این شعرهای آیینی، که آثاری از دوستان شاعرم و دیگر چکامهسرایان گرانمایه است، همه «جانپارۀ دنیای مناند» و در سالهای اخیر اکثرشان را در روضهها از بر خواندم. همه چامههای تر و تازۀ فاطمیاند و بیشترشان به زعم این بندۀ مذنب از شیوایی و گیرایی قابل تأمّلی بهرهمندند و به قول زندهیاد استاد اوستا آدمی را مستفیض و مستِ فیض مینمایند. اکثر قریب به اتّفاقشان در مجموعۀ خود شاعران یا جایی دیگر منتشر شدهاند و راستش را بخواهید دلم نمیآمد بعضیهایش را اینجا بیاورم. اما چون قضیه به کوثر الهی، آن گل سرسبدِ آفرینش، حضرت فاطمۀ زهرا(س)، ارتباط داشت نتوانستم.
فراهم آمدن این وجیزۀ ناچیز در فرصتی کوتاه از جانب این کمترین بنده بیشتر با تأکیدهای پیگیرانۀ عزیزان حوزۀ هنری، بهویژه بزرگوار ارجمند غلامحسین نظری ـ که در حال حاضر مسئولیت واحد زنجان را عهده دارند ـ اتفاق افتاده است و سپاسمند ایشانم؛ والّا من از این دست کارها بسیار دارم که همت نکردهام به هیات کتابشان دربیاورم، حتّی آثار خودم را، چه آیینیها، چه عاشقانهها، و چه اجتماعیات! البته در این همّت نکردنها سختگیرانهتر شدن ممیزی هم دخیل بوده است ...