کتاب مغز جنسیتزده اثر جینا ریپون، ترجمه رضا اسکندری آذر، انتشارات خوب
علم نوین اعصاب علیه باورهای غلط درباره ی مغز زنان

کتاب مغز جنسیتزده اثر جینا ریپون، ترجمه رضا اسکندری آذر، انتشارات خوب
علم نوین اعصاب علیه باورهای غلط درباره ی مغز زنان
ناشر : خوب

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
باور رایج درباره متفاوت بودن مغز زنان و مردان و تصور اینکه زیستشناسی زنان ذاتاً حساس و شکننده است، ریشه در اندیشههای قرن هجدهم دارد. در قرن نوزدهم، با ایجاد امکان اندازهگیری حجم مغز، پژوهشگران اعلام کردند که مغز زنان کوچکتر از مغز مردان است. همین ادعا موجب شد بسیاری از متفکران، نقش زن را تنها در مقام مکمل مرد تعریف کنند؛ به این معنا که زنان اگرچه قادر به ورود به علم و سیاست نیستند، اما در عرصههای عاطفی میتوانند در کنار مردان ایفای نقش کنند.
جینا ریپون در کتاب خود توضیح میدهد که باور به تفاوت مغزی زنان و مردان چگونه شکل گرفت و چرا هنوز هم در قرن بیست و یکم ادامه دارد. او بر این باور است که علوم عصبشناسی میتوانند به این تصورات پایان دهند. با این حال، در قرن بیستم، با وجود پیشرفت فناوریهای نوین و اثبات علمی عدم وجود تفاوت جدی میان مغز زنان و مردان، رسانهها و حتی برخی جریانهای علمی همچنان بر این اختلافات پافشاری میکردند؛ گویی «میخ آهنین در سنگ فرو نمیرود».
کتاب ریپون تنها به حوزه عصبشناسی محدود نمیشود، بلکه مباحث روانشناختی را نیز در بر میگیرد. او حتی به این پرسش میپردازد که چرا دختران به اسباببازیهای دخترانه و پسران به اسباببازیهای پسرانه گرایش دارند. همین رویکرد چندوجهی باعث شده منتقد روزنامه گاردین، کتاب «مغز جنسیتزده» را اثری دقیق، چندلایه و علمی بداند؛ اثری که با تکیه بر دادههای پژوهشی، باورهای نادرست درباره مغز زنان را به چالش میکشد و در پی زدودن آنهاست.
باور رایج درباره متفاوت بودن مغز زنان و مردان و تصور اینکه زیستشناسی زنان ذاتاً حساس و شکننده است، ریشه در اندیشههای قرن هجدهم دارد. در قرن نوزدهم، با ایجاد امکان اندازهگیری حجم مغز، پژوهشگران اعلام کردند که مغز زنان کوچکتر از مغز مردان است. همین ادعا موجب شد بسیاری از متفکران، نقش زن را تنها در مقام مکمل مرد تعریف کنند؛ به این معنا که زنان اگرچه قادر به ورود به علم و سیاست نیستند، اما در عرصههای عاطفی میتوانند در کنار مردان ایفای نقش کنند.
جینا ریپون در کتاب خود توضیح میدهد که باور به تفاوت مغزی زنان و مردان چگونه شکل گرفت و چرا هنوز هم در قرن بیست و یکم ادامه دارد. او بر این باور است که علوم عصبشناسی میتوانند به این تصورات پایان دهند. با این حال، در قرن بیستم، با وجود پیشرفت فناوریهای نوین و اثبات علمی عدم وجود تفاوت جدی میان مغز زنان و مردان، رسانهها و حتی برخی جریانهای علمی همچنان بر این اختلافات پافشاری میکردند؛ گویی «میخ آهنین در سنگ فرو نمیرود».
کتاب ریپون تنها به حوزه عصبشناسی محدود نمیشود، بلکه مباحث روانشناختی را نیز در بر میگیرد. او حتی به این پرسش میپردازد که چرا دختران به اسباببازیهای دخترانه و پسران به اسباببازیهای پسرانه گرایش دارند. همین رویکرد چندوجهی باعث شده منتقد روزنامه گاردین، کتاب «مغز جنسیتزده» را اثری دقیق، چندلایه و علمی بداند؛ اثری که با تکیه بر دادههای پژوهشی، باورهای نادرست درباره مغز زنان را به چالش میکشد و در پی زدودن آنهاست.
دستههای مرتبط
کتابروانشناسی و موفقیتموفقیت و خودیاریعلوم انسانیجامعهشناسیعلوم پایه و مهندسیزیستشناسیروانشناسی و موفقیتموفقیت و خودیاریعلوم انسانیجامعهشناسیعلوم پایه و مهندسیزیستشناسیموفقیت و خودیاریجامعهشناسیزیستشناسی
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب مغز جنسیتزده اثر جینا ریپون، ترجمه رضا اسکندری آذر، انتشارات خوب
علم نوین اعصاب علیه باورهای غلط درباره ی مغز زنان

