کتاب بحران نفت در ایران اثر یرواند آبراهامیان، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی، انتشارات نشر نی
از ناسیونالیسم تا کودتا

کتاب بحران نفت در ایران اثر یرواند آبراهامیان، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی، انتشارات نشر نی
از ناسیونالیسم تا کودتا
ناشر : نشر نی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
روزی سخنان یکی از پیروان فیلسوف سیاست را شنیدم؛ کسی که با وجود تأکید مکرر بر «کودتا نبودن وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲» و در حالی که خود را «ایرانشهری» مینامید، «ملی شدن نفت» را اشتباه میدانست! اما با انتشار ویراست تازهای از اسناد سازمان سیا درباره ایران، روشن میشود چگونه میتوان هم کودتای ۱۳۳۲ را انکار کرد و هم با ملی شدن نفت مخالفت ورزید. کافی است از حضور «جورج مکگی»، یکی از مالکان شرکت نفتی تگزاس اویل و معاون وزارت خارجه کابینه ترومن در ایران آگاه شویم تا دریابیم چرا ملی شدن نفت چنان اهمیتی داشت و چه پیوندی مستقیم با کودتای ۲۸ مرداد پیدا میکرد. او آشکارا گفته بود: «دولت من شدیداً با ملی شدن نفت مخالف است، زیرا این اقدام امتیازات نفتی آمریکا، بریتانیا و دیگر شرکتها را در جهان به خطر میاندازد.»
کتاب «بحران نفت در ایران: از ناسیونالیسم تا کودتا»، پژوهش تازه «یرواند آبراهامیان»، با استناد به همین اسناد محرمانه نشان میدهد ایالات متحده از همان نخستین روزهای ملی شدن نفت، مداخلهای جدی و سازمانیافته در ایران آغاز کرد. زمانی که «هندرسون به سیا اطمینان داد برنامهای منسجم برای واداشتن مصدق به کنارهگیری در مجلس در جریان است» تا آنگاه که کودتا با کمک دلارهای آمریکایی و دخالتهای غیرمستقیم نظامی شکل گرفت و مسیر آینده ایران را به شکلی جبرانناپذیر ویران کرد، تصویری هولناک از سیاست ایالات متحده ترسیم میشود؛ سیاستی که فرصت تاریخی مردم ایران را از میان برد.
همین فرصتها را میتوان در نامه «هنری گرادی» به وزارت خارجه کشورش دید؛ جایی که او هشدار میدهد: «مصدق از پشتیبانی ۹۵ تا ۹۸ درصد ملت برخوردار است و تلاش برای برکناری او کار احمقانهای است.» بحران نفت در ایران نهتنها به ریشههای عمیق مداخله آمریکا میپردازد، بلکه مستندترین روایت از شدت مخالفت واشنگتن با ملی شدن نفت و در نتیجه با دولت دکتر محمد مصدق را ارائه میدهد.
بر اساس گزارشهای سیا، در شرایطی که «برای نخستین بار دولتی با پشتوانه مردمی در ایران به قدرت رسیده بود» و «هیچکس قادر نبود ایرانیان را از ملی کردن نفت باز دارد»، شاه نیز به تدریج خطر نیروی خیابان را بیش از تهدید بریتانیا احساس میکرد. آیا در چنین شرایطی میتوان در ابعاد و اعماق مداخله ایالات متحده و نقش مستقیم آن در هدایت کودتا تردید کرد؟ آمریکا همان نیرویی بود که سرانجام نسخهای تحقیرآمیز از ملی شدن نفت را بر ایران تحمیل کرد؛ نسخهای که تنها در صورتی پذیرفته میشد که «مدیریت عملیات آینده در صنعت نفت از اختیار ایرانیان خارج باشد.»
با وجود این، آبراهامیان خود یادآور میشود: «ناگفتهها و مجهولات، در بسیاری موارد مهمتر از آن چیزی است که تاکنون نوشته شده.» همین جمله بیانگر اهمیت کتاب اوست؛ اثری که بازخوانی حقیقت کودتای ۱۳۳۲ و نقش آمریکا در نابودی دستاورد ملی شدن نفت را برای تاریخ معاصر ایران ضروری میسازد.
