کتاب رخت زندگی بر تن من اثر نگار کلامی، انتشارات سوره مهر

کتاب رخت زندگی بر تن من اثر نگار کلامی، انتشارات سوره مهر
ناشر : سوره مهر

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
-9786000305550شابک
«رخت زندگی بر تن من» رمانی از نویسنده معاصر ایرانی، نگار کلامی است. طلایه پرستار است و با میثاق که کارمند بانک است ازدواج کرده، آنها یک دختر به اسم بهار دارند که هفت ساله است. طلایه مدتی است به فکر داشتن بچه دوم افتاده است اما میثاق نمیخواهد دوباره بچهدار شوند. روزی طلایه از میثاق خواهش میکند بعد از مدتها با هم بیرون بروند تا او بتواند درباره بچهدار شدنشان صحبت کند اما از حرفزدنهای میثاق متوجه میشود که دنیای آنها روز به روز دارد از هم فاصله میگیرد. «چیزی در میثاق برایم غریبه بود. چیزی در او تغییر کرده بود. آفتاب بیرمق پاییز گاهی از لابلای شاخسار چنارها و ساختمانهای سمت چپ خیابان میگذشت و نیمهٔ چپ صورت میثاق را روشن می کرد. به نیمرخ تاریک صورتش خیره شدم. سکوتش سنگین شده بود. گفتم: «آواز بهتری بلدی در این غروب عاشقانهٔ پاییزی برایم بخوانی؟» لبخند محوی روی لبهایش نشست. هر دو دستش روی فرمان بود. به صندلی تکیه داد و آرنجهایش را صاف کر. پژو سر بالایی را رد کرده بود. در امتداد سراشیبی ملایم خیابان چنارهای دو طرف خیابان از بالا بهم رسیده بودند. در وسط، چنارهای میدان تجریش در افق انتهای خیابان دیده میشد.» نگار کلامی در این داستان دغدغههای زنی از طبقه متوسط نسبتا مرفه را به تصویر کشیده که خوشبختی را در تمام چیزهای ساده مثل داشتن فرزندان بیشتر، دور هم بودن خانواده و اهمیت دادن به کانون خانواده میبیند اما آرزوهای او در جامعه مدرن امروزی، اولویتهای شریک زندگیاش نیستند و این موضوع چالشها و نگرانیهایی را در زندگی زن پیش میآورد.
«رخت زندگی بر تن من» رمانی از نویسنده معاصر ایرانی، نگار کلامی است. طلایه پرستار است و با میثاق که کارمند بانک است ازدواج کرده، آنها یک دختر به اسم بهار دارند که هفت ساله است. طلایه مدتی است به فکر داشتن بچه دوم افتاده است اما میثاق نمیخواهد دوباره بچهدار شوند. روزی طلایه از میثاق خواهش میکند بعد از مدتها با هم بیرون بروند تا او بتواند درباره بچهدار شدنشان صحبت کند اما از حرفزدنهای میثاق متوجه میشود که دنیای آنها روز به روز دارد از هم فاصله میگیرد. «چیزی در میثاق برایم غریبه بود. چیزی در او تغییر کرده بود. آفتاب بیرمق پاییز گاهی از لابلای شاخسار چنارها و ساختمانهای سمت چپ خیابان میگذشت و نیمهٔ چپ صورت میثاق را روشن می کرد. به نیمرخ تاریک صورتش خیره شدم. سکوتش سنگین شده بود. گفتم: «آواز بهتری بلدی در این غروب عاشقانهٔ پاییزی برایم بخوانی؟» لبخند محوی روی لبهایش نشست. هر دو دستش روی فرمان بود. به صندلی تکیه داد و آرنجهایش را صاف کر. پژو سر بالایی را رد کرده بود. در امتداد سراشیبی ملایم خیابان چنارهای دو طرف خیابان از بالا بهم رسیده بودند. در وسط، چنارهای میدان تجریش در افق انتهای خیابان دیده میشد.» نگار کلامی در این داستان دغدغههای زنی از طبقه متوسط نسبتا مرفه را به تصویر کشیده که خوشبختی را در تمام چیزهای ساده مثل داشتن فرزندان بیشتر، دور هم بودن خانواده و اهمیت دادن به کانون خانواده میبیند اما آرزوهای او در جامعه مدرن امروزی، اولویتهای شریک زندگیاش نیستند و این موضوع چالشها و نگرانیهایی را در زندگی زن پیش میآورد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب رخت زندگی بر تن من اثر نگار کلامی، انتشارات سوره مهر