کتاب بادام اثر وون پیونگ سون، ترجمه غزل یزدان پناه، انتشارات پرتقال
چابا موچی

کتاب بادام اثر وون پیونگ سون، ترجمه غزل یزدان پناه، انتشارات پرتقال
چابا موچی
ناشر : پرتقال

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
زرکوبنوع جلد
1404سال انتشار شمسی
این داستان روایت ملاقات یک هیولا با هیولای دیگری است؛ یکی از این هیولاها خودِ من هستم. یونجه با بیماری مغزی نادری به نام آلکسیتایمیا متولد شد؛ اختلالی که ابراز احساساتی چون ترس یا خشم را برایش سخت و پیچیده میکند. او هیچ دوستی ندارد، زیرا دو نورون بادامشکلی که در عمق مغزش قرار دارند، این امکان را از او گرفتهاند. با این حال، مادر و مادربزرگ فداکارش تلاش میکنند تا زندگیای امن و سرشار از رضایت برایش فراهم کنند.
خانه کوچک آنها در طبقه بالای کتابفروشی دستدوم مادرش قرار دارد؛ جایی که دیوارهایش با یادداشتهای رنگارنگ پر شده است. این یادداشتها به یونجه یادآوری میکنند چه زمانی لبخند بزند، چه موقع بگوید «متشکرم» و در کدام لحظات باید بخندد.
اما شب کریسمس که همزمان با شانزدهمین سالگرد تولد یونجه است، نقطه عطف داستان میشود. یک حادثه تکاندهنده و برآمده از خشونتی تصادفی، دنیای آرام او را در هم میشکند و او را تنها و بیپناه به جا میگذارد. یونجه برای کنار آمدن با این فقدان، در سکوت و انزوا عقب مینشیند؛ تا زمانی که گون، نوجوانی مشکلدار، وارد مدرسه آنها میشود و میان این دو دوستی غیرمنتظره شکل میگیرد.
به تدریج، یونجه دریچه زندگیاش را به روی دیگران باز میکند؛ از جمله دختری در مدرسه که حضوری تازه در مسیر اوست. این تغییر آرام اما عمیق، تحولی درونی را در وجودش آغاز میکند. سرانجام، هنگامی که گون با خطری جدی در زندگیاش روبهرو میشود، یونجه در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار میگیرد: ماندن در منطقه امنی که برای خود ساخته یا قدم گذاشتن به دنیایی ناشناخته تا شاید به قهرمانی تبدیل شود که هیچوقت تصورش را نمیکرد.
این داستان روایت ملاقات یک هیولا با هیولای دیگری است؛ یکی از این هیولاها خودِ من هستم. یونجه با بیماری مغزی نادری به نام آلکسیتایمیا متولد شد؛ اختلالی که ابراز احساساتی چون ترس یا خشم را برایش سخت و پیچیده میکند. او هیچ دوستی ندارد، زیرا دو نورون بادامشکلی که در عمق مغزش قرار دارند، این امکان را از او گرفتهاند. با این حال، مادر و مادربزرگ فداکارش تلاش میکنند تا زندگیای امن و سرشار از رضایت برایش فراهم کنند.
خانه کوچک آنها در طبقه بالای کتابفروشی دستدوم مادرش قرار دارد؛ جایی که دیوارهایش با یادداشتهای رنگارنگ پر شده است. این یادداشتها به یونجه یادآوری میکنند چه زمانی لبخند بزند، چه موقع بگوید «متشکرم» و در کدام لحظات باید بخندد.
اما شب کریسمس که همزمان با شانزدهمین سالگرد تولد یونجه است، نقطه عطف داستان میشود. یک حادثه تکاندهنده و برآمده از خشونتی تصادفی، دنیای آرام او را در هم میشکند و او را تنها و بیپناه به جا میگذارد. یونجه برای کنار آمدن با این فقدان، در سکوت و انزوا عقب مینشیند؛ تا زمانی که گون، نوجوانی مشکلدار، وارد مدرسه آنها میشود و میان این دو دوستی غیرمنتظره شکل میگیرد.
به تدریج، یونجه دریچه زندگیاش را به روی دیگران باز میکند؛ از جمله دختری در مدرسه که حضوری تازه در مسیر اوست. این تغییر آرام اما عمیق، تحولی درونی را در وجودش آغاز میکند. سرانجام، هنگامی که گون با خطری جدی در زندگیاش روبهرو میشود، یونجه در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار میگیرد: ماندن در منطقه امنی که برای خود ساخته یا قدم گذاشتن به دنیایی ناشناخته تا شاید به قهرمانی تبدیل شود که هیچوقت تصورش را نمیکرد.
دستههای مرتبط
کتابداستان و رمانداستان خارجیرمانروانشناسی و موفقیتروانشناسی کودک و نوجوانکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانداستان و رمانداستان خارجیرمانروانشناسی و موفقیتروانشناسی کودک و نوجوانکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانداستان خارجیرمانروانشناسی کودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب بادام اثر وون پیونگ سون، ترجمه غزل یزدان پناه، انتشارات پرتقال
چابا موچی
