کتاب درسگرفتن از آلمانیها اثر سوزان نیمن، ترجمه محمدمصطفی بیات، انتشارات برج
خاطره شر و مسئله نژاد

کتاب درسگرفتن از آلمانیها اثر سوزان نیمن، ترجمه محمدمصطفی بیات، انتشارات برج
خاطره شر و مسئله نژاد
ناشر : برج

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
جلد سختنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
درست است که نئونازیها هر روز با یارگیریهای تازه، متوهمانِ باورمند به «خون اصیل ژرمن» را به جامعهی آلمان میافزایند، اما با همهی اینها نمیتوان تلاش مداوم و تجربهی منحصربهفرد آلمانیها را در گذار از ذهن و روح نازیسم، طی دهههای پس از جنگ جهانی دوم، در شمار بزرگترین دستاوردهای انسان مدرن قرار نداد. این جامعه از همان لحظهی سقوط رایش سوم، آیینهای روشن از درگیریهای عمیق و چندلایهی مردمی شد که از یک سو سهم بزرگی در برافروختن آتش جنگ جهانی دوم بر دوش خود میکشیدند و از سوی دیگر در احساسی سنگین از بیگناهی و بیتقصیری غرق بودند.
پایبندی آلمانی به عِرق ملی، در هنگامهی سلطهی نازیسم آنچنان پررنگ بود که به تعبیر کارل یاسپرس، «وجدانی نیک در میان اعمالی شرورانه» را به نمایش گذاشت. بااینحال یاسپرس یادآور میشود که تعهد به سرزمین پدری، بسیار والاتر و ژرفتر از اطاعت کورکورانه از حاکمیت زمانه است؛ چرا که «سرزمین پدری دیگر سرزمین پدری نخواهد بود، هنگامیکه روح آن ویران شده باشد.» همین لایههای متناقض و نیز مواجههی همیشگی با برچسب «نازی بودن»، آلمانیها را نه بهعنوان نمونهای صرف برای عبور از فاشیسم، بلکه بهمنزلهی موضوعی زنده برای دیدن، لمس کردن و اندیشیدن پیش روی ما میگذارد.
آلمان، کشوری که روزگاری در اتحادی خالصشده جنگید، شکست خورد، به دو پاره تقسیم شد و سپس پس از فروپاشی دیوار برلین متحد گشت، تجربهای دقیق از «درک وحشت» و سپس «وحشتِ پس از فروپاشی وحشت» را به جهان نشان داد. سوزان نیمن با تکیه بر همین ضرورتِ درسیابی از آلمانیها، روایت زندگی خود بهعنوان زنی سفیدپوست و یهودی زادهی جنوب ایالات متحده را در بستر نژاد و خاطرهی شر بازخوانی میکند.
او در آغاز کتاب، با نقل مثلی قدیمی از یکی از بستگان «امت تیل» ـ نوجوان سیاهپوست اهل شیکاگو که در تاریخ ۲۸ اوت ۱۹۵۵ هنگام دیدار از آشنایانش در ایالت میسیسیپی به شکلی فجیع لینچ شد ـ اینگونه فضای جنوب آمریکا را توصیف میکند: «اگر کاتولیک باشم و در جنوب زندگی کنم، دچار دلشوره میشوم. اگر یهودی باشم، داراییهایم را جمع میکنم. و اگر سیاهپوست باشم، میروم.» این مثل بهروشنی نشان میدهد که آمریکایی بودن همواره در هالهای از تبعیض کاستی و نژادی فرو رفته است.
کتاب «درس گرفتن از آلمانیها؛ خاطرهی شر و مسئلهی نژاد» تجربههای نیمن را از زیستن در جنوب تفکیکنژادیشدهی ایالات متحده، با تأملات او دربارهی آلمانِ نازی و پس از آن درهم میآمیزد. این کتاب در رفتوآمدی سنجیده، تاریخ بردهداری و تبعاتش در آمریکا را ـ از دوران پیش و پس از جنگ داخلی و الغای بردهداری ـ در گفتوگویی انتقادی با آلمان پس از رایش سوم و آلمانِ دوران جنگ سرد قرار میدهد؛ و البته همواره با توجه به همهی استفادهها و سوءاستفادههای بالقوهی ناشی از مقایسههای تاریخی.
