کتاب من که دا نیستم اثر مهرداد رایانی مخصوص، انتشارات سوره مهر

کتاب من که دا نیستم اثر مهرداد رایانی مخصوص، انتشارات سوره مهر
ناشر : سوره مهر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
271تعداد صفحه
978-6001759185شابک
«منکه دا نیستم» نمایشنامهای با موضوع دفاع مقدس و نوشته مهرداد رایانی مخصوص است. ماجرا درباره یک سینمای متروکه است که بر سر تبدیل شدنش به موزه جنگ یا تخریب آن برای ساخت اتوبان بین مالک و مسؤلان اختلاف نظر وجود دارد که باعث درگیریهایی میشود. مهندس: من میخوام دو دقیقه کُلاهتون رو قاضی کنین. بیرودروایسی، مردم الان یه موزهٔ جنگ و توپ و تفنگ لازم دارن، یا یه اتوبان تا بتونه شلوغی شهر رو روون کنه؟... واقعاً شما آسایش مردم رو نمیخواین؟! زینب: مثل اینکه دارم بدهکار هم میشم! مهندس: عرض کردم کُلاهتون رو قاضی کنین... ببینین این مردم چی میخوان. تا کِی باید تو این گذشتهها موند؟ شما که سنّی ازتون نگذشته. ماشاءالله هزاراللهاکبر، بزنم به تخته، بایست حالا حالاها زندگی کنین. حالا اینجا نه، یه خونهٔ ویلایی تو بهترین منطقه... بد میگم؟ زینب: من به همینی که دارم، راضیام. مهندس: خوشم میآد از این تواضعتون خواهرم... من میگم برم تو کار یه ویلایِ سهخوابه، دوسوم هزینههاش هم با شرکت ما. مهمون ما باشین. شاید بتونیم در آینده همکارای خوبی بشیم. زینب: این حرفتون رو فراموش میکنم؛ اما اگه یه بار دیگه تکرارش کنین... مهندس: فکرتون راه بَد نره خواهرم. قرض میدم خدمتتون. قصدم خیره. گفتم کارِتون راه بیفته. به هر حال، شماها به گردن ماها حق دارین.
«منکه دا نیستم» نمایشنامهای با موضوع دفاع مقدس و نوشته مهرداد رایانی مخصوص است. ماجرا درباره یک سینمای متروکه است که بر سر تبدیل شدنش به موزه جنگ یا تخریب آن برای ساخت اتوبان بین مالک و مسؤلان اختلاف نظر وجود دارد که باعث درگیریهایی میشود. مهندس: من میخوام دو دقیقه کُلاهتون رو قاضی کنین. بیرودروایسی، مردم الان یه موزهٔ جنگ و توپ و تفنگ لازم دارن، یا یه اتوبان تا بتونه شلوغی شهر رو روون کنه؟... واقعاً شما آسایش مردم رو نمیخواین؟! زینب: مثل اینکه دارم بدهکار هم میشم! مهندس: عرض کردم کُلاهتون رو قاضی کنین... ببینین این مردم چی میخوان. تا کِی باید تو این گذشتهها موند؟ شما که سنّی ازتون نگذشته. ماشاءالله هزاراللهاکبر، بزنم به تخته، بایست حالا حالاها زندگی کنین. حالا اینجا نه، یه خونهٔ ویلایی تو بهترین منطقه... بد میگم؟ زینب: من به همینی که دارم، راضیام. مهندس: خوشم میآد از این تواضعتون خواهرم... من میگم برم تو کار یه ویلایِ سهخوابه، دوسوم هزینههاش هم با شرکت ما. مهمون ما باشین. شاید بتونیم در آینده همکارای خوبی بشیم. زینب: این حرفتون رو فراموش میکنم؛ اما اگه یه بار دیگه تکرارش کنین... مهندس: فکرتون راه بَد نره خواهرم. قرض میدم خدمتتون. قصدم خیره. گفتم کارِتون راه بیفته. به هر حال، شماها به گردن ماها حق دارین.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب من که دا نیستم اثر مهرداد رایانی مخصوص، انتشارات سوره مهر