کتاب در باب قتل اثر توماس د کوئینسی، ترجمه نصرالله مرادیانی، انتشارات بیدگل

کتاب در باب قتل اثر توماس د کوئینسی، ترجمه نصرالله مرادیانی، انتشارات بیدگل
ناشر : بیدگل

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
شگفتانگیزترین و شوکهکنندهترین صحنههای قتل در تاریخ سینما را بهیاد آورید: صحنهی معروف قتل در حمام فیلم «روانی» ساختهی آلفرد هیچکاک ـ همان صحنهای که سالها بسیاری از زنان را از تنها بودن در حمام هراسان کرد ـ یا صحنهی خیرهکنندهی قتل در فیلم «ام را به نشانهی مرگ بگیر». دقت حیرتانگیز در جزئیات نورپردازی، بازی سایهها، رنگها، ابزار قتل، لباسها و حتی حالات چهرهی شخصیتها، همه دست به دست هم میدهند تا صحنه به تجربهای زیباشناسانه و ماندگار بدل شود؛ صحنهای که تأثیرش برای همیشه در ذهن مخاطب باقی میماند.
این توجه وسواسگونه به طراحی صحنهی قتل تنها در سینما متوقف نمیماند؛ در ادبیات نیز توصیف قتلها همواره جایگاه ویژهای داشته است. شاهکارهایی چون آثار داستایفسکی با نثری دقیق و توصیفی بیهمتا، قتل را از سطح یک اتفاق جنایی به مرتبهای فلسفی و روانشناختی میکشانند و ردپایی ابدی در ذهن خوانندگان بر جای میگذارند.
ریشهی این میل سیریناپذیر انسان به شناخت ابعاد گوناگون قتل را میتوان در تأملات تکاندهندهی توماس دیکوئینسی، جستارنویس و منتقد برجستهی انگلیسی، جستوجو کرد. او در نوشتههای خود، از یکسو وسوسه و اشتیاق قاتل به ارتکاب قتل را بررسی میکند و از سوی دیگر، توجه و نگاه زیباییشناسانهی ناظر و تماشاگر آگاه را برجسته میسازد. دیکوئینسی درهمتنیدگی شاعرانه، احساسی و پرمناقشهی میان قاتل، مقتول و خودِ عمل قتل را واکاوی کرده و نشان میدهد که هنر و ادبیات چگونه میتوانند راهنما و کلید فهم این تجربهی سهمگین باشند.
کتاب «در باب قتل» دعوتی است به کنار ایستادن از جایگاه قاضی و بازپرس، تا بتوان به لایههای پنهان زیباییشناسی در دل این واقعهی هولناک اندیشید؛ واقعهای که در دل دهشت و خشونتش، نوعی آگاهی پیشرونده و ناگزیر نهفته است؛ آگاهیای که فهم آن گریزناپذیر است و نمیتوان از ضرورت درکش روی برتافت.
شگفتانگیزترین و شوکهکنندهترین صحنههای قتل در تاریخ سینما را بهیاد آورید: صحنهی معروف قتل در حمام فیلم «روانی» ساختهی آلفرد هیچکاک ـ همان صحنهای که سالها بسیاری از زنان را از تنها بودن در حمام هراسان کرد ـ یا صحنهی خیرهکنندهی قتل در فیلم «ام را به نشانهی مرگ بگیر». دقت حیرتانگیز در جزئیات نورپردازی، بازی سایهها، رنگها، ابزار قتل، لباسها و حتی حالات چهرهی شخصیتها، همه دست به دست هم میدهند تا صحنه به تجربهای زیباشناسانه و ماندگار بدل شود؛ صحنهای که تأثیرش برای همیشه در ذهن مخاطب باقی میماند.
این توجه وسواسگونه به طراحی صحنهی قتل تنها در سینما متوقف نمیماند؛ در ادبیات نیز توصیف قتلها همواره جایگاه ویژهای داشته است. شاهکارهایی چون آثار داستایفسکی با نثری دقیق و توصیفی بیهمتا، قتل را از سطح یک اتفاق جنایی به مرتبهای فلسفی و روانشناختی میکشانند و ردپایی ابدی در ذهن خوانندگان بر جای میگذارند.
ریشهی این میل سیریناپذیر انسان به شناخت ابعاد گوناگون قتل را میتوان در تأملات تکاندهندهی توماس دیکوئینسی، جستارنویس و منتقد برجستهی انگلیسی، جستوجو کرد. او در نوشتههای خود، از یکسو وسوسه و اشتیاق قاتل به ارتکاب قتل را بررسی میکند و از سوی دیگر، توجه و نگاه زیباییشناسانهی ناظر و تماشاگر آگاه را برجسته میسازد. دیکوئینسی درهمتنیدگی شاعرانه، احساسی و پرمناقشهی میان قاتل، مقتول و خودِ عمل قتل را واکاوی کرده و نشان میدهد که هنر و ادبیات چگونه میتوانند راهنما و کلید فهم این تجربهی سهمگین باشند.
کتاب «در باب قتل» دعوتی است به کنار ایستادن از جایگاه قاضی و بازپرس، تا بتوان به لایههای پنهان زیباییشناسی در دل این واقعهی هولناک اندیشید؛ واقعهای که در دل دهشت و خشونتش، نوعی آگاهی پیشرونده و ناگزیر نهفته است؛ آگاهیای که فهم آن گریزناپذیر است و نمیتوان از ضرورت درکش روی برتافت.
پدیدآورندگان
کتاب در باب قتل اثر توماس د کوئینسی، ترجمه نصرالله مرادیانی، انتشارات بیدگل
