کتاب عشق در زمان وبا (جیبی) اثر گابریل گارسیا مارکز، ترجمه بهمن فرزانه، انتشارات ققنوس

کتاب عشق در زمان وبا (جیبی) اثر گابریل گارسیا مارکز، ترجمه بهمن فرزانه، انتشارات ققنوس
ناشر : ققنوس

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
جیبیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
گابریل گارسیا مارکز، نویسنده نامآشنای رمان «صد سال تنهایی»، در شاهکار دیگر خود با نام «عشق در زمان وبا»، روایتی ماندگار از عشقی نافرجام و جاودانه را به تصویر میکشد؛ عشقی پرشور که تمامی رقیبان را کنار میزند و تسلیم زمان نمیشود.
از همان روزی که فرمینا دازا، درخواست پرحرارت فلورنتینو آریزا را نپذیرفت و به جای او با دکتر جوونال اوربینو ازدواج کرد، پنجاهویک سال و نه ماه و چهار روز گذشته است. در تمام این سالها، فلورنتینو آغوش زنان بسیاری را تجربه کرده، اما دل او جز برای فرمینا نتپیده است. او با ایمان و ارادهای استوار، به عشق جاودان خود سوگند خورده و همه زندگیاش را در انتظار فرصتی برای ابراز دوباره این احساس سوزان سپری کرده است.
مرگ دکتر اوربینو، که بر اثر افتادن از درخت انبه هنگام پایین آوردن طوطیاش رخ میدهد، سرنوشت را تغییر میدهد. اکنون فلورنتینو فرصت را برای بیان دوباره عشق پایدار خود مناسب میبیند؛ اما آیا عشقی چنین کهن میتواند پس از این همه سال همچنان زنده و برافروخته باقی مانده باشد؟
ایده محوری مارکز در رمان «عشق در زمان وبا» این است که عشق، همچون یک بیماری، دردناک و تهدیدکننده است؛ عشقی که همانند وبا میتواند حیات انسان را به خطر اندازد. فلورنتینو از رنج عشق به همان شدت رنج میبرد که بیماران از درد بیماری. او حتی در بخشی از داستان، برای نزدیکتر شدن به عطر فرمینا، گلها را میجود و میبلعد، اما این کار تنها موجب بیماری جسمی او میشود. در پایان رمان نیز، اعلان شیوع «طاعونی استعاری» نمادی از همین اندوه و شکنجه عاطفی است که مارکز در سراسر اثرش بازتاب داده است.
گابریل گارسیا مارکز، نویسنده نامآشنای رمان «صد سال تنهایی»، در شاهکار دیگر خود با نام «عشق در زمان وبا»، روایتی ماندگار از عشقی نافرجام و جاودانه را به تصویر میکشد؛ عشقی پرشور که تمامی رقیبان را کنار میزند و تسلیم زمان نمیشود.
از همان روزی که فرمینا دازا، درخواست پرحرارت فلورنتینو آریزا را نپذیرفت و به جای او با دکتر جوونال اوربینو ازدواج کرد، پنجاهویک سال و نه ماه و چهار روز گذشته است. در تمام این سالها، فلورنتینو آغوش زنان بسیاری را تجربه کرده، اما دل او جز برای فرمینا نتپیده است. او با ایمان و ارادهای استوار، به عشق جاودان خود سوگند خورده و همه زندگیاش را در انتظار فرصتی برای ابراز دوباره این احساس سوزان سپری کرده است.
مرگ دکتر اوربینو، که بر اثر افتادن از درخت انبه هنگام پایین آوردن طوطیاش رخ میدهد، سرنوشت را تغییر میدهد. اکنون فلورنتینو فرصت را برای بیان دوباره عشق پایدار خود مناسب میبیند؛ اما آیا عشقی چنین کهن میتواند پس از این همه سال همچنان زنده و برافروخته باقی مانده باشد؟
ایده محوری مارکز در رمان «عشق در زمان وبا» این است که عشق، همچون یک بیماری، دردناک و تهدیدکننده است؛ عشقی که همانند وبا میتواند حیات انسان را به خطر اندازد. فلورنتینو از رنج عشق به همان شدت رنج میبرد که بیماران از درد بیماری. او حتی در بخشی از داستان، برای نزدیکتر شدن به عطر فرمینا، گلها را میجود و میبلعد، اما این کار تنها موجب بیماری جسمی او میشود. در پایان رمان نیز، اعلان شیوع «طاعونی استعاری» نمادی از همین اندوه و شکنجه عاطفی است که مارکز در سراسر اثرش بازتاب داده است.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانادبیاتداستان تاریخیداستان و رمانداستان خارجیرمانداستان تاریخیداستان خارجیرمان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب عشق در زمان وبا (جیبی) اثر گابریل گارسیا مارکز، ترجمه بهمن فرزانه، انتشارات ققنوس

