کتاب نظریههای جدید در مطالعات ادبیات نمایشی و تئاتر اثر صادق رشیدی، انتشارات سروش
رویکردی بینارشته ای

کتاب نظریههای جدید در مطالعات ادبیات نمایشی و تئاتر اثر صادق رشیدی، انتشارات سروش
رویکردی بینارشته ای
ناشر : سروش

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
وزیریقطع
1400سال انتشار شمسی
354تعداد صفحه
کتاب «نظریههای جدید در مطالعات ادبیات نمایشی و تئاتر» نوشتهی صادق رشیدی، اثری است که با رویکردی بینارشتهای به بررسی نظریههای مختلف در حوزهی تئاتر و ادبیات نمایشی میپردازد. نویسنده در این اثر تلاش کرده است نشان دهد که چگونه جریانهای فکری و هنری گوناگون طی قرن بیستم بر نظریهپردازی تئاتر تأثیر گذاشتهاند و چه تقابلها و همگراییهایی در این مسیر شکل گرفته است.
در آغاز قرن بیستم، بسیاری از نظریهپردازان نمایش با نگاهی کمتر رادیکال به این هنر مینگریستند. گروهی از آنان که به پیشینههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درام و نمایشنامهنویسی توجه داشتند، گرایش بیشتری به رئالیسم نشان داده و در زمرهی پیروان درام آموزشی، نظیر جورج برنارد شاو، قرار میگرفتند. این جهتگیری بیش از هر چیز مدیون اندیشههای مارکس، سنت منتقدان مدنی روسی و همچنین تأثیر پوزیتیویستهایی چون تاین بود که بر نقش موقعیت تاریخی در شکلگیری آثار هنری تأکید میکردند.
در مقابل، نظریهپردازان زیباییشناسی و متافیزیک، همچون سمبولیستها، تئاتر و درام را ابزاری برای پیوند با حقیقتی ژرفتر و پنهانتر میدانستند. نظریههای روانکاوانهی کارل گوستاو یونگ و زیگموند فروید نیز به این نگاه الهام تازهای بخشید و مفهوم ناخودآگاه در کنار مفاهیم رمانتیک همچون دیونوسیا یا گیست جایگاهی جدی در تئوریهای نمایشی یافت. همین تضاد میان نگرش اجتماعی و متافیزیکی مبنای بحثهای گستردهای در نظریههای قرن بیستم شد و زمینه گسترش دیدگاههای تازه را فراهم کرد.
جریان سوررئالیسم در آغاز قرن بیستم آشکارا گرایش متافیزیکی داشت و بر اندیشههای آنتونن آرتو تأثیر گذاشت. او با رد زبان گفتمانی و تأکید بر جستجوی قلب متلاطم هستی، به شیوهای یادآور رمانتیسم آلمانی عمل میکرد. از سوی دیگر، اکسپرسیونیستهای اولیه آلمان نمایش را شیوهای برای آشکارسازی لایههای پنهان روان انسان میدانستند؛ هرچند برخلاف سمبولیستها، به سیاست و جامعه نیز توجه نشان میدادند. همین رویکرد بعدها تأثیر چشمگیری بر تئوری و عملکرد برتولت برشت گذاشت؛ برشتی که بهعنوان نمایندهی برجستهی نظریه اجتماعی تئاتر قرن بیستم شناخته میشود.
برتولت برشت با ارائهی تئاتر حماسی، آن را در برابر تئاتر دراماتیک یا ارسطویی قرار داد. او بیش از هر چیز در پی نقد تئاتر بورژوایی قرن نوزدهم بود؛ تئاتری که به باور او، همانند دیدگاه واگنر و مارکس، به کالایی در خدمت نظام مسلط بدل شده بود.
صادق رشیدی در کتاب «نظریههای جدید در مطالعات ادبیات نمایشی و تئاتر» با تأکید بر رویکردی بینارشتهای، تمامی این جریانها، تقابلها و تأثیرگذاریها را بهدقت بررسی کرده و تصویری جامع از تحولات نظری تئاتر در قرن بیستم ارائه میدهد. این کتاب مرجعی ارزشمند برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان به مطالعات نظری تئاتر و ادبیات نمایشی محسوب میشود.
