کتاب واقعگرایی سرمایهدارانه اثر مارک فیشر، ترجمه ریحانه عبدی، انتشارات گمان

کتاب واقعگرایی سرمایهدارانه اثر مارک فیشر، ترجمه ریحانه عبدی، انتشارات گمان
ناشر : گمان

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
یک اقتصاددان بهشدت راستکیش ایرانی، از سردمداران حلقهی نیاوران، در بخشی از فیلم «مینور – ماژور» آرزوی خود را چنین بیان میکند: دوست دارم به «انسان طبیعی» بازگردیم؛ انسانی که ساده و طبیعی زندگی کند و تنها منافع شخصی و زندگی خودش را دنبال نماید. اما این ترکیب فریبنده و تهی از معنا با عنوان «انسان طبیعی» همان چیزی است که به دست آن، آیندهمان را بریدهاند و جهانی ساختهاند که هر لحظه برای زیستن در آن دشوارتر و غیرقابلتحملتر میشود. کافی است بیندیشید؛ این انسانِ بهظاهر طبیعی، با همین طبیعی بودنش، هیچ بخش از طبیعت را طبیعی باقی نگذاشته است تا بتوان به بقای حیات امیدوار بود.
دوستان عزیز، میدانم که با خود میگویید باز هم سخنی ضدسرمایهداری آغاز شد و حال باید بدیلی برای سرمایهداری معرفی شود. اما حقیقت این است که نیازی به بدیل نیست؛ چراکه سرمایهداری خیلی پیشتر از پایان یافتن خود، پایان جهان را رقم خواهد زد.
مارک فیشر در کتاب مهم خود با عنوان «واقعگرایی سرمایهدارانه» بهروشنی بر همین نکته انگشت گذاشته است. او با تحلیلی موجز، ژرف و دقیق نشان میدهد که «واقعگرایی سرمایهدارانه»، نه فقط نوعی واقعگرایی، بلکه خود اصل و اساس واقعگرایی در جهان معاصر به شمار میرود. این همان واقعیتی است که ما را در حصار اشباح تمامعیار آخرالزمانی گرفتار کرده و سرمایهداری متأخر، با قدرتی عجیب، این تصور را به جان و ذهن ما تزریق کرده است که: وضع موجود تغییرناپذیر است، امیدی وجود ندارد، هیچ ارزش و باوری پابرجا نیست و تنها چیز مقدس، سرمایه، سود و منفعت لحظهای است.
فیشر در «واقعگرایی سرمایهدارانه» دریچهای عمیق به تجربههای ما در دهههای پایانی هزارهی دوم و سالهای ابتدایی هزارهی سوم میگشاید. او با بهرهگیری از فیلمها، داستانها و نمونههای عینی متعدد، تاریکی این وضعیت را روشن و امکان اندیشیدن به آلترناتیو را ممکن میسازد. همانگونه که آگامبن دربارهی «انسان معاصر» میگوید، معاصر بودن یعنی توانایی دیدن همین تاریکی و درک اینکه چگونه باید در جهان زیست و چهگونه باید ایستاد.
یک اقتصاددان بهشدت راستکیش ایرانی، از سردمداران حلقهی نیاوران، در بخشی از فیلم «مینور – ماژور» آرزوی خود را چنین بیان میکند: دوست دارم به «انسان طبیعی» بازگردیم؛ انسانی که ساده و طبیعی زندگی کند و تنها منافع شخصی و زندگی خودش را دنبال نماید. اما این ترکیب فریبنده و تهی از معنا با عنوان «انسان طبیعی» همان چیزی است که به دست آن، آیندهمان را بریدهاند و جهانی ساختهاند که هر لحظه برای زیستن در آن دشوارتر و غیرقابلتحملتر میشود. کافی است بیندیشید؛ این انسانِ بهظاهر طبیعی، با همین طبیعی بودنش، هیچ بخش از طبیعت را طبیعی باقی نگذاشته است تا بتوان به بقای حیات امیدوار بود.
دوستان عزیز، میدانم که با خود میگویید باز هم سخنی ضدسرمایهداری آغاز شد و حال باید بدیلی برای سرمایهداری معرفی شود. اما حقیقت این است که نیازی به بدیل نیست؛ چراکه سرمایهداری خیلی پیشتر از پایان یافتن خود، پایان جهان را رقم خواهد زد.
مارک فیشر در کتاب مهم خود با عنوان «واقعگرایی سرمایهدارانه» بهروشنی بر همین نکته انگشت گذاشته است. او با تحلیلی موجز، ژرف و دقیق نشان میدهد که «واقعگرایی سرمایهدارانه»، نه فقط نوعی واقعگرایی، بلکه خود اصل و اساس واقعگرایی در جهان معاصر به شمار میرود. این همان واقعیتی است که ما را در حصار اشباح تمامعیار آخرالزمانی گرفتار کرده و سرمایهداری متأخر، با قدرتی عجیب، این تصور را به جان و ذهن ما تزریق کرده است که: وضع موجود تغییرناپذیر است، امیدی وجود ندارد، هیچ ارزش و باوری پابرجا نیست و تنها چیز مقدس، سرمایه، سود و منفعت لحظهای است.
فیشر در «واقعگرایی سرمایهدارانه» دریچهای عمیق به تجربههای ما در دهههای پایانی هزارهی دوم و سالهای ابتدایی هزارهی سوم میگشاید. او با بهرهگیری از فیلمها، داستانها و نمونههای عینی متعدد، تاریکی این وضعیت را روشن و امکان اندیشیدن به آلترناتیو را ممکن میسازد. همانگونه که آگامبن دربارهی «انسان معاصر» میگوید، معاصر بودن یعنی توانایی دیدن همین تاریکی و درک اینکه چگونه باید در جهان زیست و چهگونه باید ایستاد.
دستههای مرتبط
کتابعلوم انسانیاقتصادجامعهشناسیفلسفه و منطقهستیشناسیعلوم انسانیاقتصادجامعهشناسیفلسفه و منطقهستیشناسیاقتصادجامعهشناسیهستیشناسی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب واقعگرایی سرمایهدارانه اثر مارک فیشر، ترجمه ریحانه عبدی، انتشارات گمان
