کتاب مجمعالجزایر گولاگ اثر الکساندر سولژنیتسن، ترجمه احسان سنایی اردکانی، انتشارات مرکز

کتاب مجمعالجزایر گولاگ اثر الکساندر سولژنیتسن، ترجمه احسان سنایی اردکانی، انتشارات مرکز
ناشر : مرکز

1 نفر
خرید این کتاب را توصیه کردهاند
1 نظر
وزیریقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
جلد سختنوع جلد
هنگامی که «ماکسیم گورکی» از اردوگاههای سیبری دیدن کرد، همهچیز تا آخرین لحظه همانگونه بود که حکومت میخواست نشان دهد. اما درست در واپسین ساعات سفر، یکی از زندانیان حقیقت تلخ را پیش روی نویسنده بزرگ روس گذاشت. به روایت الکساندر سولژنستین، زمانی که گورکی سوار بر قایق اردوگاه را ترک میکرد، همان زندانی تیرباران شد؛ و در همان دم، تمام آرمانهای انسانی که در ذهن گورکی بهسان پیامبری در خدمت شوروی شکل گرفته بود، فرو ریخت. فروپاشیای که گورکی هرگز ندانست بهای آن با جان آن زندانی پرداخت شد.
گورکی آنقدر پیر بود که نتواند آنچه را دیده و فهمیده بود بازگو کند. همین ناتوانی، نیاز به ظهور الکساندر سولژنستین را ضروری ساخت؛ نویسندهای که روایتهایش از «گولاگ» سهمگینترین شهادتهای تاریخ بر سرحدات رنج انسان زیر یوغ استبداد شد. در سالهای نخست پس از مرگ استالین، نیکیتا خروشچف، سومین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، کوشید با سولژنستین رابطهای دوستانه برقرار کند و حتی اجازه انتشار رمان «یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ» را صادر کرد. اما هیچکس پیشبینی نمیکرد که ماجرای واقعی گولاگ و زندگی گولاگیها بسیار فراتر و دهشتناکتر از داستان ایوان دنیسویچ باشد.
دوازده سال پس از آن، در زمستان ۱۳۵۲ (۱۹۷۴ میلادی)، شوک بزرگ رخ داد: نسخههای زیرزمینی و بدون سانسور «مجمعالجزایر گولاگ» در میان مردم شوروی دست به دست شد. این کتاب حاصل ده سال پژوهش و تلاش خستگیناپذیر سولژنستین، برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۷۰، بود؛ پژوهشی که نهتنها شامل بررسی مستقیم اسناد و اردوگاههای کار اجباری میشد، بلکه با دهها گفتوگو با بازماندگان گولاگ شکل گرفت. در همان حال که مأموران کا.گ.ب در پی یافتن و مجازات کسانی بودند که این کتاب را میخواندند، اثر تکاندهنده سولژنستین منظر مردم شوروی و جهانیان را برای همیشه نسبت به اعماق وحشت دوران استالین دگرگون ساخت.
«مجمعالجزایر گولاگ» بهعنوان تجربهای بیهمتا در تاریخ تحقیق و نگارش ادبی، تنها از عهده نویسندهای برمیآمد که همچون سولژنستین بر آرمانهای اخلاقی و انسانی پای میفشرد و وجدان بیدارش به او اجازه سکوت در برابر رنجهای ملت خود را نمیداد. بازخوانی این کتاب در روزگار کنونی، باید همراه با یادآوری پیام سولژنستین در هنگام دریافت جایزه نوبل باشد؛ پیام روشنی که همچنان برای قرن بیستویک معنا دارد: یادمان نرود، حتی در همین لحظه نیز زندانیانی سیاسی در جایجای جهان، برای دفاع از حقوق پایمالشده خود، دست به اعتصاب غذا میزنند.
هنگامی که «ماکسیم گورکی» از اردوگاههای سیبری دیدن کرد، همهچیز تا آخرین لحظه همانگونه بود که حکومت میخواست نشان دهد. اما درست در واپسین ساعات سفر، یکی از زندانیان حقیقت تلخ را پیش روی نویسنده بزرگ روس گذاشت. به روایت الکساندر سولژنستین، زمانی که گورکی سوار بر قایق اردوگاه را ترک میکرد، همان زندانی تیرباران شد؛ و در همان دم، تمام آرمانهای انسانی که در ذهن گورکی بهسان پیامبری در خدمت شوروی شکل گرفته بود، فرو ریخت. فروپاشیای که گورکی هرگز ندانست بهای آن با جان آن زندانی پرداخت شد.
گورکی آنقدر پیر بود که نتواند آنچه را دیده و فهمیده بود بازگو کند. همین ناتوانی، نیاز به ظهور الکساندر سولژنستین را ضروری ساخت؛ نویسندهای که روایتهایش از «گولاگ» سهمگینترین شهادتهای تاریخ بر سرحدات رنج انسان زیر یوغ استبداد شد. در سالهای نخست پس از مرگ استالین، نیکیتا خروشچف، سومین رهبر اتحاد جماهیر شوروی، کوشید با سولژنستین رابطهای دوستانه برقرار کند و حتی اجازه انتشار رمان «یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ» را صادر کرد. اما هیچکس پیشبینی نمیکرد که ماجرای واقعی گولاگ و زندگی گولاگیها بسیار فراتر و دهشتناکتر از داستان ایوان دنیسویچ باشد.
دوازده سال پس از آن، در زمستان ۱۳۵۲ (۱۹۷۴ میلادی)، شوک بزرگ رخ داد: نسخههای زیرزمینی و بدون سانسور «مجمعالجزایر گولاگ» در میان مردم شوروی دست به دست شد. این کتاب حاصل ده سال پژوهش و تلاش خستگیناپذیر سولژنستین، برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۷۰، بود؛ پژوهشی که نهتنها شامل بررسی مستقیم اسناد و اردوگاههای کار اجباری میشد، بلکه با دهها گفتوگو با بازماندگان گولاگ شکل گرفت. در همان حال که مأموران کا.گ.ب در پی یافتن و مجازات کسانی بودند که این کتاب را میخواندند، اثر تکاندهنده سولژنستین منظر مردم شوروی و جهانیان را برای همیشه نسبت به اعماق وحشت دوران استالین دگرگون ساخت.
«مجمعالجزایر گولاگ» بهعنوان تجربهای بیهمتا در تاریخ تحقیق و نگارش ادبی، تنها از عهده نویسندهای برمیآمد که همچون سولژنستین بر آرمانهای اخلاقی و انسانی پای میفشرد و وجدان بیدارش به او اجازه سکوت در برابر رنجهای ملت خود را نمیداد. بازخوانی این کتاب در روزگار کنونی، باید همراه با یادآوری پیام سولژنستین در هنگام دریافت جایزه نوبل باشد؛ پیام روشنی که همچنان برای قرن بیستویک معنا دارد: یادمان نرود، حتی در همین لحظه نیز زندانیانی سیاسی در جایجای جهان، برای دفاع از حقوق پایمالشده خود، دست به اعتصاب غذا میزنند.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتداستان تاریخیتاریختاریخ جهانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللادبیاتداستان تاریخیتاریختاریخ جهانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللداستان تاریخیتاریخ جهانعلوم سیاسی و روابط بینالملل
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
کتاب مجمعالجزایر گولاگ اثر الکساندر سولژنیتسن، ترجمه احسان سنایی اردکانی، انتشارات مرکز
