کتاب یادش بهخیر نیکولا کوچولو اثر رنه گوسینی و سامپه، ترجمه امیرحسین مهدی زاده، انتشارات هرمس

کتاب یادش بهخیر نیکولا کوچولو اثر رنه گوسینی و سامپه، ترجمه امیرحسین مهدی زاده، انتشارات هرمس
ناشر : هرمس

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
پالتوییقطع
1400سال انتشار شمسی
شومیزنوع جلد
در کتاب «یادش بخیر نیکولا کوچولو»، نیکولا همراه با دوست صمیمیاش، آلسست، تصمیم میگیرند چون پدر نیکولا قصد استراحت دارد، بازی خود را به حیاط خانه ببرند. نیکولا بازی «ریش قرمز دریایی» را پیشنهاد میدهد. در این بازی، درخت وسط حیاط به کشتی تبدیل میشود و توپ فوتبال در نقش توپ جنگی قرار میگیرد. نیکولا خودش را بهعنوان ریش قرمز انتخاب میکند و با خیالپردازی، ماجراجویی را آغاز میکند.
اما آلسست معترض میشود و میگوید او هم میخواهد ریش قرمز باشد. این اختلاف باعث میشود هر دو با صدای بلند اعلام کنند که ریش قرمز هستند. آنها پرچمها را بالا میبرند و بادبانهای خیالی کشتی را میکشند. در همین هنگام، پدر نیکولا که آرامش خود را از دست داده، به حیاط میآید و به بازی پر سر و صدای آنها اعتراض میکند.
نیکولا و آلسست دعوای جدیای به راه میاندازند و در نهایت، آلسست توپ خود را برمیدارد و با عصبانیت میگوید: «من دیگر کاری به کشتی خراب تو ندارم.» سپس از حیاط خارج میشود. روز بعد، وقتی نیکولا به خانه آلسست میرود، آن دو درباره رفتار بزرگترها صحبت میکنند و به این نتیجه میرسند که بسیاری از کارهای والدین برایشان قابل درک نیست.
کتاب «یادش بخیر نیکولا کوچولو» مجموعهای جذاب از پانزده داستان کوتاه است که هر کدام ماجراها و شیطنتهای نیکولا و دوستانش را روایت میکند و دنیای کودکان را با زبانی شیرین و طنزآلود به تصویر میکشد.
در کتاب «یادش بخیر نیکولا کوچولو»، نیکولا همراه با دوست صمیمیاش، آلسست، تصمیم میگیرند چون پدر نیکولا قصد استراحت دارد، بازی خود را به حیاط خانه ببرند. نیکولا بازی «ریش قرمز دریایی» را پیشنهاد میدهد. در این بازی، درخت وسط حیاط به کشتی تبدیل میشود و توپ فوتبال در نقش توپ جنگی قرار میگیرد. نیکولا خودش را بهعنوان ریش قرمز انتخاب میکند و با خیالپردازی، ماجراجویی را آغاز میکند.
اما آلسست معترض میشود و میگوید او هم میخواهد ریش قرمز باشد. این اختلاف باعث میشود هر دو با صدای بلند اعلام کنند که ریش قرمز هستند. آنها پرچمها را بالا میبرند و بادبانهای خیالی کشتی را میکشند. در همین هنگام، پدر نیکولا که آرامش خود را از دست داده، به حیاط میآید و به بازی پر سر و صدای آنها اعتراض میکند.
نیکولا و آلسست دعوای جدیای به راه میاندازند و در نهایت، آلسست توپ خود را برمیدارد و با عصبانیت میگوید: «من دیگر کاری به کشتی خراب تو ندارم.» سپس از حیاط خارج میشود. روز بعد، وقتی نیکولا به خانه آلسست میرود، آن دو درباره رفتار بزرگترها صحبت میکنند و به این نتیجه میرسند که بسیاری از کارهای والدین برایشان قابل درک نیست.
کتاب «یادش بخیر نیکولا کوچولو» مجموعهای جذاب از پانزده داستان کوتاه است که هر کدام ماجراها و شیطنتهای نیکولا و دوستانش را روایت میکند و دنیای کودکان را با زبانی شیرین و طنزآلود به تصویر میکشد.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
کتاب یادش بهخیر نیکولا کوچولو اثر رنه گوسینی و سامپه، ترجمه امیرحسین مهدی زاده، انتشارات هرمس

