کتاب خوب و بد کمالگرایی اثر فردریک فانژه، ترجمه محیا احمدی پور، انتشارات شمعدونی
چگونه جنبههای مثبت کمالگرایی را حفظ کنیم

کتاب خوب و بد کمالگرایی اثر فردریک فانژه، ترجمه محیا احمدی پور، انتشارات شمعدونی
چگونه جنبههای مثبت کمالگرایی را حفظ کنیم
ناشر : شمعدونی

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
1403سال انتشار شمسی
با مطالعهی ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق درمییابیم که بیشتر آنها سطح توقع بالایی دارند و گرایش به کمالگرایی در وجودشان مشهود است. شاید نتوان این خصوصیات را همچون نبوغ بهعنوان یک «موهبت» تلقی کرد، اما بیتردید این ویژگیها در فرآیند خلق آثار بدیع و مبتکرانه نقشی مهم ایفا کردهاند.
مارسل پروست در آخرین جلد از شاهکار خود «در جستوجوی زمان از دسترفته» با عنوان «زمان بازیافته» مینویسد: «کتابم را بنا کردهام؛ نمیتوانم با جرأت بگویم کلیسایی بزرگ است، اما به شکل پیراهنی درآمده است.» همانطور که مشاهده میکنیم، پروست با وجود احتیاط در توصیف اثرش، موفق میشود با همین بیان تصویری از یک کلیسا را در ذهن خوانندگانش زنده کند.
شیوهی نگارش او نیز گویای همین کمالگرایی است؛ پروست گاهی بخشهایی از رمان را بر روی تکههای کاغذ بههم چسبیده و به صورت نواری بلند مینوشت و سپس بارها آن را اصلاح و بازنویسی میکرد. این شیوه، یادآور تقلیدی از تزئینات پیچیدهی کلیساست؛ تلاشی برای ارائهی اثری والا و بینقص.
از خلال جملاتی که پروست به خدمتکار وفادارش، سلست آلباره، بیان میکرد نیز میتوان به روحیهی دقیق و وسواسگونهی او پی برد. او گفته است: «من میخواهم اثرم در ادبیات همچون کلیسای جامع باشد. اما چرا این کار هرگز پایانی ندارد؟ زیرا حتی اگر آن را ساخته باشید، باز هم ناگزیر باید پیوسته چیزی به آن بیفزایید؛ از آینهکاری سرستونها گرفته تا ورودیای که در دو سوی آن با پیکرههای کوچک تزئین شده است.»
این سخنان نشان میدهد که برای پروست، نوشتن تنها خلق یک متن نبود، بلکه همچون معماری یک بنای عظیم به صبر، دقت و پیگیری مداوم نیاز داشت؛ و همین کمالگرایی بود که آثار او را ماندگار و تاثیرگذار کرد.
با مطالعهی ویژگیهای شخصیتی افراد خلاق درمییابیم که بیشتر آنها سطح توقع بالایی دارند و گرایش به کمالگرایی در وجودشان مشهود است. شاید نتوان این خصوصیات را همچون نبوغ بهعنوان یک «موهبت» تلقی کرد، اما بیتردید این ویژگیها در فرآیند خلق آثار بدیع و مبتکرانه نقشی مهم ایفا کردهاند.
مارسل پروست در آخرین جلد از شاهکار خود «در جستوجوی زمان از دسترفته» با عنوان «زمان بازیافته» مینویسد: «کتابم را بنا کردهام؛ نمیتوانم با جرأت بگویم کلیسایی بزرگ است، اما به شکل پیراهنی درآمده است.» همانطور که مشاهده میکنیم، پروست با وجود احتیاط در توصیف اثرش، موفق میشود با همین بیان تصویری از یک کلیسا را در ذهن خوانندگانش زنده کند.
شیوهی نگارش او نیز گویای همین کمالگرایی است؛ پروست گاهی بخشهایی از رمان را بر روی تکههای کاغذ بههم چسبیده و به صورت نواری بلند مینوشت و سپس بارها آن را اصلاح و بازنویسی میکرد. این شیوه، یادآور تقلیدی از تزئینات پیچیدهی کلیساست؛ تلاشی برای ارائهی اثری والا و بینقص.
از خلال جملاتی که پروست به خدمتکار وفادارش، سلست آلباره، بیان میکرد نیز میتوان به روحیهی دقیق و وسواسگونهی او پی برد. او گفته است: «من میخواهم اثرم در ادبیات همچون کلیسای جامع باشد. اما چرا این کار هرگز پایانی ندارد؟ زیرا حتی اگر آن را ساخته باشید، باز هم ناگزیر باید پیوسته چیزی به آن بیفزایید؛ از آینهکاری سرستونها گرفته تا ورودیای که در دو سوی آن با پیکرههای کوچک تزئین شده است.»
این سخنان نشان میدهد که برای پروست، نوشتن تنها خلق یک متن نبود، بلکه همچون معماری یک بنای عظیم به صبر، دقت و پیگیری مداوم نیاز داشت؛ و همین کمالگرایی بود که آثار او را ماندگار و تاثیرگذار کرد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب خوب و بد کمالگرایی اثر فردریک فانژه، ترجمه محیا احمدی پور، انتشارات شمعدونی
چگونه جنبههای مثبت کمالگرایی را حفظ کنیم
