در دل شب پاییزی، هنگامی که درخت ژینکو آخرین برگهایش را به زمین میسپارد، داستانی به قدمت پنجاه سال آغاز میشود؛ داستانی که نه فقط روایت جنگ است، بلکه حماسهای است از زندگی، عشق، و امید. «هفتهزاری و سیصد و یک روز بعد»، نوشته راضیه بهرامی راد، کتابی است که به شما این فرصت را میدهد تا سفری به عمق انسانیت و تجربههایی که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکنند، داشته باشید.
در این کتاب با سلما، زنی قوی و پرتلاش که زندگیاش را در جستجوی فرزند گمشدهاش سپری کرده، آشنا میشوید. سلما که پایش به زنجیر امید بسته شده، در بستر رود کارون و بر روی لنجی به نام «یاقوت»، خاطرات و آرزوهایش را با موجها در میآمیزد. این کتاب شما را به دنیایی میبرد که در آن شخصیتها نه فقط با گذشته خود دستوپنجه نرم میکنند، بلکه با واقعیتهای تلخوشیرین حال نیز روبرو هستند.