کتاب ادبیات داستانی اثر جمال میرصادقی، انتشارات علمی
و پیوسته هایش

کتاب ادبیات داستانی اثر جمال میرصادقی، انتشارات علمی
و پیوسته هایش
ناشر : علمی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
228تعداد صفحه
جان جیپور، نویسنده نامدار و داستانکوتاهنویس برجسته آمریکایی، میگوید: «در داستان کوتاه، رویداد برگزیده در زمان و مکانی مشخص شکل میگیرد و نویسنده باید درست در همان نقطه وارد میدان شود.» برخلاف رمان که به نویسنده آزادی حرکت در فراز و فرودهای روایت را میدهد، در داستان کوتاه مجال گستردگی چندانی وجود ندارد. قهرمان باید در لحظهای بحرانی از زندگیاش گیر بیفتد؛ لحظهای سرنوشتساز که سرانجام، همه چیز را برای او دگرگون میکند. پس از پایان ماجرا، دیگر زندگی قهرمان همان زندگی پیشین نخواهد بود و این دگرگونی، هسته اصلی شگفتی در داستان کوتاه است.
داستان کوتاه را میتوان به دوربینی تشبیه کرد که همچون یک شکارچی تیزبین، تنها بر لحظهای واحد متمرکز میشود؛ همانگونه که دوربین تلویزیونی در یک مسابقه فوتبال ناگهان روی چهره برافروخته و پرتنش یک بازیکن توقف میکند. در مقابل، رمان همانند دوربینی است که پیوسته در سراسر میدان بازی حرکت میکند، همه صحنهها و بازیکنان را نشان میدهد و به خواننده فرصت میدهد تا چشماندازی گستردهتر داشته باشد.
به باور من، تفاوت اصلی رمان و داستان کوتاه در همین زاویه دید و نوع تمرکز نهفته است. هرکدام از این دو گونه ادبی کارکرد ویژه خود را دارند و جایگاهشان در ادبیات انکارناپذیر است. با این همه، من به عنوان یک نویسنده داستان کوتاه، شیفته همان لحظه شکار و مکاشفهام؛ لحظهای که در آن حقیقت ناگهان آشکار میشود و سرنوشت قهرمان دگرگون میگردد.
جان جیپور، نویسنده نامدار و داستانکوتاهنویس برجسته آمریکایی، میگوید: «در داستان کوتاه، رویداد برگزیده در زمان و مکانی مشخص شکل میگیرد و نویسنده باید درست در همان نقطه وارد میدان شود.» برخلاف رمان که به نویسنده آزادی حرکت در فراز و فرودهای روایت را میدهد، در داستان کوتاه مجال گستردگی چندانی وجود ندارد. قهرمان باید در لحظهای بحرانی از زندگیاش گیر بیفتد؛ لحظهای سرنوشتساز که سرانجام، همه چیز را برای او دگرگون میکند. پس از پایان ماجرا، دیگر زندگی قهرمان همان زندگی پیشین نخواهد بود و این دگرگونی، هسته اصلی شگفتی در داستان کوتاه است.
داستان کوتاه را میتوان به دوربینی تشبیه کرد که همچون یک شکارچی تیزبین، تنها بر لحظهای واحد متمرکز میشود؛ همانگونه که دوربین تلویزیونی در یک مسابقه فوتبال ناگهان روی چهره برافروخته و پرتنش یک بازیکن توقف میکند. در مقابل، رمان همانند دوربینی است که پیوسته در سراسر میدان بازی حرکت میکند، همه صحنهها و بازیکنان را نشان میدهد و به خواننده فرصت میدهد تا چشماندازی گستردهتر داشته باشد.
به باور من، تفاوت اصلی رمان و داستان کوتاه در همین زاویه دید و نوع تمرکز نهفته است. هرکدام از این دو گونه ادبی کارکرد ویژه خود را دارند و جایگاهشان در ادبیات انکارناپذیر است. با این همه، من به عنوان یک نویسنده داستان کوتاه، شیفته همان لحظه شکار و مکاشفهام؛ لحظهای که در آن حقیقت ناگهان آشکار میشود و سرنوشت قهرمان دگرگون میگردد.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتپژوهش ادبیداستان و رمانداستان ایرانیداستان کوتاهرمانادبیاتپژوهش ادبیداستان و رمانداستان ایرانیداستان کوتاهرمانپژوهش ادبیداستان ایرانیداستان کوتاهرمان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
برچسبهای مرتبط
کتاب ادبیات داستانی اثر جمال میرصادقی، انتشارات علمی
و پیوسته هایش
