کتاب ملکه برفها و چند قصه دیگر اثر هانس کریستین آندرسن، ترجمه احمد کسایی پور، انتشارات هرمس

کتاب ملکه برفها و چند قصه دیگر اثر هانس کریستین آندرسن، ترجمه احمد کسایی پور، انتشارات هرمس
ناشر : هرمس

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
۱۴۰۱سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
«ملکه برفی» از ماندگارترین و شاعرانهترین افسانههای هانس کریستین اندرسن است؛ داستانی کلاسیک که نخستین بار در سال ۱۸۴۴ منتشر شد و همچنان یکی از برجستهترین نمونههای تخیل ادبی در ادبیات جهان به شمار میرود. این افسانه، جادوی یخ و سرمای بیپایان را با گرمای عاطفی و انسانی درهم میآمیزد و تصویری ژرف از توانایی عشق و معصومیت برای مقابله با سردی و بیرحمی جهان ارائه میدهد.
برخلاف بسیاری از افسانههای کوتاه اندرسن، «ملکه برفی» در قالب هفت بخش مجزا روایت میشود؛ بخشهایی که هریک قطعهای از پازلی فلسفی و عاطفیاند و سفری را شکل میدهند که درونمایه آن عشق، وفاداری و پایبندی به معصومیت است. در مرکز این روایت، دو کودک به نامهای گردا و کی قرار دارند. دوستی صمیمی آنها زمانی در معرض آزمونی دشوار قرار میگیرد که کی اسیر افسون «ملکه برفی»، حاکمی مرموز و قدرتمند که قصری یخزده در مرزهای ناشناخته جهان دارد، میشود.
سرنوشت کی در لحظهای دگرگون میگردد که تکهای از آینهای جادویی، ساخته دست ترولی فتنهگر، در چشم و قلبش نفوذ میکند و نگاه او را سرد، عقلانی و تهی از احساس میسازد. تحت این طلسم، او به دنبال ملکه رهسپار قلمرو یخ و سکوت میشود. در برابر این فاجعه، گردا با عشقی خالص و ایمانی بیتردید، سفری پرخطر و پرماجرا را آغاز میکند تا دوستش را نجات دهد.
در مسیر این سفر، گردا با شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشود که هر یک نقشی سرنوشتساز در رشد درونی او دارند. او به دیدار جادوگری در باغ گل میرود، با گروهی از دزدان سرنوشتساز مواجه میشود، از یاری کلاغی سخنگو بهره میگیرد، به همراه گوزنی شمالی راه میپیماید و در نهایت نزد زنی دانا از فنلاند میرسد. هر ملاقات، مرحلهای تازه از آزمونی درونی و بیرونی است که شجاعت و روح ایثارگرانه گردا را آشکارتر میسازد.
پیروزی نهایی این دختر کوچک نه از راه زور و جادو، بلکه از نیرویی ناب و انسانی حاصل میشود. اشکهای عشق گردا یخ قلب کی را ذوب میکنند، طلسم را میشکنند و او را دوباره به خویشتن بازمیگردانند. همین مضمون است که «ملکه برفی» را به داستانی جاودانه بدل کرده؛ کاوشی شاعرانه درباره قدرت نجاتبخش عشق و ایثار.
اندرسن در این افسانه، دوگانههایی قدرتمند را در برابر هم قرار میدهد: معصومیت در برابر بدبینی، گرما در برابر سرما، و حقیقت عاطفی در برابر عقلانیت خشک. ملکه برفی خود نمادی از سردی عقل محض است؛ عقلانی فاقد همدلی که اگر بر انسان مسلط شود، زیبایی، شگفتی و توان همدردی را از او میگیرد. کی در آغاز اسیر همین سرمازدگی روح است، اما با ایمان و مهر گردا دوباره به زندگی بازمیگردد.
«ملکه برفی» تنها یک افسانه کودکانه نیست؛ این داستان نمادی از رشد درونی، بلوغ روانی و مقاومت در برابر دشواریهای زندگی است. سفری که گردا آغاز میکند، بیش از آنکه حرکت در جهان بیرون باشد، اودیسهای اخلاقی و روحانی است؛ ماجرای دختری کوچک که با صداقت و عشق، در برابر رمزآلودگیها و تهدیدهای جهان بزرگسالی ایستادگی میکند.
اثر اندرسن در عین حال الهامبخش اقتباسهای فراوانی بوده است؛ از هنر باله و سینما گرفته تا ادبیات تخیلی مدرن. با این همه، در بطن خود داستانی لطیف و انسانی باقی میماند؛ ماجرای دختری که تنها با نیروی عشق و بیگناهی، عزیزترین دوستش را بازمییابد.
«ملکه برفی» با مضمونی سرشار از شاعرانهگی، همچنان مخاطبان در هر سنوسالی را مجذوب میسازد. این افسانه کلاسیک نهتنها سرشار از نمادپردازی و تخیل است، بلکه همچون پنجرهای یخزده به جهان اندیشه و قصهگویی اندرسن میدرخشد؛ یادآور این حقیقت که عشق، خلوص و امید همیشه توان غلبه بر سردی و تاریکی را دارند.