درست است که نئونازیها هر روز با یارگیریهای تازه، متوهمانِ باورمند به «خون اصیل ژرمن» را به جامعهی آلمان میافزایند، اما با همهی اینها نمیتوان تلاش مداوم و تجربهی منحصربهفرد آلمانیها را در گذار از ذهن و روح نازیسم، طی دهههای پس از جنگ جهانی دوم، در شمار بزرگترین دستاوردهای انسان مدرن قرار نداد. این جامعه از همان لحظهی سقوط رایش سوم، آیینهای روشن از درگیریهای عمیق و چندلایهی مردمی شد که از یک سو سهم بزرگی در برافروختن آتش جنگ جهانی دوم بر دوش خود میکشیدند و از سوی دیگر در احساسی سنگین از بیگناهی و بیتقصیری غرق بودند.
پایبندی آلمانی به عِرق ملی، در هنگامهی سلطهی نازیسم آنچنان پررنگ بود که به تعبیر کارل یاسپرس، «وجدانی نیک در میان اعمالی شرورانه» را به نمایش گذاشت. بااینحال یاسپرس یادآور میشود که تعهد به سرزمین پدری، بسیار والاتر و ژرفتر از اطاعت کورکورانه از حاکمیت زمانه است؛ چرا که «سرزمین پدری دیگر سرزمین پدری نخواهد بود، هنگامیکه روح آن ویران شده باشد.» همین لایههای متناقض و نیز مواجههی همیشگی با برچسب «نازی بودن»، آلمانیها را نه بهعنوان نمونهای صرف برای عبور از فاشیسم، بلکه بهمنزلهی موضوعی زنده برای دیدن، لمس کردن و اندیشیدن پیش روی ما میگذارد.
آلمان، کشوری که روزگاری در اتحادی خالصشده جنگید، شکست خورد، به دو پاره تقسیم شد و سپس پس از فروپاشی دیوار برلین متحد گشت، تجربهای دقیق از «درک وحشت» و سپس «وحشتِ پس از فروپاشی وحشت» را به جهان نشان داد. سوزان نیمن با تکیه بر همین ضرورتِ درسیابی از آلمانیها، روایت زندگی خود بهعنوان زنی سفیدپوست و یهودی زادهی جنوب ایالات متحده را در بستر نژاد و خاطرهی شر بازخوانی میکند.
او در آغاز کتاب، با نقل مثلی قدیمی از یکی از بستگان «امت تیل» ـ نوجوان سیاهپوست اهل شیکاگو که در تاریخ ۲۸ اوت ۱۹۵۵ هنگام دیدار از آشنایانش در ایالت میسیسیپی به شکلی فجیع لینچ شد ـ اینگونه فضای جنوب آمریکا را توصیف میکند: «اگر کاتولیک باشم و در جنوب زندگی کنم، دچار دلشوره میشوم. اگر یهودی باشم، داراییهایم را جمع میکنم. و اگر سیاهپوست باشم، میروم.» این مثل بهروشنی نشان میدهد که آمریکایی بودن همواره در هالهای از تبعیض کاستی و نژادی فرو رفته است.
کتاب «درس گرفتن از آلمانیها؛ خاطرهی شر و مسئلهی نژاد» تجربههای نیمن را از زیستن در جنوب تفکیکنژادیشدهی ایالات متحده، با تأملات او دربارهی آلمانِ نازی و پس از آن درهم میآمیزد. این کتاب در رفتوآمدی سنجیده، تاریخ بردهداری و تبعاتش در آمریکا را ـ از دوران پیش و پس از جنگ داخلی و الغای بردهداری ـ در گفتوگویی انتقادی با آلمان پس از رایش سوم و آلمانِ دوران جنگ سرد قرار میدهد؛ و البته همواره با توجه به همهی استفادهها و سوءاستفادههای بالقوهی ناشی از مقایسههای تاریخی.
دستههای مرتبط
کتابتاریختاریخ جهانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللتاریختاریخ جهانعلوم انسانیعلوم سیاسی و روابط بینالمللتاریخ جهانعلوم سیاسی و روابط بینالملل
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب درسگرفتن از آلمانیها اثر سوزان نیمن، ترجمه محمدمصطفی بیات، انتشارات برج
خاطره شر و مسئله نژاد
