کتاب قاضی اثر ایوان کلیما، ترجمه فروغ پوریاوری، انتشارات نشر ثالث

کتاب قاضی اثر ایوان کلیما، ترجمه فروغ پوریاوری، انتشارات نشر ثالث
ناشر : نشر ثالث

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
جلد سختنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
ایوان کلیما، واتسلاو هاول، میلان کوندرا، بهومیل هرابال و بسیاری دیگر از نویسندگان برجستۀ اروپای شرقی نکتهای اساسی را در آثار خود پی گرفتهاند که درک و توجه به آن اهمیت ویژهای دارد. برخلاف آنچه همواره تبلیغ شده، این نویسندگان مستقیماً علیه کمونیسم یا ایدئولوژی کمونیستی نمینوشتند، بلکه تمرکز آنان نقد و حمله به حکومتهای «پساتوتالیتر» بود؛ حکومتهایی که تنها نام کمونیسم را یدک میکشیدند اما در عمل ضد آزادی و ضد انسان عمل میکردند.
برای نمونه، کافیست به رمان «قاضی» اثر ایوان کلیما توجه کنیم. شخصیت اصلی این داستان، قاضیای است گرفتار در نظامی تمامیتخواه؛ نظامی که هاول آن را «پساتوتالیتر» مینامد. او انسانی است دلبسته به ارزشهای والای کمونیسم اصیل، یعنی عدالت، برابری و رهایی انسان؛ ارزشهایی که در اندیشههای مارکس نمود یافته و به ما رسیده است. با این حال، همین قهرمان ناچار است تحت فشار حکومتی سرکوبگر، احکامی فجیع و غیرانسانی علیه شهروندان بیگناه صادر کند. تراژدی او در این است که تمام هستیاش صرف این میشود تا آن چیزی نباشد که حکومت از او میطلبد.
رمان «قاضی» تصویری تکاندهنده از تیرگی مسریای ارائه میدهد که از دل نظام سیاسی به اعماق زندگی فردی و روابط انسانی نفوذ میکند و تمامی بنیانهای اخلاقی را فرو میریزد. کلیما با دقت نشان میدهد که در چنین ساختاری، همگان در معرض قضاوت هستند و نظام سیاسی با معیارهای از پیشتعیینشده، هر فرد را میسنجد و محاکمه میکند.
پرسش بزرگ این است: قاضی بودن در رژیمی که خواستار سرکوب حقیقت و آزادی است، از فردی که میخواهد وفادار به انسانیت بماند، چه موجودی میسازد؟ پاسخ به این پرسش و بسیاری پرسشهای دیگر تنها با خواندن «قاضی» ایوان کلیما میسر میشود؛ رمانی که نه فقط روایتی از یک فرد، بلکه تصویری ژرف از سرنوشت انسان در دل نظامهای پساتوتالیتر است.
ایوان کلیما، واتسلاو هاول، میلان کوندرا، بهومیل هرابال و بسیاری دیگر از نویسندگان برجستۀ اروپای شرقی نکتهای اساسی را در آثار خود پی گرفتهاند که درک و توجه به آن اهمیت ویژهای دارد. برخلاف آنچه همواره تبلیغ شده، این نویسندگان مستقیماً علیه کمونیسم یا ایدئولوژی کمونیستی نمینوشتند، بلکه تمرکز آنان نقد و حمله به حکومتهای «پساتوتالیتر» بود؛ حکومتهایی که تنها نام کمونیسم را یدک میکشیدند اما در عمل ضد آزادی و ضد انسان عمل میکردند.
برای نمونه، کافیست به رمان «قاضی» اثر ایوان کلیما توجه کنیم. شخصیت اصلی این داستان، قاضیای است گرفتار در نظامی تمامیتخواه؛ نظامی که هاول آن را «پساتوتالیتر» مینامد. او انسانی است دلبسته به ارزشهای والای کمونیسم اصیل، یعنی عدالت، برابری و رهایی انسان؛ ارزشهایی که در اندیشههای مارکس نمود یافته و به ما رسیده است. با این حال، همین قهرمان ناچار است تحت فشار حکومتی سرکوبگر، احکامی فجیع و غیرانسانی علیه شهروندان بیگناه صادر کند. تراژدی او در این است که تمام هستیاش صرف این میشود تا آن چیزی نباشد که حکومت از او میطلبد.
رمان «قاضی» تصویری تکاندهنده از تیرگی مسریای ارائه میدهد که از دل نظام سیاسی به اعماق زندگی فردی و روابط انسانی نفوذ میکند و تمامی بنیانهای اخلاقی را فرو میریزد. کلیما با دقت نشان میدهد که در چنین ساختاری، همگان در معرض قضاوت هستند و نظام سیاسی با معیارهای از پیشتعیینشده، هر فرد را میسنجد و محاکمه میکند.
پرسش بزرگ این است: قاضی بودن در رژیمی که خواستار سرکوب حقیقت و آزادی است، از فردی که میخواهد وفادار به انسانیت بماند، چه موجودی میسازد؟ پاسخ به این پرسش و بسیاری پرسشهای دیگر تنها با خواندن «قاضی» ایوان کلیما میسر میشود؛ رمانی که نه فقط روایتی از یک فرد، بلکه تصویری ژرف از سرنوشت انسان در دل نظامهای پساتوتالیتر است.
دستههای مرتبط
کتابداستان و رمانداستان خارجیرمانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللداستان و رمانداستان خارجیرمانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللداستان خارجیرمانعلوم سیاسی و روابط بینالملل
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب قاضی اثر ایوان کلیما، ترجمه فروغ پوریاوری، انتشارات نشر ثالث
