کتاب کورها اثر موریس مترلینک، ترجمه شقایق کبودانی، انتشارات قطره

کتاب کورها اثر موریس مترلینک، ترجمه شقایق کبودانی، انتشارات قطره
ناشر : قطره

ضمانت بازگشت کالا - خرید آسان
رقعیقطع
شومیزنوع جلد
321سال انتشار شمسی
در اروپا، در اواخر سدهی نوزدهم و آغاز سدهی بیستم، مکتبی هنری با نام «نمادگرایی» یا «سمبولیسم» شکل گرفت. نویسندگان و نقاشان این مکتب بر این باور بودند که هنر نباید تنها به بازنمایی پدیدههای علمی با توضیحهای فیزیولوژیک محدود شود؛ رویکردی که در مکتبهای رئالیسم و طبیعتگرایی غلبه داشت. آنان از این نگاه یکبعدی بیزار بودند و تلاش میکردند در آثار خود لایههای پنهانتری از واقعیت را آشکار کنند. هدف اصلی آنان جستوجوی معناهای عمیق، کشف بنیادهای هستی و بهبیانی دیگر، دستیابی به «روح جهان» بود. با این حال، این مفاهیم را بهطور مستقیم بیان نمیکردند، بلکه اندیشهها را فشرده و رمزگذاریشده در قالب «نماد» و «نشانه» ارائه میدادند و به یاری یک زبان هنری تازه، فضایی رازآلود برای انتقال اندیشههای درونی و ژرف انسان میآفریدند.
در این میان، «موریس مترلینک» بهعنوان یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین نمایشنامهنویسان مکتب سمبولیسم جایگاه ویژهای یافت. ویژگی آثار او در این بود که با طرح داستانی ساده و خلق فضایی بهظاهر عادی، ناگهان مفاهیمی عظیم و تکاندهنده را آشکار میکرد؛ مفاهیمی که ذهن و جان مخاطب را بهطور عمیق درگیر میساخت. موضوعاتی چون مرگ، زمان و تولد از مهمترین مفاهیمی بودند که در نوشتههای مترلینک تکرار میشدند.
نمایشنامهی «کوران» نمونهای شاخص از اندیشهی سمبولیستی مترلینک است. در این اثر، گروهی نابینا توان درک و هدایت خود را از دست دادهاند و حتی دیگر حواس خویش را نیز به کار نمیگیرند. آنان برای ادامهی زندگی کاملاً وابسته به راهنمایی کشیشی سالخوردهاند؛ گویی در نبود او توان هیچ حرکتی ندارند. مترلینک از خلال این موقعیت، وابستگی مطلق انسان به نیروهای بیرونی و ناتوانی او در مواجهه با زمان و هستی را به تصویر میکشد.
کشیش تصمیم میگیرد نابینایان را از کلیسا بیرون بیاورد و به جنگل ببرد تا اصوات و نشانههای جهان بیرون را لمس کنند. اما هنگامیکه او برای آوردن آب گروه را ترک میکند، نابینایان در سکون و بیحرکتی مطلق باقی میمانند و جز انتظار کاری از دستشان برنمیآید. سرانجام کشیش، که دلنگران سرنوشت نابینایان است و نمیخواهد آنان بدون شناخت جهان پیرامون، در رختخوابهای خود جان بسپارند، همانجا در کنارشان به خوابی ابدی فرو میرود. نابینایان تنها پس از گذشت ساعتها از مرگ او آگاه میشوند؛ لحظهای که نمادی تراژیک از ناتوانی انسان در برابر زمان و سرنوشت است.
این نمایشنامه با زبانی نمادین، انسان را در برابر نیروهایی چون مرگ، زمان و جهل قرار میدهد و نشان میدهد چگونه بیعملی و فقدان درک، انسان را به قیدی برای خویشتن بدل میسازد. «کوران» نهتنها یکی از مهمترین آثار مترلینک، بلکه نمونهای برجسته از اوجگیری اندیشهی سمبولیسم در ادبیات نمایشی اروپا به شمار میآید.
