کتاب شبهای بیخوابی اثر الیزابت هاردویک، ترجمه فرزانه دوستی، انتشارات بیدگل

کتاب شبهای بیخوابی اثر الیزابت هاردویک، ترجمه فرزانه دوستی، انتشارات بیدگل
ناشر : بیدگل

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
همه از خیانت در شکوهاند؛ علفهای تشنۀ زرد از بارانی که بیرحمانه هر روز بیاعتنا از کنارشان میگذرد، بینصیب میمانند. در همان لحظه، خورشید خندان در آسمان بیخیال، چهرهاش را به سوی پاهای برنزۀ شناگران میگرداند و آب را تنها برای آنان گرم میکند؛ همان شناگران ناسپاسی که قدر این بخشش ساده را نمیدانند.
گاهی به تمام موجودات بیپناهی فکر میکنم که میشناسم؛ موجوداتی که در محاصرۀ همنوعان خود، شب و روز را در تکراری خفهکننده سپری میکنند. پنجرهها از پردههای بسته خستهاند، نور از سایۀ درهمتنیدهاش دلزده است، در از قفل خویش بیزار و تابوت از آن خاک نفرتانگیز و سنگین که بر سینهاش میفشارَد. بااینحال مگر چه میتوانند بکنند؟ علف شانههایش را بیاعتنا بالا میاندازد، پنجرهها رو ترش میکنند، تلالو نور نیشدار و گزنده میشود، در با غرور و تکبّر باد به غبغب میاندازد اما برای گشودهشدن همچنان محتاج دستی است که هلش دهد، و تابوت در خوابی طولانی و سرد فرو میرود؛ خوابی زمستانی و نهچندان خوشایند.
رمان «شبهای بیخوابی» ارمغانی است نو و متفاوت؛ موهبتی که بیش از آنکه شبیه رمانهای سنتی باشد، به قطعهای موسیقی شباهت دارد. این اثر بیپیرنگ با ساختاری کشیده، ضرباهنگی تدریجی و روایتی نرم و پیوسته، مضامین انسانی و زندگی آدمها را بهگونهای دیگر به تصویر میکشد. کتاب را میتوان از هر صفحهای گشود و خواند؛ میتوانید نیمههای شب، در ساعت سه صبح، رمان را ببندید و به خواب بروید و یک هفته بعد دوباره آن را از جایی دیگر در دست بگیرید. بااینهمه، همچنان شیوۀ روایت، توصیفهای سرشار از قدرت و زبانپردازی خیرهکنندهاش شما را مجذوب خود خواهد کرد.
(لارن گراف)
همه از خیانت در شکوهاند؛ علفهای تشنۀ زرد از بارانی که بیرحمانه هر روز بیاعتنا از کنارشان میگذرد، بینصیب میمانند. در همان لحظه، خورشید خندان در آسمان بیخیال، چهرهاش را به سوی پاهای برنزۀ شناگران میگرداند و آب را تنها برای آنان گرم میکند؛ همان شناگران ناسپاسی که قدر این بخشش ساده را نمیدانند.
گاهی به تمام موجودات بیپناهی فکر میکنم که میشناسم؛ موجوداتی که در محاصرۀ همنوعان خود، شب و روز را در تکراری خفهکننده سپری میکنند. پنجرهها از پردههای بسته خستهاند، نور از سایۀ درهمتنیدهاش دلزده است، در از قفل خویش بیزار و تابوت از آن خاک نفرتانگیز و سنگین که بر سینهاش میفشارَد. بااینحال مگر چه میتوانند بکنند؟ علف شانههایش را بیاعتنا بالا میاندازد، پنجرهها رو ترش میکنند، تلالو نور نیشدار و گزنده میشود، در با غرور و تکبّر باد به غبغب میاندازد اما برای گشودهشدن همچنان محتاج دستی است که هلش دهد، و تابوت در خوابی طولانی و سرد فرو میرود؛ خوابی زمستانی و نهچندان خوشایند.
رمان «شبهای بیخوابی» ارمغانی است نو و متفاوت؛ موهبتی که بیش از آنکه شبیه رمانهای سنتی باشد، به قطعهای موسیقی شباهت دارد. این اثر بیپیرنگ با ساختاری کشیده، ضرباهنگی تدریجی و روایتی نرم و پیوسته، مضامین انسانی و زندگی آدمها را بهگونهای دیگر به تصویر میکشد. کتاب را میتوان از هر صفحهای گشود و خواند؛ میتوانید نیمههای شب، در ساعت سه صبح، رمان را ببندید و به خواب بروید و یک هفته بعد دوباره آن را از جایی دیگر در دست بگیرید. بااینهمه، همچنان شیوۀ روایت، توصیفهای سرشار از قدرت و زبانپردازی خیرهکنندهاش شما را مجذوب خود خواهد کرد.
(لارن گراف)
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب شبهای بیخوابی اثر الیزابت هاردویک، ترجمه فرزانه دوستی، انتشارات بیدگل