«ملکه برفی» از ماندگارترین و شاعرانهترین افسانههای هانس کریستین اندرسن است؛ داستانی کلاسیک که نخستین بار در سال ۱۸۴۴ منتشر شد و همچنان یکی از برجستهترین نمونههای تخیل ادبی در ادبیات جهان به شمار میرود. این افسانه، جادوی یخ و سرمای بیپایان را با گرمای عاطفی و انسانی درهم میآمیزد و تصویری ژرف از توانایی عشق و معصومیت برای مقابله با سردی و بیرحمی جهان ارائه میدهد.
برخلاف بسیاری از افسانههای کوتاه اندرسن، «ملکه برفی» در قالب هفت بخش مجزا روایت میشود؛ بخشهایی که هریک قطعهای از پازلی فلسفی و عاطفیاند و سفری را شکل میدهند که درونمایه آن عشق، وفاداری و پایبندی به معصومیت است. در مرکز این روایت، دو کودک به نامهای گردا و کی قرار دارند. دوستی صمیمی آنها زمانی در معرض آزمونی دشوار قرار میگیرد که کی اسیر افسون «ملکه برفی»، حاکمی مرموز و قدرتمند که قصری یخزده در مرزهای ناشناخته جهان دارد، میشود.
سرنوشت کی در لحظهای دگرگون میگردد که تکهای از آینهای جادویی، ساخته دست ترولی فتنهگر، در چشم و قلبش نفوذ میکند و نگاه او را سرد، عقلانی و تهی از احساس میسازد. تحت این طلسم، او به دنبال ملکه رهسپار قلمرو یخ و سکوت میشود. در برابر این فاجعه، گردا با عشقی خالص و ایمانی بیتردید، سفری پرخطر و پرماجرا را آغاز میکند تا دوستش را نجات دهد.
در مسیر این سفر، گردا با شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشود که هر یک نقشی سرنوشتساز در رشد درونی او دارند. او به دیدار جادوگری در باغ گل میرود، با گروهی از دزدان سرنوشتساز مواجه میشود، از یاری کلاغی سخنگو بهره میگیرد، به همراه گوزنی شمالی راه میپیماید و در نهایت نزد زنی دانا از فنلاند میرسد. هر ملاقات، مرحلهای تازه از آزمونی درونی و بیرونی است که شجاعت و روح ایثارگرانه گردا را آشکارتر میسازد.
پیروزی نهایی این دختر کوچک نه از راه زور و جادو، بلکه از نیرویی ناب و انسانی حاصل میشود. اشکهای عشق گردا یخ قلب کی را ذوب میکنند، طلسم را میشکنند و او را دوباره به خویشتن بازمیگردانند. همین مضمون است که «ملکه برفی» را به داستانی جاودانه بدل کرده؛ کاوشی شاعرانه درباره قدرت نجاتبخش عشق و ایثار.
اندرسن در این افسانه، دوگانههایی قدرتمند را در برابر هم قرار میدهد: معصومیت در برابر بدبینی، گرما در برابر سرما، و حقیقت عاطفی در برابر عقلانیت خشک. ملکه برفی خود نمادی از سردی عقل محض است؛ عقلانی فاقد همدلی که اگر بر انسان مسلط شود، زیبایی، شگفتی و توان همدردی را از او میگیرد. کی در آغاز اسیر همین سرمازدگی روح است، اما با ایمان و مهر گردا دوباره به زندگی بازمیگردد.
«ملکه برفی» تنها یک افسانه کودکانه نیست؛ این داستان نمادی از رشد درونی، بلوغ روانی و مقاومت در برابر دشواریهای زندگی است. سفری که گردا آغاز میکند، بیش از آنکه حرکت در جهان بیرون باشد، اودیسهای اخلاقی و روحانی است؛ ماجرای دختری کوچک که با صداقت و عشق، در برابر رمزآلودگیها و تهدیدهای جهان بزرگسالی ایستادگی میکند.
اثر اندرسن در عین حال الهامبخش اقتباسهای فراوانی بوده است؛ از هنر باله و سینما گرفته تا ادبیات تخیلی مدرن. با این همه، در بطن خود داستانی لطیف و انسانی باقی میماند؛ ماجرای دختری که تنها با نیروی عشق و بیگناهی، عزیزترین دوستش را بازمییابد.
«ملکه برفی» با مضمونی سرشار از شاعرانهگی، همچنان مخاطبان در هر سنوسالی را مجذوب میسازد. این افسانه کلاسیک نهتنها سرشار از نمادپردازی و تخیل است، بلکه همچون پنجرهای یخزده به جهان اندیشه و قصهگویی اندرسن میدرخشد؛ یادآور این حقیقت که عشق، خلوص و امید همیشه توان غلبه بر سردی و تاریکی را دارند.
دستههای مرتبط
کتابادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانادبیاتفانتزیکودک و نوجوانداستان کودک و نوجوانانفانتزیداستان کودک و نوجوانان
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب ملکه برفها و چند قصه دیگر اثر هانس کریستین آندرسن، ترجمه احمد کسایی پور، انتشارات هرمس