در اروپا، در اواخر سدهی نوزدهم و آغاز سدهی بیستم، مکتبی هنری با نام «نمادگرایی» یا «سمبولیسم» شکل گرفت. نویسندگان و نقاشان این مکتب بر این باور بودند که هنر نباید تنها به بازنمایی پدیدههای علمی با توضیحهای فیزیولوژیک محدود شود؛ رویکردی که در مکتبهای رئالیسم و طبیعتگرایی غلبه داشت. آنان از این نگاه یکبعدی بیزار بودند و تلاش میکردند در آثار خود لایههای پنهانتری از واقعیت را آشکار کنند. هدف اصلی آنان جستوجوی معناهای عمیق، کشف بنیادهای هستی و بهبیانی دیگر، دستیابی به «روح جهان» بود. با این حال، این مفاهیم را بهطور مستقیم بیان نمیکردند، بلکه اندیشهها را فشرده و رمزگذاریشده در قالب «نماد» و «نشانه» ارائه میدادند و به یاری یک زبان هنری تازه، فضایی رازآلود برای انتقال اندیشههای درونی و ژرف انسان میآفریدند.
در این میان، «موریس مترلینک» بهعنوان یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین نمایشنامهنویسان مکتب سمبولیسم جایگاه ویژهای یافت. ویژگی آثار او در این بود که با طرح داستانی ساده و خلق فضایی بهظاهر عادی، ناگهان مفاهیمی عظیم و تکاندهنده را آشکار میکرد؛ مفاهیمی که ذهن و جان مخاطب را بهطور عمیق درگیر میساخت. موضوعاتی چون مرگ، زمان و تولد از مهمترین مفاهیمی بودند که در نوشتههای مترلینک تکرار میشدند.
نمایشنامهی «کوران» نمونهای شاخص از اندیشهی سمبولیستی مترلینک است. در این اثر، گروهی نابینا توان درک و هدایت خود را از دست دادهاند و حتی دیگر حواس خویش را نیز به کار نمیگیرند. آنان برای ادامهی زندگی کاملاً وابسته به راهنمایی کشیشی سالخوردهاند؛ گویی در نبود او توان هیچ حرکتی ندارند. مترلینک از خلال این موقعیت، وابستگی مطلق انسان به نیروهای بیرونی و ناتوانی او در مواجهه با زمان و هستی را به تصویر میکشد.
کشیش تصمیم میگیرد نابینایان را از کلیسا بیرون بیاورد و به جنگل ببرد تا اصوات و نشانههای جهان بیرون را لمس کنند. اما هنگامیکه او برای آوردن آب گروه را ترک میکند، نابینایان در سکون و بیحرکتی مطلق باقی میمانند و جز انتظار کاری از دستشان برنمیآید. سرانجام کشیش، که دلنگران سرنوشت نابینایان است و نمیخواهد آنان بدون شناخت جهان پیرامون، در رختخوابهای خود جان بسپارند، همانجا در کنارشان به خوابی ابدی فرو میرود. نابینایان تنها پس از گذشت ساعتها از مرگ او آگاه میشوند؛ لحظهای که نمادی تراژیک از ناتوانی انسان در برابر زمان و سرنوشت است.
این نمایشنامه با زبانی نمادین، انسان را در برابر نیروهایی چون مرگ، زمان و جهل قرار میدهد و نشان میدهد چگونه بیعملی و فقدان درک، انسان را به قیدی برای خویشتن بدل میسازد. «کوران» نهتنها یکی از مهمترین آثار مترلینک، بلکه نمونهای برجسته از اوجگیری اندیشهی سمبولیسم در ادبیات نمایشی اروپا به شمار میآید.
دستههای مرتبط
تضمین کیفیت
محصول اصلی
پرداخت امن
ارسال سریع
پدیدآورندگان
کتاب کورها اثر موریس مترلینک، ترجمه شقایق کبودانی، انتشارات قطره
