدهد و همزمان آن را به متون معنوی جهان پیوند میزند؛ آثاری که در پی یافتن پلی میان ایمان، تجربه و زیست معاصر بودهاند.
در نهایت، «لب پنجره نشسته بود» کتابی است دربارهی بازگشت؛ بازگشت نه به گذشته، بلکه به خویشتن فراموششده در میان هیاهوی جهان امروز. یادآور این حقیقت که پیش از آنکه انسان در جستوجوی خدا باشد، خدا در پی نگاه او بوده است؛ از ازل، لب پنجره نشسته و چشم به لحظهای دوخته است که دل انسان دوباره رو به آسمان بازگردد.
کتاب «لب پنجره نشسته بود» نه تفسیری کلاسیک از قرآن است و نه مجموعهای از دلنوشتههای صرفاً احساسی؛ بلکه تاملی وجودی دربارهی پیوند انسان و خدا در جهان معاصر به شمار میآید. این اثر از نقطهای ساده آغاز میشود: خواندن آیه. اما این «خواندن» بهتدریج به «نشستن» تبدیل میشود و «نشستن» به «دیدن». استعارهی «لب پنجره» در کتاب، تصویر حضوری است که پیش از انسان بوده و پس از او نیز خواهد بود؛ حضوری که نه در دوردست، بلکه در آستانهی نگاه انسان ایستاده است.
سیر کتاب از تامل در آیاتی پیرامون رزق، انفاق و بندگی آغاز میشود؛ جایی که انسان درمییابد مالک چیزی نیست و هر آنچه در اختیار دارد، امانتی است در دست او. از این مرحله، کتاب بهسوی چهرههای قرآنی حرکت میکند؛ به ایوب در میانهی رنج و سلیمان در اوج اقتدار. این دو تصویر، دو سوی متضاد زیست انسانی را نشان میدهند، اما در نهایت هر دو با تعبیری واحد توصیف میشوند: بازگشتکننده. نویسنده نشان میدهد که بندگی نه در فقر معنا مییابد و نه در توانگری، بلکه در «بازگشت» دائمی دل؛ در پیوندی درونی که انسان را، چه بر ویرانههای تلخی و چه بر تخت قدرت، به سوی مبدأ فرا میخواند.
در مسیر روایت، اثر از «ترس» به «شوق» میرسد؛ از دغدغهی رستگاری به تمنای دیدار. آیات مربوط به آتش و نجات، در کنار دعاهای مأثور، معنایی ژرفتر مییابند: رهایی تنها گریز از عذاب نیست، بلکه نزدیک شدن به حضور الهی است. این چرخش مفهومی، کتاب را از سطح اخلاقی صرف فراتر میبرد و به گونهای الهیات تأملی بدل میکند؛ الهیاتی که در آن ایمان نه گزارهای ذهنی، بلکه تجربهای آگاهانه و زیسته است.
در بخشهایی از کتاب، مفهوم «مرصاد» یعنی کمینگاه الهی، مورد بررسی قرار میگیرد؛ جایی که هم نشانهی عدالت است و هم نوید نجات. در این فرازها، نویسنده به پرسشهای انسان امروز نزدیک میشود: نسبت رنجهای تاریخی، بیعدالتیها و انتظار عدالت با حضور خداوند چیست؟ پاسخ کتاب نه شتابزده است و نه خطابی، بلکه دعوتی است به صبر، شناخت و بازگشت. در این نگاه، مرصاد نه تهدید، بلکه نقطهی تلاقی عدالت و رحمت است.
از جنبهی ادبی، نثر کتاب آمیزهای از ایجاز قرآنی، آهنگ مناجات و تصویرسازی شاعرانه است. متن میان تأمل فلسفی و نجواهای عاشقانه در حرکت است؛ گاه آرام و استدلالی، و گاه سلوکی و شهودی. این ترکیب، اثر را در سنت ادبیات سلوکی فارسی جای میدهد و همزمان آن را به متون معنوی جهان پیوند میزند؛ آثاری که در پی یافتن پلی میان ایمان، تجربه و زیست معاصر بودهاند.
در نهایت، «لب پنجره نشسته بود» کتابی است دربارهی بازگشت؛ بازگشت نه به گذشته، بلکه به خویشتن فراموششده در میان هیاهوی جهان امروز. یادآور این حقیقت که پیش از آنکه انسان در جستوجوی خدا باشد، خدا در پی نگاه او بوده است؛ از ازل، لب پنجره نشسته و چشم به لحظهای دوخته است که دل انسان دوباره رو به آسمان بازگردد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب لب پنجره نشسته بود اثر مصطفی شاهرضایی، انتشارات نیستان