کتاب «نظریههای جدید در مطالعات ادبیات نمایشی و تئاتر» نوشتهی صادق رشیدی، اثری است که با رویکردی بینارشتهای به بررسی نظریههای مختلف در حوزهی تئاتر و ادبیات نمایشی میپردازد. نویسنده در این اثر تلاش کرده است نشان دهد که چگونه جریانهای فکری و هنری گوناگون طی قرن بیستم بر نظریهپردازی تئاتر تأثیر گذاشتهاند و چه تقابلها و همگراییهایی در این مسیر شکل گرفته است.
در آغاز قرن بیستم، بسیاری از نظریهپردازان نمایش با نگاهی کمتر رادیکال به این هنر مینگریستند. گروهی از آنان که به پیشینههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی درام و نمایشنامهنویسی توجه داشتند، گرایش بیشتری به رئالیسم نشان داده و در زمرهی پیروان درام آموزشی، نظیر جورج برنارد شاو، قرار میگرفتند. این جهتگیری بیش از هر چیز مدیون اندیشههای مارکس، سنت منتقدان مدنی روسی و همچنین تأثیر پوزیتیویستهایی چون تاین بود که بر نقش موقعیت تاریخی در شکلگیری آثار هنری تأکید میکردند.
در مقابل، نظریهپردازان زیباییشناسی و متافیزیک، همچون سمبولیستها، تئاتر و درام را ابزاری برای پیوند با حقیقتی ژرفتر و پنهانتر میدانستند. نظریههای روانکاوانهی کارل گوستاو یونگ و زیگموند فروید نیز به این نگاه الهام تازهای بخشید و مفهوم ناخودآگاه در کنار مفاهیم رمانتیک همچون دیونوسیا یا گیست جایگاهی جدی در تئوریهای نمایشی یافت. همین تضاد میان نگرش اجتماعی و متافیزیکی مبنای بحثهای گستردهای در نظریههای قرن بیستم شد و زمینه گسترش دیدگاههای تازه را فراهم کرد.
جریان سوررئالیسم در آغاز قرن بیستم آشکارا گرایش متافیزیکی داشت و بر اندیشههای آنتونن آرتو تأثیر گذاشت. او با رد زبان گفتمانی و تأکید بر جستجوی قلب متلاطم هستی، به شیوهای یادآور رمانتیسم آلمانی عمل میکرد. از سوی دیگر، اکسپرسیونیستهای اولیه آلمان نمایش را شیوهای برای آشکارسازی لایههای پنهان روان انسان میدانستند؛ هرچند برخلاف سمبولیستها، به سیاست و جامعه نیز توجه نشان میدادند. همین رویکرد بعدها تأثیر چشمگیری بر تئوری و عملکرد برتولت برشت گذاشت؛ برشتی که بهعنوان نمایندهی برجستهی نظریه اجتماعی تئاتر قرن بیستم شناخته میشود.
برتولت برشت با ارائهی تئاتر حماسی، آن را در برابر تئاتر دراماتیک یا ارسطویی قرار داد. او بیش از هر چیز در پی نقد تئاتر بورژوایی قرن نوزدهم بود؛ تئاتری که به باور او، همانند دیدگاه واگنر و مارکس، به کالایی در خدمت نظام مسلط بدل شده بود.
صادق رشیدی در کتاب «نظریههای جدید در مطالعات ادبیات نمایشی و تئاتر» با تأکید بر رویکردی بینارشتهای، تمامی این جریانها، تقابلها و تأثیرگذاریها را بهدقت بررسی کرده و تصویری جامع از تحولات نظری تئاتر در قرن بیستم ارائه میدهد. این کتاب مرجعی ارزشمند برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان به مطالعات نظری تئاتر و ادبیات نمایشی محسوب میشود.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
کتاب نظریههای جدید در مطالعات ادبیات نمایشی و تئاتر اثر صادق رشیدی، انتشارات سروش
رویکردی بینارشته ای