کتاب روزی که دیر نمیشد اثر حسین فتاحی، انتشارات سوره مهر
مجموعه داستان کوتاه

کتاب روزی که دیر نمیشد اثر حسین فتاحی، انتشارات سوره مهر
مجموعه داستان کوتاه
ناشر : سوره مهر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
1396سال انتشار شمسی
978-6000302627شابک
کتاب روزی که دیر نمیشد به کوشش حسین فتاحی، مجموعه داستانی شامل 24 داستان کوتاه است که توسط نویسندگان معاصر به رشته تحریر درآمده.
ادبیات زبان برتر برای سخن گفتن است. انسان از گذشته تاکنون به این نتیجه رسیده که برای انتقال تجربیات، آرمانها، زیباییها و خواستههایش از زبان برتر استفاده کند. چرا که آنچه که با این زبان عرضه میشود به فطرت انسان نزدیکتر و اثرگذاریاش بیشتر است.
این نوشتهها را تعدادی از جوانان هنرمند که در کلاسهای آموزشی قصهنویسی حوزه هنری شرکت کردهاند، با تمرین و تجربه نگاشتهاند. «روزی که دیر نمیشد» مجموعه داستانهای کوتاهی از نویسندگان جوان معاصر، به کوشش حسین فتاحی است. در مقدمه میخوانید: نوشتههای پیش روی شما در این کتاب، سیاهمشقهایی است از جمعی دوستان جوان هنرمند که شیفتۀ رسیدن به این زبان برتر بودند؛ به کلاسهای آموزشی قصهنویسی حوزۀ هنری آمدند، تجربه اندوختند و تجربههایشان را به کار انداختند، نوشتند، اصلاح کردند، دوباره نوشتند و بارها و بارها... بخشی از داستانی با نام «کاسه گدایی» نوشته فرانک موستوفی را میخوانید: دیگه کسی نمونده بود که بهش رو نندازم! از خانداداشم گرفته تا همکلاس زمان عهد بوقم، که به مدرسه میرفتیم و حالام سال به دوازده ماه از همدیگه بیخبر بودیم. آخرین نفری که رفتم رو مغزش، کفاش پیر محلمون بود. با قیافۀ مادرمرده رفتم پیشش. مونده بودم چهجوری سر حرف رو باز کنم که خودش با دیدن رنگ و روی زرد و زارم زودتر به حرف اومد و پرسید: «خدا بد نَده مرد، چیه، چیزی شده؟» فکر کردم اگه صدام رو از حدی که همیشه باهاش حرف میزدم پایینتر بیارم و حرفهام رو بریدهبریده بزنم، شاید دلش واسهم بسوزه و هرچی پسانداز داره بهم بده تا کارم راه بیفته. این بود که مثل پیرمردهای افسرده با بدبختی روی صندلی چوبی کهنۀ کنار میز کوچیک کارش نشستم و گفتم: «ای بابا... دیگه میخواستی چی بشه اوسّا!» با لبخندی که از سر همدردی بود، همونطور که سوزن رو با فشار توی کفش فرو میبرد، پرسید: «ها...؟ یقین باز از دست عیال و بچهها مینالی... آره؟» پوزخند تلخی زدم. در حالی که از بوی واکس و چرمهای مصنوعی و طبیعی مغازه حالم به هم میخورد، نفس سوزناکی کشیدم و گفتم: «نع... نه اوسّا!»
کتاب روزی که دیر نمیشد به کوشش حسین فتاحی، مجموعه داستانی شامل 24 داستان کوتاه است که توسط نویسندگان معاصر به رشته تحریر درآمده.
ادبیات زبان برتر برای سخن گفتن است. انسان از گذشته تاکنون به این نتیجه رسیده که برای انتقال تجربیات، آرمانها، زیباییها و خواستههایش از زبان برتر استفاده کند. چرا که آنچه که با این زبان عرضه میشود به فطرت انسان نزدیکتر و اثرگذاریاش بیشتر است.
این نوشتهها را تعدادی از جوانان هنرمند که در کلاسهای آموزشی قصهنویسی حوزه هنری شرکت کردهاند، با تمرین و تجربه نگاشتهاند. «روزی که دیر نمیشد» مجموعه داستانهای کوتاهی از نویسندگان جوان معاصر، به کوشش حسین فتاحی است. در مقدمه میخوانید: نوشتههای پیش روی شما در این کتاب، سیاهمشقهایی است از جمعی دوستان جوان هنرمند که شیفتۀ رسیدن به این زبان برتر بودند؛ به کلاسهای آموزشی قصهنویسی حوزۀ هنری آمدند، تجربه اندوختند و تجربههایشان را به کار انداختند، نوشتند، اصلاح کردند، دوباره نوشتند و بارها و بارها... بخشی از داستانی با نام «کاسه گدایی» نوشته فرانک موستوفی را میخوانید: دیگه کسی نمونده بود که بهش رو نندازم! از خانداداشم گرفته تا همکلاس زمان عهد بوقم، که به مدرسه میرفتیم و حالام سال به دوازده ماه از همدیگه بیخبر بودیم. آخرین نفری که رفتم رو مغزش، کفاش پیر محلمون بود. با قیافۀ مادرمرده رفتم پیشش. مونده بودم چهجوری سر حرف رو باز کنم که خودش با دیدن رنگ و روی زرد و زارم زودتر به حرف اومد و پرسید: «خدا بد نَده مرد، چیه، چیزی شده؟» فکر کردم اگه صدام رو از حدی که همیشه باهاش حرف میزدم پایینتر بیارم و حرفهام رو بریدهبریده بزنم، شاید دلش واسهم بسوزه و هرچی پسانداز داره بهم بده تا کارم راه بیفته. این بود که مثل پیرمردهای افسرده با بدبختی روی صندلی چوبی کهنۀ کنار میز کوچیک کارش نشستم و گفتم: «ای بابا... دیگه میخواستی چی بشه اوسّا!» با لبخندی که از سر همدردی بود، همونطور که سوزن رو با فشار توی کفش فرو میبرد، پرسید: «ها...؟ یقین باز از دست عیال و بچهها مینالی... آره؟» پوزخند تلخی زدم. در حالی که از بوی واکس و چرمهای مصنوعی و طبیعی مغازه حالم به هم میخورد، نفس سوزناکی کشیدم و گفتم: «نع... نه اوسّا!»
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب روزی که دیر نمیشد اثر حسین فتاحی، انتشارات سوره مهر
مجموعه داستان کوتاه
