کتاب از غبار بپرس اثر جان فانته، ترجمه محمدرضا شکاری، انتشارات افق

کتاب از غبار بپرس اثر جان فانته، ترجمه محمدرضا شکاری، انتشارات افق
ناشر : افق

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
«از غبار بپرس» محبوبترین رمان جان فانته، نویسنده ایتالیایی-آمریکایی، است که نخستینبار در سال ۱۹۳۹ منتشر شد و داستان آن در شهر لسآنجلس روایت میشود. این اثر بهطور گسترده بهعنوان یکی از رمانهای کلاسیک ادبیات آمریکا شناخته شده و در بسیاری از برنامههای درسی دانشگاهی برای ادبیات آمریکایی جایگاه ویژهای دارد.
فانته در آثار خود شخصیتی داستانی به نام «آرتورو باندینی» خلق کرده است؛ شخصیتی که سرگذشت او در چهار رمان روایت میشود: «تا بهار صبر کن، باندینی»، «از غبار بپرس» (۱۹۳۹)، «رویاهایی از بانکرهیل» و «جاده لسآنجلس». رمان «جاده لسآنجلس» نخستین اثر فانته بود، اما انتشار آن تا سال ۱۹۸۵، یعنی دو سال پس از مرگ نویسنده، به تأخیر افتاد. از آنجا که فانته پیش از تکمیل مجموعه رمانهای باندینی درگذشت، داستان زندگی این کاراکتر ناتمام باقی ماند.
بخشی از روایت رمان «از غبار بپرس» چنین است:
رفتنش را تماشا کردم. حق با او بود. باندینی، ای احمق، ای سگ، ای راسو، ای ابله! اما نمیتوانستم مانعش شوم. کارت ماشین را نگاه کردم و آدرسش را یافتم؛ جایی نزدیک خیابان بیستوچهارم و آلامدا. باز هم نتوانستم جلوی خواستهام را بگیرم. به هیلاستریت رفتم و سوار تراموای آلامدا شدم. برایم جالب بود؛ انگار جنبهای تازه از شخصیت خود را کشف کرده بودم، جنبهای تاریک و حیوانی، عمقی ناشناخته در وجود باندینی جدید. اما چند تقاطع بعد این حس از بین رفت. نزدیک قطارهای باری پیاده شدم. تا بانکرهیل نزدیک سه کیلومتر فاصله بود، ولی تصمیم گرفتم پیاده برگردم. وقتی رسیدم خانه با خود گفتم رابطهام با کامیلا لوپز برای همیشه تمام شده است. با خود زمزمه کردم: روزی پشیمان میشوی، احمق خانم، زیرا من بالاخره مشهور خواهم شد. پشت ماشین تحریر نشستم و بیشتر شب را به نوشتن پرداختم.
«از غبار بپرس» محبوبترین رمان جان فانته، نویسنده ایتالیایی-آمریکایی، است که نخستینبار در سال ۱۹۳۹ منتشر شد و داستان آن در شهر لسآنجلس روایت میشود. این اثر بهطور گسترده بهعنوان یکی از رمانهای کلاسیک ادبیات آمریکا شناخته شده و در بسیاری از برنامههای درسی دانشگاهی برای ادبیات آمریکایی جایگاه ویژهای دارد.
فانته در آثار خود شخصیتی داستانی به نام «آرتورو باندینی» خلق کرده است؛ شخصیتی که سرگذشت او در چهار رمان روایت میشود: «تا بهار صبر کن، باندینی»، «از غبار بپرس» (۱۹۳۹)، «رویاهایی از بانکرهیل» و «جاده لسآنجلس». رمان «جاده لسآنجلس» نخستین اثر فانته بود، اما انتشار آن تا سال ۱۹۸۵، یعنی دو سال پس از مرگ نویسنده، به تأخیر افتاد. از آنجا که فانته پیش از تکمیل مجموعه رمانهای باندینی درگذشت، داستان زندگی این کاراکتر ناتمام باقی ماند.
بخشی از روایت رمان «از غبار بپرس» چنین است:
رفتنش را تماشا کردم. حق با او بود. باندینی، ای احمق، ای سگ، ای راسو، ای ابله! اما نمیتوانستم مانعش شوم. کارت ماشین را نگاه کردم و آدرسش را یافتم؛ جایی نزدیک خیابان بیستوچهارم و آلامدا. باز هم نتوانستم جلوی خواستهام را بگیرم. به هیلاستریت رفتم و سوار تراموای آلامدا شدم. برایم جالب بود؛ انگار جنبهای تازه از شخصیت خود را کشف کرده بودم، جنبهای تاریک و حیوانی، عمقی ناشناخته در وجود باندینی جدید. اما چند تقاطع بعد این حس از بین رفت. نزدیک قطارهای باری پیاده شدم. تا بانکرهیل نزدیک سه کیلومتر فاصله بود، ولی تصمیم گرفتم پیاده برگردم. وقتی رسیدم خانه با خود گفتم رابطهام با کامیلا لوپز برای همیشه تمام شده است. با خود زمزمه کردم: روزی پشیمان میشوی، احمق خانم، زیرا من بالاخره مشهور خواهم شد. پشت ماشین تحریر نشستم و بیشتر شب را به نوشتن پرداختم.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب از غبار بپرس اثر جان فانته، ترجمه محمدرضا شکاری، انتشارات افق

