کتاب آنتیگون اثر برتولت برشت، ترجمه محمدرضا خاکی، انتشارات رایبد
اتاق شخصیت

کتاب آنتیگون اثر برتولت برشت، ترجمه محمدرضا خاکی، انتشارات رایبد
اتاق شخصیت
ناشر : رایبد

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۲سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
داستان این نمایشنامه در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم و در برلینِ آوریل سال ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۹۴۵ میلادی) آغاز میشود. در آن روزها، حلقآویزکردن فراریان، نوجوانان وحشتزده از جنگ و سربازانی که از میدان نبرد گریخته بودند، بر تیرهای برق خیابانهای برلین امری شایع و هولناک به شمار میرفت. حتی اگر کسی جرئت میکرد به پیکر بیجان خویشاوند خود نزدیک شود، بیدرنگ و در همان لحظه هدف گلوله قرار میگرفت.
«آنتیگون» برشت، که با الهام از ترجمهٔ هولدرلین بر اساس تراژدی «آنتیگونه» سوفوکل شکل گرفته، نمونهای برجسته از هنر اقتباس اوست؛ وفادار به سبک اثر اصلی و در عین حال متفاوت و تازه در طراحی. برشت در جایی مینویسد: «معمولاً اقتباس کاری بیارزش یا تحقیرآمیز تلقی میشود؛ اما باید این نگاه را کنار بگذاریم. اقتباس نهتنها نازل یا شرمآور نیست، بلکه هنری است دقیق و آگاهانه. باید از اقتباس، هنری مستقل و خلاق ساخت؛ هنری که نه رنگِ تکرار و روزمرگی داشته باشد و نه بهسان کاری دشوار و دستنیافتنی جلوه کند.»
در نمایشنامهٔ «آنتیگون» برشت، قهرمان داستان علیه کرئون به پا میخیزد؛ اما برخلاف آنتیگونهٔ یونانی، او خدایان را فرامیخواند بلکه روی سخنش با انسانهاست. این آنتیگون علیه نظمِ غیرانسانی شهر تب شورش میکند و آن را محکوم میسازد. کرئونِ برشت نیز تنها یک حاکم لامذهب نیست، بلکه مستبدی تمامیتخواه است که فاقد هرگونه خوی انسانی است و چهرهٔ نظم بیرحم حاکم را بازمینماید.
او در واقع خدمتگزار حرص و آز نسلهای پیشین است؛ کسانی که برای حفظ و افزایش ثروت و قدرت خود، حتی به بهای قربانیکردن فرزندانشان، از جنگ فروگذار نمیکنند. اینان وقتی از سر حماقت و جاهطلبی در جنگ شکست میخورند، برای شانه خالیکردن از مسئولیت، دستان خود را به سوی آسمان بلند کرده و با زاری و فریبکارانه، شکست را تقدیر محتوم و ارادهٔ خدایان معرفی میکنند.
این بازآفرینیِ برشت، همزمان با تصویر تاریک برلین سالهای پایانی جنگ و بحران انسانیت، معنایی تازه از شورش، مسئولیت و مقاومت را در برابر قدرت تمامیتخواه به نمایش میگذارد.
داستان این نمایشنامه در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم و در برلینِ آوریل سال ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۹۴۵ میلادی) آغاز میشود. در آن روزها، حلقآویزکردن فراریان، نوجوانان وحشتزده از جنگ و سربازانی که از میدان نبرد گریخته بودند، بر تیرهای برق خیابانهای برلین امری شایع و هولناک به شمار میرفت. حتی اگر کسی جرئت میکرد به پیکر بیجان خویشاوند خود نزدیک شود، بیدرنگ و در همان لحظه هدف گلوله قرار میگرفت.
«آنتیگون» برشت، که با الهام از ترجمهٔ هولدرلین بر اساس تراژدی «آنتیگونه» سوفوکل شکل گرفته، نمونهای برجسته از هنر اقتباس اوست؛ وفادار به سبک اثر اصلی و در عین حال متفاوت و تازه در طراحی. برشت در جایی مینویسد: «معمولاً اقتباس کاری بیارزش یا تحقیرآمیز تلقی میشود؛ اما باید این نگاه را کنار بگذاریم. اقتباس نهتنها نازل یا شرمآور نیست، بلکه هنری است دقیق و آگاهانه. باید از اقتباس، هنری مستقل و خلاق ساخت؛ هنری که نه رنگِ تکرار و روزمرگی داشته باشد و نه بهسان کاری دشوار و دستنیافتنی جلوه کند.»
در نمایشنامهٔ «آنتیگون» برشت، قهرمان داستان علیه کرئون به پا میخیزد؛ اما برخلاف آنتیگونهٔ یونانی، او خدایان را فرامیخواند بلکه روی سخنش با انسانهاست. این آنتیگون علیه نظمِ غیرانسانی شهر تب شورش میکند و آن را محکوم میسازد. کرئونِ برشت نیز تنها یک حاکم لامذهب نیست، بلکه مستبدی تمامیتخواه است که فاقد هرگونه خوی انسانی است و چهرهٔ نظم بیرحم حاکم را بازمینماید.
او در واقع خدمتگزار حرص و آز نسلهای پیشین است؛ کسانی که برای حفظ و افزایش ثروت و قدرت خود، حتی به بهای قربانیکردن فرزندانشان، از جنگ فروگذار نمیکنند. اینان وقتی از سر حماقت و جاهطلبی در جنگ شکست میخورند، برای شانه خالیکردن از مسئولیت، دستان خود را به سوی آسمان بلند کرده و با زاری و فریبکارانه، شکست را تقدیر محتوم و ارادهٔ خدایان معرفی میکنند.
این بازآفرینیِ برشت، همزمان با تصویر تاریک برلین سالهای پایانی جنگ و بحران انسانیت، معنایی تازه از شورش، مسئولیت و مقاومت را در برابر قدرت تمامیتخواه به نمایش میگذارد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب آنتیگون اثر برتولت برشت، ترجمه محمدرضا خاکی، انتشارات رایبد
اتاق شخصیت