روزی سخنان یکی از پیروان فیلسوف سیاست را شنیدم؛ کسی که با وجود تأکید مکرر بر «کودتا نبودن وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲» و در حالی که خود را «ایرانشهری» مینامید، «ملی شدن نفت» را اشتباه میدانست! اما با انتشار ویراست تازهای از اسناد سازمان سیا درباره ایران، روشن میشود چگونه میتوان هم کودتای ۱۳۳۲ را انکار کرد و هم با ملی شدن نفت مخالفت ورزید. کافی است از حضور «جورج مکگی»، یکی از مالکان شرکت نفتی تگزاس اویل و معاون وزارت خارجه کابینه ترومن در ایران آگاه شویم تا دریابیم چرا ملی شدن نفت چنان اهمیتی داشت و چه پیوندی مستقیم با کودتای ۲۸ مرداد پیدا میکرد. او آشکارا گفته بود: «دولت من شدیداً با ملی شدن نفت مخالف است، زیرا این اقدام امتیازات نفتی آمریکا، بریتانیا و دیگر شرکتها را در جهان به خطر میاندازد.»
کتاب «بحران نفت در ایران: از ناسیونالیسم تا کودتا»، پژوهش تازه «یرواند آبراهامیان»، با استناد به همین اسناد محرمانه نشان میدهد ایالات متحده از همان نخستین روزهای ملی شدن نفت، مداخلهای جدی و سازمانیافته در ایران آغاز کرد. زمانی که «هندرسون به سیا اطمینان داد برنامهای منسجم برای واداشتن مصدق به کنارهگیری در مجلس در جریان است» تا آنگاه که کودتا با کمک دلارهای آمریکایی و دخالتهای غیرمستقیم نظامی شکل گرفت و مسیر آینده ایران را به شکلی جبرانناپذیر ویران کرد، تصویری هولناک از سیاست ایالات متحده ترسیم میشود؛ سیاستی که فرصت تاریخی مردم ایران را از میان برد.
همین فرصتها را میتوان در نامه «هنری گرادی» به وزارت خارجه کشورش دید؛ جایی که او هشدار میدهد: «مصدق از پشتیبانی ۹۵ تا ۹۸ درصد ملت برخوردار است و تلاش برای برکناری او کار احمقانهای است.» بحران نفت در ایران نهتنها به ریشههای عمیق مداخله آمریکا میپردازد، بلکه مستندترین روایت از شدت مخالفت واشنگتن با ملی شدن نفت و در نتیجه با دولت دکتر محمد مصدق را ارائه میدهد.
بر اساس گزارشهای سیا، در شرایطی که «برای نخستین بار دولتی با پشتوانه مردمی در ایران به قدرت رسیده بود» و «هیچکس قادر نبود ایرانیان را از ملی کردن نفت باز دارد»، شاه نیز به تدریج خطر نیروی خیابان را بیش از تهدید بریتانیا احساس میکرد. آیا در چنین شرایطی میتوان در ابعاد و اعماق مداخله ایالات متحده و نقش مستقیم آن در هدایت کودتا تردید کرد؟ آمریکا همان نیرویی بود که سرانجام نسخهای تحقیرآمیز از ملی شدن نفت را بر ایران تحمیل کرد؛ نسخهای که تنها در صورتی پذیرفته میشد که «مدیریت عملیات آینده در صنعت نفت از اختیار ایرانیان خارج باشد.»
با وجود این، آبراهامیان خود یادآور میشود: «ناگفتهها و مجهولات، در بسیاری موارد مهمتر از آن چیزی است که تاکنون نوشته شده.» همین جمله بیانگر اهمیت کتاب اوست؛ اثری که بازخوانی حقیقت کودتای ۱۳۳۲ و نقش آمریکا در نابودی دستاورد ملی شدن نفت را برای تاریخ معاصر ایران ضروری میسازد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
لیستهایی که این محصول در آنها است
پدیدآورندگان
کتاب بحران نفت در ایران اثر یرواند آبراهامیان، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی، انتشارات نشر نی
از ناسیونالیسم تا کودتا
