کتاب من عاشق افسانه نیستم اثر مریم معینی، انتشارات سوره مهر

کتاب من عاشق افسانه نیستم اثر مریم معینی، انتشارات سوره مهر
ناشر : سوره مهر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
978-6000348083شابک
«من عاشق افسانه نیستم» نام رمانی با موضوع دفاع مقدس از مریم معینی است. او در صفحه تقدیم کتاب خود چنین نوشته است: «تقدیم به آنان که با موج انفجار هر گلوله چنان رعشه دویده بر روانشان که با خردترین صدایی دستها را به پهنای گوشها میگیرند و کپ میکنند روی زمین بیخیال انگشتهایی که دراز شده به سویشان و حکم جنون برایشان صادر میکند». در بخشی از این رمان میخوانید: هنوز میدوی. نمیخواهی دستهایت را به نشانۀ تسلیم بالا ببری. خمپارهها پشت سر و جلویت گُروپگُروپ میکوبند. خاکریز با آتش و خون یکی شدهاست و تو نمیخواهی بمیری. هرچند میدانی شانس زنده ماندنت کم است، میدوی که جان سالم از مهلکه به در ببری. لباست خیسِ عرق شده. قلبت دارد میترکد و مرگ، عقاب گرسنهای است که بالای سرت در حال پرواز است. پاهایت بیگانه است با این خاک. ترس را قورت میدهی. به امید جانپناهی اینطرف و آنطرف میدوی. افسانه نمیترسد از اینکه بیاید یک جای ناامن؟ حیاط تاریک است. دنبال کفشهایش میگردد؛ نیست، چادرش هم. نمیتواند بیاید کمکت کند، نه افسانه و نه هیچ زن دیگری. آب تا زیر دندههایت بالا میآید. خود را جمع میکنی گوشۀ شناور و نیها را میکشی روی خودت. همه جا غرق در تاریکی است.
«من عاشق افسانه نیستم» نام رمانی با موضوع دفاع مقدس از مریم معینی است. او در صفحه تقدیم کتاب خود چنین نوشته است: «تقدیم به آنان که با موج انفجار هر گلوله چنان رعشه دویده بر روانشان که با خردترین صدایی دستها را به پهنای گوشها میگیرند و کپ میکنند روی زمین بیخیال انگشتهایی که دراز شده به سویشان و حکم جنون برایشان صادر میکند». در بخشی از این رمان میخوانید: هنوز میدوی. نمیخواهی دستهایت را به نشانۀ تسلیم بالا ببری. خمپارهها پشت سر و جلویت گُروپگُروپ میکوبند. خاکریز با آتش و خون یکی شدهاست و تو نمیخواهی بمیری. هرچند میدانی شانس زنده ماندنت کم است، میدوی که جان سالم از مهلکه به در ببری. لباست خیسِ عرق شده. قلبت دارد میترکد و مرگ، عقاب گرسنهای است که بالای سرت در حال پرواز است. پاهایت بیگانه است با این خاک. ترس را قورت میدهی. به امید جانپناهی اینطرف و آنطرف میدوی. افسانه نمیترسد از اینکه بیاید یک جای ناامن؟ حیاط تاریک است. دنبال کفشهایش میگردد؛ نیست، چادرش هم. نمیتواند بیاید کمکت کند، نه افسانه و نه هیچ زن دیگری. آب تا زیر دندههایت بالا میآید. خود را جمع میکنی گوشۀ شناور و نیها را میکشی روی خودت. همه جا غرق در تاریکی است.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب من عاشق افسانه نیستم اثر مریم معینی، انتشارات سوره مهر